لینکهای قابل دسترسی

جمعه ۳۰ تیر ۱۳۹۶ ایران ۱۳:۱۸

جمشید لایق، هنرپیشه قدیمی تئاتر و سینما و بازیگر فیلم های دایره مینا و رگبار درگذشت


جمشید لایق، هنرپیشه قدیمی تئاتر و سینما و بازیگر فیلم های دایره مینا و رگبار درگذشت

بنا بر گزارش خبرگزاری های داخل ایران، جمشید لایق، هنرپیشه پیش کسوت تئاتر و سینمای ایران، یک هفته پس از بستری شدن در مرکز قلب تهران، در شامگاه روز٢١ آبان به علت ایست قلبی درگذشت. او هنگام مرگ ٧٨ سال داشت.

جمشید لایق، درسال ١٣١٠ در یکی از محله های قدیمی تهران متولد شد. او پس از گرفتن دیپلم ادبی و دیپلم هنرستان هنرپیشگی، درسال ١٣٣٢ با گروه هنر ملی آشنا شد و سپس دوره بازیگری و دوره کارگردانی را زیر نظر یک استاد تئاتر در آمریکا گذراند و در اواخر دهه ٣٠ شمسی به استخدام اداره هنرهای دراماتیک در آمد. او در سال ١٣۵۳ در سن ۴٠ سالگی برای دریافت لیسانس درام شناسی، کارگردانی و بازیگری یک بار دیگر در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شد. او پیش از انقلاب در نمایش های زیادی بازی کرد از جمله «بلبل سرگشته» به نویسندگی و کارگردانی علی نصیریان و «تولد» به کارگردانی رکن الدین خسروی. او دراغلب فیلم هایی که در جریان هنری آن دوران سینمای ایران ساخته شد شرکت داشت از جمله فیلم «خواستگار» ساخته «علی حاتمی»، «دایره مینا» ساخته داریوش مهرجویی و دو فیلم «رگبار» و «کلاغ» از بهرام بیضایی.

لایق پس از انقلا ب نیز از بازیگران پرکار سینمای ایران به شمار می رفت که درچندین فیلم سینمایی و سریال تلویزیونی از جمله ترنج، بوعلی سینا، شاخه های بید، در آرزوی ازدواج، مجموعه های تلویزیونی محاکمه، سربداران ، سلطان و شبان و هزاردستان شرکت داشته است. آخرین باراین بازیگر، درفیلم سگ کشی به کارگردانی بهرام بیضائی شرکت کرد اما از ده سال پیش به این سو، به علت بیماری قلبی کم کار شده بود. با این وجود، او یک بار دیگر و این بار در نمایش «ریچارد سوم» با کارگردانی داود رشیدی بر روی صحنه ظاهر شد.

جمشید لایق در پی اجراهای داخلی نمایشنامه هایش، بارها به خارج از کشور دعوت شد و در کشورهای مختلف با گروه های گوناگون تئاتری به ایفای نقش پرداخت. او در کنار بازیگری و کارگردانی به تدریس در دانشگاه آزاد اسلامی نیز اشتغال داشت و دکترای هنری خود را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت کرده بود.

ایرج راد، مدیرعامل خانه تئاتر ویکی از همکاران قدیمی زنده یاد لایق در گفتگویی با خبرگزاری های داخل کشور، ضمن اظهار تاسف از فقدان این بازیگر برجسته تئاتر و سینمای ایران، جمشید لایق را یکی ازهنرمندان شاخص مملکت خواند که درعرصه های مختلف به ویژه هنر تئاتر خدمات فراوانی کرده و آثار با ارزشی ارائه کرده است: «ما تنها از پيش كسوتان اين عرصه، محاسنی چون دقت، وقت شناسی، پشتكار، انگيزه به كار، تحمل و تعمق را ياد می‌گيريم كه چگونه با تحقيق و پژوهش به عمق لطافت‌های نقش می‌پرداختند. او نه تنها یک بازیگر برجسته بلکه یک مولف بود و با بازی ویژه، صدایی جذاب،رسا و محکم بر روی صحنه بی نهایت تاثیرگذار بود.»

ایرج راد در ادامه این سخنان گفت جامعه هنری ایران از درگذشت جمشید لایق داغدار است: «تمام لحظاتی را كه با او كار كردم خاطره است و میراث این هنرمند ماندگار نیز همان ارزش و اهميتی است كه او برای كار و نقش خود قائل بود و اين كه چگونه با نظم و انضباط و گذاشتن وقت و انرژی، خود را وقف هنر می‌كرد.»

آخرین بار، جمشید لایق به مناسبت چهل و چهارمین سالگرد تاسیس تماشاخانه سنگلج از بستر بیماری پیامی به شرح زیر برای دست اندرکاران روابط عمومی این تئاتر ارسال داشت:
«همراهان گرامی، خانم ها و آقایان، آنچه مرا وامیدارد که از بستر نقاهت برخیزم و به سختی خودم را به اینجا برسانم، حضور شعف انگیز شما و جاذبه این خانه است، که خانه من است و تکه‌ای از وجودم.
این مکان مقدس تداعی شور نوجوانی و جوانی من است که همه یا سر صحنه گذشت و یا در اندیشه و دغدغه سر صحنه بودن.
زندگی و عمر من با سنگلج عجین است من در محله سنگلج زاده شدم در میان کوچه پس کوچه‌ها و مردمانش رشد کردم، به درستی نمی‌دانم، شاید خانه‌ای که در آن زاده شدم همین جا باشد که بعدها بنای این تالار بر آن ساخته شده پس بی سبب نیست که جاذبه الفت این یار دلنواز بدینجا بخواندم.
شکری دارم و شکایتی، شکر را بگویم و شکایت را بگذارم که خود بنماید.
شکرم اینست که بالاخره روزگاری شد که سالگرد تاسیس برای جائی این چنین برگزار شود این سبب شاید موجب این فکر گردد که کسانی در ایجاد و رونق ـ روزهای رونق اینجا را می‌گویم ـ این محل کوشیدند فارغ از اندیشه نام و نان بر آنها چه گذشت؟ بهتر که اندر حدیث دیگران گفته آید.
اگر ذهنم درست یاری کند این محل با اضافات مصالح ساختمانی اداره فرهنگ و هنر ساخته شد و قرار بود نطفه تئاتر دولتی باشد تئاتری که عرصه را برای تئاتر سعدی و تئاتر نوشین خالی نگذارد و حساب شده و در چارچوب معینی حرکت کند.
اما پای هوا را که بسته است؟
این چنین بود که کسانی آمدند و به کالبد بی روح این بنا روح دمیدند و خود از روح پر جنب و جوش این بنا بالیدند و شگفت ساز شدند.
از آنها کسانی معدود، هنوز در قید حیات‌اند.
من به خاطره رفتگان درود می‌فرستم و برای ماندگان آرزوی سلامت ذهن و جسم دارم. با احترام ـ جمشید لایق»

XS
SM
MD
LG