لینکهای قابل دسترسی

خبر فوری
سه شنبه ۳۰ دی ۱۴۰۴ ایران ۰۰:۳۵

گرامی‌داشت مارتین لوتر کینگ؛ رهبر جنبشی که با وجدان و اخلاق در خيابان پیش رفت


مارتین لوتر کینگ جونیور، از رهبران جنبش حقوق مدنی در آمریکا
مارتین لوتر کینگ جونیور، از رهبران جنبش حقوق مدنی در آمریکا

در قرنی که سیاست اغلب با خشونت، کودتا و انقلاب‌های خونین تعریف می‌شد، مارتین لوتر کینگ مسیر دیگری را پیشنهاد داد. مسیری که در آن خیابان جای اسلحه را گرفت و وجدان عمومی جای زور. او نشان داد که قدرت، پیش از آن‌که فروبپاشد، باید دیده و قضاوت شود.

مارتین لوتر کینگ جونیور، کشیش، فعال اجتماعی، و از رهبران جنبش مدنی آمریکا، از میانه دهه ۱۹۵۰ میلادی (دهه ۱۳۳۰ خورشیدی) مبارزه خود با تبعیض نژادی را آغاز کرد؛ مبارزه‌ای که با تحریم اتوبوس‌های مونتگُمری در ایالت آلاباما پس از بازداشت رزا پارکس به شکلی ناگهانی وارد عرصه عمومی شد.

او به‌سرعت به چهره محوری جنبش حقوق مدنی آمریکا بدل شد. جنبشی که با وجود زندان، تهدید، خشونت، و حتی ترور او در سال ۱۳۴۷، توانست قوانین تبعیض‌آمیز را به چالش بکشد و حقوق مدنی سیاه‌پوستان را در قانون و در وجدان جامعه آمریکا تثبیت کند.

کینگ صرفاً یک رهبر معترض نبود. او پروژه‌ای آگاهانه برای اخلاقی‌کردن سیاست در پیش گرفت. در جهانی که قدرت اغلب از لوله تفنگ یا پشت درهای بسته اعمال می‌شد، او سیاست را به خیابان آورد اما آن را در خشونت حل نکرد. راه پیشنهادی‌اش رادیکال بود، چون ساختار نوع انديشيدن دستگاه قدرت را نشانه می‌گرفت و آرام بود چون از تخریب فیزیکی پرهیز می‌کرد. مقاومت بدون خشونت، در نگاه او، نه انفعال بلکه شکلی از تهاجم سياسى در فُرم اخلاقی بود.

الهام اصلی کینگ از مهاتما گاندی می‌آمد. اما این الهام صرفاً تقلید نبود، بلکه ترجمه‌ای هوشمندانه براى جامعه آمريكا بود. او روش نافرمانی مدنی گاندی را به متن جامعه آمریکا منتقل کرد. تحریم، راهپیمایی، نپذیرفتن قانون ناعادلانه و تبدیل رنج روزمره به سندی عمومی. کینگ باور داشت خشونت، حتی اگر به پیروزی کوتاه‌مدت منجر شود، مشروعیت جنبش را می‌سوزاند و آینده جامعه را مسموم می‌کند. براى كينگ، دشمنى وجود نداشت. هدفش قانع كردن و درنهايت رسواکردن نظام ناعادلانه‌اى بود که دیگر نتواند خود را عادل نشان دهد.

جنبش حقوق مدنی به رهبری کینگ، انقلابی بدون اسلحه بود. انقلابی که به‌جای تصرف مراکز قدرت، قانون، رسانه، و حافظه جمعی را هدف گرفت. تصاویر بدن‌های کتک‌خورده، زندان‌های پُر، و سکوتی که دیگر قابل پنهان‌کردن نبود، به ابزار سیاست بدل شد. این جنبش نشان داد که وقتی خشونت ساختاری در معرض دید عمومی قرار می‌گیرد، قدرت دو راه بيشتر ندارد. يا از شرم فرو مى‌پاشد یا بايد خودش را دوباره‌خوانى و تصحيح كند. جامعه آمريكا راه دوم را در پيش گرفت.

در این چارچوب فکری، مبارزه با یهودستیزی جایگاهی روشن داشت. کینگ تبعیض را امری گزینشی نمی‌دید. از نگاه او نژادپرستی علیه سیاه‌پوستان، یهودستیزی و دیگر اشکال نفرت، شاخه‌های یک ریشه‌اند. انکار کرامت انسان. او یهودستیزی را به‌شدت محکوم می‌کرد و آن را بخشی از همان ریشه‌های نفرت و انکار کرامت انسانی می‌دانست که نژادپرستی علیه سیاه‌پوستان را نیز شامل می‌شود.

او تأکید می‌کرد آزادی هیچ گروهی پایدار نیست اگر هم‌زمان برای آزادی دیگران نجنگد. عدالت، اگر همگانی نباشد دیر یا زود به تبعیضی تازه بدل می‌شود.

الگوی کینگ به‌سرعت از مرزهای آمریکا عبور کرد. جنبش‌های ضد آپارتاید، اعتراضات مدنی در اروپا و آمریکای لاتین، و بسیاری از حرکت‌های عدالت‌خواهانه از منطق او الهام گرفتند. فشار مداوم، پرهیز از خشونت متقابل و تکیه بر روایت و تصویر. این روش، زبان مشترکی برای اعتراض ساخت؛ زبانی که مشروعیت را مهم‌تر از زور می‌دانست.

در ایران امروز نیز، هرچند شرایط تاریخی و ساختاری متفاوت است، پژواک این الگو شنیده می‌شود. هرجا اعتراض بر خیابان، ضربه بر بدن انسان، روایت چگونگى سركوب و رسوايى قدرت تکیه کرده و خشونت را به ابزار افشا بدل ساخته، به همان سنت تعلق دارد. سنتی که می‌گوید قدرت فاسد، پیش از سقوط بايد دیده و داوری شود.

مارتین لوتر کینگ سیاست را از میدان زور به قلمرو وجدان منتقل کرد. او نشان داد انقلاب همیشه انفجار نیست؛ گاهی فرسایش تدریجی مشروعیت، از هر خشونتی ویرانگرتر است. همین جابه‌جاییِ بنیادین است که او را نه فقط یک رهبر تاریخی، بلکه الگویی ماندگار برای مبارزات معاصر جهان کرده است.

XS
SM
MD
LG