لینکهای قابل دسترسی

دوشنبه ۱ آبان ۱۳۹۶ ایران ۱۴:۱۶

گزارش فیلم «چه می‌شد اگر»: فرق دوستی با عشق


«دنی یل ردکلیف» بازیگر سریال هری پاتر، در فیلم «چه می شد اگر» What If نقش «والاس» یک دانشجوی ترک تحصیلکرده پزشکی را را بازی می کند در شهر تورانتو، که خیلی غصه می خورد چون برخلاف دوستان و همسایگان، او نمی تواند دختری پیدا کند که بتواند عاشقش شود. موضوع فیلم، دوستی هایی هستند با جنس مخالف، که می خواهند به عشق تبدیل شوند.

بعد از آن که در یک میهمانی به چنتری، با بازی «زوئی کزان» Zoe Kazan آشنا می شود، والاس باز هم غصه می خورد، چون چنتی بوی فرند دارد و رابطه آنها نمی تواند از رفاقت ساده ولی صمیمی، فراتر برود. سئوال سناریو این است که آیا پسر و دختر جوان می توانند با هم فقط دوست باشند؟

آشنائی آنها در یک میهمانی و کاملا بدون نقشه اتفاق می افتد ولی والاس و «چنتری» ناگهان متوجه می شوند که ازنظر فکری خیلی به هم شبیه هستند.

فیلم What If دومین کار سینمائی «مایکل داوز» است براساس سناریوئی از «الان ماتسای Elan Mastai». داوز معتقد است که سناریو، سبک یگانه ای دارد. او می گوید خیلی فیلم های کمدی - عشقی شکست می خورند، چون نه خنده دار هستند نه عاشقانه. اما در این سناریو، از کمدی استفاده شده برای تغذیه عشق، برای کشیدن دو شخصیت به سوی هم، و علاقه به طنز و طعنه، این دوشخصیت را به هم پیوند می دهد.

چنتری مانعی نمی بیند که دوست تازه اش والاس را به شام دعوت کند، اما دوست پسر او، بن، با بازی «ریف اسپل»، هر چند شوخی می کند، ولی آشکارا از سرانجام دوستی آنها، نگران است. بتسی شارکی منتقد لس آنجلس تایمز، «What If» را بهترین کار کارگردان مایکل داوس می داند که به نظر او، هنرمند جسوری است که از زبان گستاخ در فیلم هایش پرهیز ندارد.

فیلم «چه می شد اگر» What If را در جشنواره تورانتو با نام «حرف F» نمایش دادند، که برعکس تصور عموم، منظور از F واژه friends یا دوستان بود. فیلم What If بارها اسم عوض کرد. اسم فیلم، برای نمایش در بازار مکزیک « فقط دوست، یک فکر بد» بود. هواداران هری پاتر در پایتخت مکزیک جمع شده بودند برای استقبال از «دنی یل ردکلیف»، که به مناسبت آغاز اکران فیلم در مکزیکوسیتی، روی فرش قرمز حاضر شد.

سناریست «الان مستای» می گوید موضوع فیلم وجود رابطه غیرقابل انکار بین دو آدم است، که همیشه بی دردسر نیست. زمان خیلی مهم است و برای این دو، نامناسب. او می گوید از نوشتن کمدی عشقی اخلاقی خوشش می آید چون چنانکه در فیلم هم گفته می شود، عشق همیشه بهانه بوده برای همه جور بدرفتاری.

تحمل دوستی ساده با دختری که آدم عاشق اش است، کلافه کننده می شود. در یک صحنه فیلم، هم اطاقی والاس، به او اصرار می کند که باید دست از لجاجت بردارد و عشق خود را به چنتری ابراز کند. منتقد لس آنجلس تایمز، دیالوگ فیلم را هوشمندانه و جوان می داند، از نوعی که مثلا در سریال دخترها از «لینا دانم» می بینیم، اما از دید بعضی منتقدها، هر چند قصه فیلم تازگی ندارد، ولی می توانست همچنان فیلم دلپذیری باشد، اگر نویسنده از دیالوگ بی فکر و پیش پا افتاده، پرهیز می کرد.

با این حال، تبدیل شدن دوست به معشوق، سوژه آشنائی به نظر می رسد. شاید معروف ترین فیلم با این سوژه، «وقتی هری با سلی ملاقات می کند» When Harry Meets Sally - از کارگردان «راب راینر» باشد که فیلم What If را منتقدها بزرگداشت آن می دانند.

اخیرا (سال 2011) دو تا فیلم تقریبا همزمان آمدند، در باره رابطه هائی که همبستری داشت، ولی عشق نداشت، که سرانجام به عشق کشیده شد، یعنی نوع غیراخلاقی همین قصه، یکی «No Strings Attached» بود با بازی «نتلی پورتمن» و «اشتن کاچر» و دیگری «Friends with Benefits» بود با بازی «جاستین تیمبرلیک» و «میلا کونیس.»

اما در نوعی که نویسنده «Elan Mastai» آن را اخلاقی توصیف می کند، نبود همبستری، انتظار و تعلیق ایجاد می کند، چون هر دو از آن پرهیز می کنند. زندگی عاشقانه ای که بخواهد با شکستن دل شخص ثالث پا بگیرد، معمولا آینده خوشی نمی تواند داشته باشد. مانع دیگر برای تبدیل دوستی به عشق، نجابت ذاتی شخصیت والاس است. به عقیده جاستین چنگ، منتقد ورایتی، تنها بازیگر «دنی یل ردکلیف» است که می تواند ترکیب حسرت و نجابت را به خوبی جلوه بدهد.

بتسی شارکی، منتقد روزنامه لس آنجلس تایمز بازیگر «زوئی کازان» را هم خیلی مناسب می داند، به خصوص در مقابل «دنی یل ردکلیف،» چون یکی رها و بی خیال است و دیگری دقیق و کنترل شده. خانم شارکی می نویسد این دو با هم به قدری دلربا هستند که تماشاگر بدش نمی آید رابطه شان از دوستی ساده فراتر برود.

تاد مککارتی در نشریه تخصصی «هالیوود ریپورتر» معتقد است که کشش فیزیکی بین این دو بازیگر وجود ندارد، ولی شخصیت های معصوم و با ذوقی دارند که آنها را در یک راستا قرار می دهد. سناریو به آنها دیالوگهای بی پایان می دهد که بعد از دیدار، آخر شب با تلفن هم ادامه پیدا می کند که برای تماشاگر عجیب و پوچ می شود وقتی می بیند دو آدمی که این قدر با هم حرف دارند، با هم به یک منزل و یک بستر نمی روند.

چند مکانیسم درقصه گنجانده شده که به تدریج مانع اصلی را از سر راه آنها بر می دارد. مانع عشق آنها، بن، دوست پسر خوش تیپ و باهوش «چنتری» است. او یک دیپلمات جوان و آینده دار است، که به دلیل ماموریت اداری، به ایرلند گسیل می شود.

وقتی چنتری، خواهرخودش دالیا، با بازی «میگن پارک» را برای والاس جور می کند، فرصت برای با هم بودن برای دو دلداده بیشتر می شود.

تلاش آشکاری وجود دارد برای عبور از کلیشه های آشنای این ژانر، یا دست کم، تغییر دادن بعضی از کلیشه ها، که از دید منتقد ورایتی، فیلم What If را تا حدودی غیرمتعارف و جذاب کرده. به نظر او، این فیلم، سه چهارم دل انگیز و جذاب است و یک چهارم لوس.

از دید هنری بارنز، منتقد گاردین، جنبه شکرین و لوس سناریو، به خصوص در دیالوگها، بر جنبه های دیگر می چربد. او آن را به ساندویجی تشبیه کرده که گوشت در آن خیلی کم است ولی پراست از شکر و چربی، که تمام کردن آن سخت می شود.

از این کارگردان چند سال پیش، فیلم Goon را دیدیم، در باره هاکی روی یخ، که دربان گردن کلفتی با بازی «شان ویلیام اسکات» عضو تیم می شود برای کوبیدن رقبا. بتسی شارکی، منتقد لس آنجلس تایمز در کار این کارگردان، جسارت می بیند برای استفاده از دیالوگهای گزنده در کمدی، و معتقد است که نویسنده «الان مستای» موفق شده برای هر دو شخصیت اصلی، دیالوگهای نیشدار بنویسد که از زبان طنزآمیز خاص نسل جوان تحصیلکرده امروزی، در آن ها، آگاهی دیده می شوئد. همین دیالوگها، فیلم What If را به سریال «دخترها Girls» در شبکه HBO تشبیه کرده، که بازیگر آن، ادم درایور Adam Driver اینجا نقش هم اطاقی «دنی یل ردکلیف» را بازی می کند و هنرپیشه ای است که به خوبی از عهده نمایش خودپسندی و خودمحوری مشنگ این نوع آدمها، خوب بر می آید.

XS
SM
MD
LG