لینکهای قابل دسترسی

پنجشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۶ ایران ۲۰:۳۴

«دیوید لینچ» کارگردان سرشناس آمریکایی یک کلوپ شبانه را که انگیزه ساختن آن «کلاب سیلنسیو» در فیلم «جاده مالهالند» Mullholand Drive بوده در شهر پاریس به راه انداخته است. کلوپی که شما را به دنیایی ناشناخته در یک فضای مرموز و عجیب وغریب می برد.

البته در این کلوپ شبانه از «کوتوله ها» خبری نیست و تا وقتی که یکی دو گیلاس مشروب نخورده اید کسی با شما به شکل «وارونه» صحبت نمی کند و به جز یک مشتری ژاپنی که در لباس «کابویی» در شب گشایش این کلوپ ظاهر شده بود و بعدا معلوم شد که او یک طراح مد است، بقیه اشخاص از لحاظ شکل ظاهری خیلی معمولی و برخلاف شخصیت های فیلم های «لینچ» عادی هستند.

در همین شب گشایش «سیلنسیو» یا کلوپ شبانه تازه «دیوید لینچ» در پاریس که داخل آن چیزی شبیه به باری است که انگار داخل یک آزمایشگاه پدیده های عجیب و غریب پزشکی تعبیه شده است، هیچ واقعه غیرطبیعی رخ نداد به جز آن که در آنجا از خود این کارگردان نابغه سینمای آمریکا «دیوید لینچ» به هیچوجه خبری نبود. هرچند برخی معتقدند او حتما از پشت یکی از شیشه های دود زده دیوارهای قدیمی در حالی که یکی از کلاه گیس های آنتیک «نیکلاس کیج» را در دست داشته مشغول تماشای داخل کلوپ بوده است.

در کلوپ «سیلنسیو» همه چیز از توالت ها و آینه های داخل آن گرفته تا بادام هایی که در ظرف های کوچک روی بار قرار گرفته، همه و همه رنگ سیاه خورده است. اسباب و اثاثیه این کلوپ هم از دهه پنجاه میلادی الهام گرفته است. صندلی های اطراف محوطه کلوپ به صورتی انتخاب شده که «فرد ضمن نشستن در آن ها بتواند در همه لحظات آن حالت هشیاری نسبت به آینده ای مرموز و نامعلوم را در خود حفظ کند.»

بعضی ها معتقدند این کلوپ شبانه، پاسخ «دیوید لینچ» به «کارخانه اندی وارهال» است. کافه اگزیستانسیالیستی «فلوره»، کاباره «دادائیستی» ولتر..اما خود دادا کجاست؟

در جواب مدیر کلوپ «سیلنسیو» می گوید: «من به شما اطمینان خاطر می دهم که آقای لینچ درحال حاضر نه تنها در پاریس نیست بلکه اصلا در قاره اروپا هم نمی باشد. اما قرار است تا برای برنامه ریزی های کلوپ در ماه آینده به اینجا بیاید.»

روی در ورودی توالت ها کلوپ هم نوشته شده است: «در این محل ماسک اکسیژن وجود ندارد!»

دیوید لینچ به تازگی در مصاحبه ای که با «پائولا جنوین» خبرنگار نشریه «اکسپرس» L'Express در خانه خود در هالیوود هیلز انجام داده است درباره ساختن این کاباره می گوید: «من درحال حاضر ۶۵ ساله ام. می گویند مردها وقتی به سن پنجاه سالگی می رسند می خواهند برج و باروهای بلندی بسازند تا قدرت و عظمت خودشان را به نمایش بگذارند. من فیلم های زیادی را کارگردانی کرده ام. آهنگ ساخته ام. انوع و اقسام وسائل عجیب و غریب اختراع کرده ام و خلاصه کارهایی انجام داده ام که همه آن ها ابتدا و انتهایی داشته اند. حالا تصمیم گرفته ام یک چیز منسجم و قابل لمس که واقعا وجود دارد بسازم!»

دیوید لینچ می گوید:«اول با نقاشی شروع کردم. در طول مدت سه سال گذشته من در کارگاهی در«مونپارناس» جایی که «پیکاسو» و «میرو» نقاشی می کرده اند کار کرده ام. روی همان سنگ هایی که آن ها روی آن کار کرده اند نقاشی کرده ام. بعد ناگهان تصمیم گرفتم روی ایده این بار و این کلوپ شبانه کار کنم و در طول دو سال گذشته همین کارم بوده است. حالا با در نظر گرفتن نتیجه این کار، پیش خودم فکر می کنم حالا دیگه حتما فناناپذیر شده ام! احساس می کنم توانسته ام بخش عظیمی از فضا و شخصیت هایی که در فیلم هایم به وجود آورده ام، حتی موسیقی که ساخته ام را در این محل ابدی کنم.»

در انتهای پله هایی که شما را شش طبقه به زیر زمین می برد، احساس می کنید دنیای دیگری در داخل «کلوپ سیلنسیو» در انتظار شماست. بارهای کوچک و پراکنده «بودائیستی» که هرکدام یک پرده کوچک سینما را در خود جای داده اند. یک کتابخانه. جنگل رویایی معروفی که در «تویین پیک» (سری فیلم های ترسناک تلویزیونی دیوید لینچ) دیده ایم و خلاصه هرچیزی که ممکن است وجود آن در شهری چون پاریس غیرممکن باشد در این کلوپ گنجانده شده است. یک لحظه فضای کلوپ به کلی تاریک می شود. لحظه ای دیگر ناگهان یک تونل طلایی به شکل «مندلا» های تو درتو روشن می شود. فضای «کلوپ» گاه شبیه به «نیروانا» یا بهشت موعود است و گاه تبدیل به یک بار قدیمی و نم کشیده در شهر سینسیناتی در دهه هفتاد میلادی آمریکا می شود.

طلا کاری های ظریف بخش هایی از دیوارهای کلوپ را همان هنرورانی که بنای آرامگاه «ناپلئون» را تزیین کرده اند ساخته اند. دیوید لینچ حتی خواسته بود که در قسمت هایی که شبیه جنگل های فیلم های اوست چند «کولی» واقعی کار برش در و دیوارها را برعهده بگیرند اما به او گفته شد که «سارکوزی» در حال اخراج کولی ها از فرانسه است و این تقاضای او انجام پذیر نیست!

پنج سال از ساختن آخرین فیلم دیوید لینچ «اینلند امپایر» گذشته است اما این فیلمساز هنوز حاضر نیست به این سئوال پاسخ بدهد که آیا فیلم دیگری در دست تهیه دارد یا نه؟

لینچ می گوید: «سیلنسیو برای من محل عزیزیه. من همیشه دلم می خواست یک چنین محل خودمونی و جایی را که همه هنرها بتوانند با هم یکجا قرار بگیرند بسازم. اینجا البته تبدیل به کارگاه «اندی وارهال» نخواهد شد اما جایی است که هر هنرمند پیشرویی که ایده های بکر و تازه داره میتونه بیاد و تجربه هایش را در اینجا پیاده کند. این هنرمندان از هر رشته هنری میتوانند به ایجا بیایند و چیزهای تازه ای را به این جا اضافه کنند و هرچه که دوست دارند خلق کنند.»

اما چرا دیوید لینچ این مکان به خصوص به آدرس شماره ١۴٢ کوچه مونمارتر را برای «سیلنسیو» انتخاب کرده است؟ به طور مشخص به این دلیل که این کوچه محلی است که «مولیر» در آن به خاک سپرده شده است. امیل زولا کتاب معروف خود «متهم» را در زیرزمین همین ساختمان به چاپ رسانده است. در کافه روبروی این ساختمان هم ژان ژاره، قهرمان سوسیالیستی که می خواست جلوی وقوع جنگ جهانی اول را بگیرد ترور شده است.

با این همه کلوپ «سیلنسیو» یک کلوپ خصوصی است که فقط اعضای آن و کسانی که حق عضویتی به مبلغ ١٠٠٠ یورو در سال پرداخت کرده اند حق ورود دارند. اما «فیش» مدیر کلوپ معتقد است عضویت در چنین کلوپی در شهر پاریس با وجود هنرمندانی که در اینجا ظهور خواهند کرد خیلی هم ارزان است. به ویژه آن که بعد از ساعات نیمه شب تقریبا هرکسی می تواند وارد کلوپ بشود.

XS
SM
MD
LG