لینکهای قابل دسترسی

جمعه ۲۴ آذر ۱۳۹۶ ایران ۰۰:۳۰
یادداشت زیر برگردان مقاله لی لی پورزند در تارنمای «www.ipolitics.ca»است. خانم پورزند فارغ التحصیل رشته مطالعات زنان از دانشگاه یورک کاناداست و هم اکنون به یک مرکز حمایت از زنان در تورنتو مشاوره می دهد.

سال ها پیش، دختری هفده ساله، مقیم ایران بودم و برای آینده ام برنامه ریزی می کردم. به رشته حقوق علاقه داشتم اما کشش و عشق واقعی من این بود که مددکار اجتماعی و یا روانشناس شوم.

اما به من گفتند به دلیل این که زن هستم، شانس این که در دانشگاه حقوق پذیرفته شوم بسیار اندک است. رتبه من بسیار خوب بود و اگر من، در مقام یک زن نمی توانستم به دانشگاه حقوق راه پیدا کنم، پس چه کسی را راه می دادند؟

اندک زمانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، دانشگاه های حقوق کشور سهمیه های جنسیتی جدی را برای پذیرش دانشجویان اعمال کردند و در هر دوره بیشتر از ٢٥ دانشجوی دختر نمی پذیرفتند. این تجربه شخصی از تبعیض جنسیتی تاثیر عمیقی بر من داشت. من مصمم شدم که علائق خود به مددکاری اجتماعی و روانشناسی را رها کنم و حقوق بخوانم تا به جهان ثابت کنم که هیچ کس نمی تواند من را صرفاً به دلیل جنسیتم از یک رشته تحصیلی باز بدارد. در سال ١٩٩٩ از رشته حقوق دانشگاه تهران فارغ التحصیل شدم.

روز ١١ اکتبر جهان آماده شده بود تا برای اولین بار «روز بین اللملی کودکان دختر» را جشن بگیرد. اما حمله مردان مسلح طالبان به ملاله یوسف زی، دختر ١٤ ساله حامی حق دختران برای آموزش در پاکستان که دو روز پیش از آن روی داد، این جشن ها را به عزاداری بدل کرد.

ملاله فقط می خواست از حق مدرسه رفتن بهره مند باشد، همانگونه که پسرهای پاکستانی مدرسه می روند. طالبان مصمم بود که ملاله بهای ارتکاب این «جرم» را با فدا کردن جان خود بدهد. هم اکنون ملاله در بیمارستانی در لندن بستری و در حال بهبود است و جهان در حالی که برای سلامت او دعا می کند، ناظر روند پیشرفت او است.

مدرسه، اولین فرصت کودک برای تجربه یک زندگی مستقل است. میلیون ها دختر در سراسر جهان هنوز از دسترسی به امکانات و حقوق ابتدایی برابر برای آموزش محروم هستند. آن ها ناچارند تا در خلوت خانه هایشان و تحت نظارت والدین خود در منزل بمانند. بنیادگرایان با ممانعت از حضور زنان و کودکان در مدارس و نهادهای آموزشی، در واقع نیمی از جمعیت جهان را از مشارکت در امور اجتماعی بازداشته اند.

بنیانگرایان به خوبی آگاه هستند که آموزش، زنان را از زیر بار سکوت تبعیض و ستم رها می کند. آموزش قدرتمندترین ابزار اجتماعی، اقتصادی و سیاسی زنانی است که به زور پشت درهای بسته جوامع تحت حاکمیت های بنیان گرا اسیر شده اند.

تاکید بیش از حد بر پاکدامنی زنان در پاکستان و سایر نقاط جهان و مطرح کردن ایده دور نگهداشتن زنان و دختران از جامعه برای محافظت از آن ها ابزاری برای توجیه تلاش های این جوامع برای بازداشتن زنان از آموزش، شغل و استقلال کلی است.

بنیانگرایان برای اعمال چنین محدودیتهایی ادعا می کنند که حوزه عمومی خشن و ننگ آور است و پاکدامنی و طهارت زنان نباید از طریق حضور «غیرضروری» در این فضا لکه دار شود. خطر بسیار جدی متوجه جان، سلامت و آبرو و امنیت ملاله و میلیون ها دختر دیگر سراسر جهان است که این نظریه تبعیض آمیز سنگدلانه را به چالش می کشند.

آموزش، شاهراه آینده ای آزاد و فارغ از آزار و اذیت جنسی در فردایی نه چندان دور است. دخترانی همچون ملاله نقش راهبردی در جهان ایفا خواهند کرد. ما امروز در قبال آن ها مسئولیت داریم؛ همانطور که دبیرستان های پاکستان و افغانستان برای ابراز همدردی با ملاله نسبت به این حمله اعتراض کردند و خواهان حقوق برابر برای آموزش دختران و پسران شدند.

اگر ملاله امروز ساکت است، او فردا همراه با صدای میلیون ها نوجوان در سراسر جهان سخن خواهد گفت. ما باید گوش شنوا داشته باشیم.
XS
SM
MD
LG