مهرداد محمدینیا، یکی از معترضان دیماه ۱۴۰۴، ۱۱ خرداد امسال اعدام شد؛ بنابر گزارشها، مخفیانه و بدون آنکه فرصت آخرین دیدار با خانوادهاش را داشته باشد. از زمان بازداشت تا صدور و اجرای حکم اعدام او، کمتر از پنج ماه گذشته بود؛ روندی که به گفته نهادهای حقوق بشری با سرعتی کمسابقه طی شد.
از دادگاه او یک ویدیوی یک دقیقه و ۴۸ ثانیهای در رسانههای جمهوری اسلامی منتشر شده است. در تمام این ویدیو، تنها جملهای که از مهرداد محمدینیا شنیده میشود این است: «کاری را که گفتم، گردن گرفتم. جو زده شدم و واقعا پشیمانم.» اما این جملات کوتاه و تقطیعشده، امکان راستیآزمایی این ادعا را که او دقیقا چه عملی را پذیرفته یا از چه اقدامی ابراز پشیمانی کرده است، فراهم نمیکنند. با این حال، در روایت رسمی جمهوری اسلامی همین چند جمله بهعنوان بخشی از مستندات پرونده مورد استناد قرار میگیرد.
دادگاه او همراه با دو معترض دیگر، اشکان مالکی و آرمان معرفتی، در اسفند ۱۴۰۴ برگزار شد. سازمانهای حقوق بشری گزارش دادهاند که این دادگاه به احتمال زیاد در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی، مشهور به «قاضی اعدام» برگزار شده است.
هر سه متهم در پروندهای که اتهام آن «آتش زدن مسجد جعفری کوی نصر و حوزه علمیه» عنوان شده بود، با اتهامهایی از جمله «آتش زدن عمدی مسجد جعفری و حوزه علمیه»، «تخریب اموال عمومی و خصوصی»، «انسداد خیابانها»، «درگیری با ماموران» و «مشارکت در اقدامات عملیاتی علیه امنیت کشور» به اعدام محکوم شدند.
در روایتهای رسمی به محل اجرای حکم اشارهای نشده است، با این حال، منابع مطلع به سازمان حقوق بشر ایران گفتهاند که حکم اعدام این دو نفر در زندان قزلحصار کرج اجرا شده است.
این احکام در دادگاهی صادر شد که، بنابر گزارشهای منتشرشده، متهمان از حضور وکیل تعیینی خود محروم بودند، رای دادگاه بر پایه اعترافاتی صادر شد که نحوه و شرایط اخذ آنها همچنان نامشخص است و کل روند رسیدگی، از بازداشت تا اجرای حکم، در کمتر از پنج ماه به پایان رسید.
اطلاعات هویتی و چگونگی مراسم تدفین مهرداد محمدینیا
از مهرداد محمدینیا در روایت رسمی جمهوری اسلامی اطلاعات چندانی منتشر نشده است. متهمان سیاسی و امنیتی در گزارشهای قوه قضاییه اغلب به اتهامات انتسابیشان فروکاسته میشوند و عموما تنها اطلاعات موجود، نام پدر آنهاست. نام پدر مهرداد محمدینیا، محرم بود.
اطلاعات تکمیلی مربوط به مهرداد محمدینیا در برخی گزارشهای سازمانهای حقوق بشری انعکاس یافته است. مهرداد محمدینیا از شهروندان کُرد اهل شهر قروه استان کردستان، و کارگر در میدان ترهبار تهران بود. بر اساس گزارش کُردپا، آژانس خبر رسانی کردستان، مهرداد محمدینیا از قروه برای کار به تهران آمده بود و همانجا در محل کارش زندگی میکرد. بر اساس همین اطلاعات، «او مجرد بود و گاهی برای دیدن خانواده به شهرستان رفتوآمد داشت.»
پس از اعدام مهرداد محمدینیا، سازمان حقوق بشری هیوا، در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) با انتشار ویدیویی از رقص کُردی او نوشت که جوان معترضی که «روزی با رقص، زندگی را جشن میگرفت» اعدام شد.
ویدیویی دیگر هم در شبکههای اجتماعی منتشر شد، ویدیویی از مراسم گرامیداشت یاد او در روستای قسلان قروه. بر اساس اطلاعات منتشر شده در شبکههای اجتماعی، پس از بازگرداندن پیکر مهرداد محمدینیا به زادگاهش، مراسم تشییع او در پی فشارهای امنیتی در سکوت کامل برگزار شد. اما یک روز پس از خاکسپاری، اهالی روستای قسلان با برگزاری مراسم سوگواری و همچنین پرواز دادن چند کبوتر یاد او را گرامی داشتند.
روایت رسمی، از دادگاه اسفند ۱۴۰۴ تا اعدام در خرداد ۱۴۰۴
خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی در ۲ اسفند ۱۴۰۴ در گزارشی درباره برگزاری دادگاه مهرداد محمدینیا و دو معترض دیگر خبر داد.
در این گزارش، به نقل از نماینده دادستان این معترضان متهم شدند به «اقدام عملیاتی برای اسرائیل، دولتها و گروههای «متخاصم» برخلاف امنیت کشور با قابلیت کشتار، تخریب اموال عمومی و خصوصی و ایجاد رعب و وحشت از طریق تخریب مسجد، تحریق موتورسیکلتهای داخل مسجد، تخریب تابلوهای راهنمایی و رانندگی، مسدود کردن خیابان و اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی کشور» از طریق حضور در آنچه «آشوبهای دیماه سال ۱۴۰۴» خوانده شد.
در این گزارش آمده است که به دستور قاضی، تصاویر و فیلمهای مستندی از شب حادثه، ۱۹ دیماه، در دادگاه پخش شد. با این حال، هیچ توضیحی درباره محتوای این تصاویر و فیلمها ارائه نشد و روشن نیست این مستندات چگونه میتوانند اتهامهای مطرحشده، بهویژه اتهام «اقدام عملیاتی به نفع اسرائیل و گروه متخاصم»، را به معترضان منتسب یا اثبات کنند.
در این گزارش، درباره اظهارات مهرداد محمدینیا صرفا به این اکتفا شده است که «متهم در دفاعیات خود حضور در اغتشاشات و در محل مسجد را پذیرفت.»
در ادامه نیز ادعا شده است که او گفت: «توبه میکنم و از کارم پشیمانم و واقعا شرمنده هستم.» مشخص نیست او دقیقا به ارتکاب چه عملی اقرار کرده، از چه اقدامی ابراز پشیمانی کرده یا این اظهارات چگونه و تحت چه شرایطی از او اخذ شده است.
نهادهای حقوق بشری بارها نسبت به رویه اخذ اعترافات تحت فشار و شکنجه از متهمان در جمهوری اسلامی هشدار دادهاند. این نهادها هشدار میدهند که اعترافاتی که در شرایط شکنجه و فشار به دست آمده باشند، از اعتبار حقوقی برخوردار نیستند و نمیتوان آنها را مبنای صدور احکام قضایی قرار داد.
همچنین، در گزارشی که خبرگزاری میزان پس از اعدام مهرداد محمدینیا و اشکان مالکی منتشر کرد، دو نقل قول به عنوان اعترافات مهرداد محمدینیا منتشر شده است. میزان مدعی شد او گفته است: «به همراه اشکان مالکی وارد مسجد شدیم، دو موتور هوندا و تریل را آتش زدیم و در حالی که موتورها در حال سوختن بودند، با سنگ شیشههای داخل مسجد را شکستم.»
میزان در ادامه به نقل از مهرداد محمدینیا نوشت: «در ۱۹ دیماه در اغتشاشات شهر تهران شرکت کردم و با همکاری اشکان مالکی اقدام به شعار دادن، بستن خیابان، حمله به مسجد و آتشزدن دو دستگاه موتورسیکلت کردم.» «اغتشاشات» اصطلاحی است که مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی برای اشاره به اعتراضات مردمی به کار میبرند.
در ویدیوی منتشرشده از دادگاه نیز سه معترض با لباس زندان دیده میشوند؛ در حالی که ماموران لباسفرمپوش در ردیف پشت سر و حتی کنار آنها نشستهاند. در این تصویر هیچ وکیلی دیده نمیشود و هیچ بخشی از دفاعیات وکیل متهمان نیز در گزارش کتبی از دادگاه یا در ویدیو منتشر نشده است.
گزارش حقوق بشری و نقش وکیل تسخیری
تاریخ دقیق بازداشت مهرداد محمدینیا بهطور دقیق ذکر نشده است، اما آنچه مشخص است این است که او در ارتباط با اعتراضات ۱۹ دی در تهران بازداشت شده است. آژانس خبررسانی کردستان، کُردپا، در گزارشی به نقل از منابع خود روایتی مغایر با روایتهای رسمی منتشر کرد.
کُردپا میگوید دستگاههای امنیتی و قضایی مشخص نکردهاند در چه مرحلهای از بازداشت برای مهرداد محمدینیا وکیل تسخیری تعیین شده است. اما به گفته منابع این رسانه حقوق بشری، «در ابتدای پرونده یک وکیل تسخیری زن تعیین شده بود و در مرحله بازپرسی چندین لایحه نیز ارائه کرده بود.»
منابع کردپا معتقدند که «او از مهرداد محمدینیا دفاع مناسبی میکرد، اما بعدا به خانواده اطلاع داده شد که این وکیل از پرونده کنار گذاشته شده و وکیل تسخیری دیگری جایگزین او شده است.»
کردپا میگوید وکیل تسخیری بعدی، «بهصورت پنهانی از نزدیکان او مبلغ دو میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان برای فرجامخواهی دریافت کرده است»؛ آنهم در وضعیتی که خانواده مهرداد محمدینیا از طبقه اقتصادی کمبرخورداری هستند.
در نهایت وکیل تسخیری دوم، در فرجامخواهی با استناد به ایرادات شکلی، نبود ادله کافی و مستندات پرونده، خواستار نقض حکم و اثبات بیگناهی مهرداد محمدینیا شد.
به گفته وکیل، دادگاه انقلاب در حالی اتهام «آتش زدن حوزه علمیه» را در رای نهایی مطرح کرده که در مرحله دادسرا، مهرداد محمدینیا تنها به «تخریب مسجد و قسمتی از اموال» متهم شده بود و این اتهام جدید هرگز به او «تفهیم اتهام» نشده است.
با اینهمه، در خصوص اتهام «آتش زدن حوزه علمیه» لایحه به مستندات تصویری و شهادت خادم حوزه استناد میکند. بر اساس این دفاعیه، خادم حوزه اعلام کرده است افرادی که وارد حوزه شدند تا آنجا را آتش بزنند «تیشرت مشکی» به تن داشتند، در حالی که تصاویر دوربینهای مداربسته محل کار مهرداد نشان میدهد او در آن روز «هودی سورمهای» بر تن داشته است؛ موضوعی که به گفته وکیل، انتساب این اتهام به مهرداد محمدینیا را رد میکند.
درباره اتهام «آتش زدن مسجد» نیز وکیل با اشاره به اظهارات مهرداد محمدینیا میگوید که او تنها شکستن «چند شیشه مسجد» را پذیرفته و صراحتا «آتش زدن مسجد، شکستن درب، آتش زدن سطل زباله یا کندن علائم راهنمایی» را رد کرده است.
در بخش دیگری از لایحه فرجامخواهی که کردپا میگوید مستندات آن به دستش رسیده، تاکید شده است که هیچ سند، شاهد یا مدرکی مبنی بر اینکه مهرداد محمدینیا با کشورهای «متخاصم» ارتباط داشته و از آنها دستور گرفته یا اقدام به «جاسوسی» کرده باشد وجود ندارد.
وکیل اعلام کرده است که مهرداد محمدینیا «کاملا از فراخوانهای ۱۸ و ۱۹ دیماه بیاطلاع بوده است». او عنوان کرده است که «محل سکونت مهرداد محمدینیا با محل تجمع و خیابان فاصله بسیار کمی داشته است، او برای خرید به سر خیابان آمده و با لباس راحتی در تجمع حضور پیدا کرده است. او به یکباره در سیل جمعیت قرار گرفته و همراه جمعیت شده است.»
با اینهمه، به گزارش میزان، دیوان عالی کشور فرجامخواهی وکیل مهرداد محمدینیا را رد کرد و حکم اعدام را تایید کرد.
مهرداد محمدینیا در حالی اعدام شد که بر اساس گزارش کردپا، طبق استعلام پلیس راهور، تنها دارایی او یک خودروی پراید اقساطی بود که در زمان بازداشت هنوز یک قسط آن باقی مانده بود.