لینکهای قابل دسترسی

جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶ ایران ۲۰:۰۸

مراسم سخنرانی و امضای کتاب کامران دیبا طراح و معمار موزه هنرهای معاصر تهران، در موزه هنری شهر لس آنجلس


مراسم سخنرانی و امضای کتاب کامران دیبا طراح و معمار موزه هنرهای معاصر تهران، در موزه هنری شهر لس آنجلس

کامران طباطبائی دیبا، طراح و معمار برخی از زیباترین بناهای مدرن ایران امروز چون موزه هنرهای معاصر تهران، فرهنگسرا و پارک نیاوران و فرهنگسرا و پارک شفق پس از بیش از سه دهه که از پایان فعالیت های هنری اش در ایران می گذرد به دعوت بنیاد فرهنگ شهر لس آنجلس و مدیر موزه هنری این شهر در یک جلسه پرسش و پاسخ و امضای کتاب تازه ای به نام «باغی میان دو خیابان، چهار هزار روز از زندگی کامران دیبا» به قلم رضا دانشور، نویسنده ساکن پاریس شرکت کرد.

کامران دیبا پس از پایان تحصیلات خود در رشته معماری و جامعه شناسی از دانشگاه هاروارد واشنگتن در دهه چهل شمسی به ایران بازگشت اما این آرشیتکت جوان برخلاف انتظار و علیرغم تبلیغات دست اندرکاران سیاسی آن زمان بر روی به وجود آوردن ایرانی مدرن، جامعه آن زمان را جامعه ای سنتی و محافظه کار یافت.

جامعه ای که بازکردن درها به روی هنر مدرن در آن، حتی با وجود وابستگی خانوادگی به فرح دیبا ملکه سابق، در آن کار آسانی نبود. اما کامران دیبا نهایتا توانست با پشتیبانی ملکه فرح به عنوان یک نیروی هنردوست در صحنه فرهنگی آن زمان ایران, شاخص ترین اثر معماری خود، بنای موزه هنرهای معاصر تهران را در سال ١٩٧۶ میلادی پایه ریزی کند و به عنوان مدیر این موزه در مدتی کم تر از یک سال به صورتی بی سابقه و حتی شگفت آور، برخی از ارزشمند ترین آثار بزرگترین نقاشان و مجسمه سازان مدرن جهان چون پیکاسو، اندی وارهول، من ری و سالوادور دالی را در این موزه جمع آوری کند. آثاری که امروزه اغلب آن ها در زیرزمین و انبارهای موزه خاک می خورند و شیفتگان هنر مدرن چه در ایران و چه در خارج از ایران ازدیدن آن محروم مانده اند.

اخیرا متن گفتگویی که رضا دانشور، نویسنده و پژوهشگر ساکن پاریس با کامران دیبا داشته است از طریق کتاب «باغی میان دو خیابان، چهار هزار روز از زندگی کامران دیبا» در هفت بخش همراه با مقالاتی از این آرشیتکت به زبان فارسی در فرانسه به چاپ رسیده است. این کتاب که در رابطه با چگونگی ایجاد موزه هنرهای معاصر تهران و شرایط و وقایع مربوط به آن زمان نوشته شده، برای نخستین بار جزئیات دوره کوتاه و پرثمر اواخر دوران سلطنت خاندان پهلوی را مورد بررسی قرار داده است. در این کتاب کامران دیبا در خلال گفتگو با رضا دانشور، ضمن روایت داستان زندگی خود، ماجرای پیدایش آثار و بناهای ماندگار و چشمگیری چون موزه هنرهای معاصر تهران و فرهنگسرای نیاوران، مسجد جندی شاپور، شهرک شوشتر و نمازخانه جنب موزه فرش را توصیف کرده است. دیبا به صدای آمریکا می گوید: «من جوانی بودم که با ایده های آوانگارد و مدرن پس از پایان تحصیلات در آمریکا به ایران بازگشتم اما وقتی به تهران رسیدم با یک محیط بسته روبرو شدم. یک جامعه سنتی جا افتاده و شاید از بسیاری جهات حتی عقب افتاده.»

او می گوید: «بازکردن درها حتی از طریق ملکه سابق، دختر عمویم، نیز مشکل بود. اصلا این حرف ها خیالاتی باطل بود. خیالاتی از دور. اصولا کسی نبود که کاری برایت بکند و ملکه هم دوست نداشت در امور مملکت دخالت بکند و اعمال نفوذ برای اعضای خانواده اش نمی کرد. حتی گاهی برعکس عمل می کرد. او هیچوقت نمی خواست فامیل خودش را جلو بیندازد. فکر می کرد این برای تصویر سلطنت خوب نیست.»

البته بعدها با پشتیبانی ملکه فرح که علاقه خاصی به هنر و هنرمندان داشت، کامران دیبا توانست یکی از شاخص ترین آثار معماری خود، موزه هنرهای معاصر تهران را بسازد. او برای طرح این بنا از موزه «گوگنهایم» نیویورک، اثر فرانک للوید رایت، معمار برجسته آمریکایی الهام گرفته است و شیوه معماری خانه های کاهگلی مناطق کویری ایران را با آن تلفیق کرده است. نمای دور موزه هنرهای معاصر تهران، یادآور بادگیرهای شهرهای یزد و کاشان است.

موزه در روز ١٣ اکتبر ١٩٧٧ میلادی با حضور شاه و ملکه پیشین، نلسون راکفلر معاون سابق رئیس جمهور آمریکا، تامس مسر، رئیس موزه گوگنهایم و بسیاری از شخصیت های هنری ایرانی افتتاح شد.

کامران دیبا در سخنرانی خود در موزه هنری شهر لس آنجلس ضمن نمایش عکس هایی از شب افتتاح موزه هنرهای معاصر تهران به خاطره ای از شاه سابق ایران اینگونه اشاره کرد: «وقتی شاه به چیدمان یک هنرمند ژاپنی که یک حوض کوچک فلزی مملو از نفت بود نزدیک شد از من پرسید این چیست؟ به او گفتم این نفت است. شاه باور نکرد چون سطح صیقل خورده این اثر به یک آینه سیاه می ماند. خواست آن را با دست لمس کند و دستش نفتی شد. امروز وقتی به این واقعه فکر می کنم می بینم آلوده شدن دست شاه به نفت چه استعاره سیاسی و تاریخی عجیبی بود. این درست همان زمانی بود که شاه با غرور و افتخار بهای نفت را بالا برده بود.»

در بخش دیگری از این جلسه، کامران دیبا درمورد مبادله تابلوی مشهور «ویلم دکونینگ»آمریکایی با شاهنامه مصور تهماسبی صحبت کرد که بین مسئولین موزه هنرهای معاصر تهران و بنیاد «هاتن» در سال ١٩٩۴ اتفاق افتاد که به عقیده او این معاوضه و شرایط آن برای ایران معامله ای زیانبار به شمار می رود: «من واقعا با این معامله مخالف بودم و هستم چون هر چند این شاهنامه که حالا در اختیار موزه است حتما به عنوان یک اثر ملی، تاریخی و فرهنگی ارزش غیرقابل انکاری دارد اما اولا نمایش آن در میان یک مجموعه آثار قرن بیستم بسیار نامناسب و ناهماهنگ و حتی متناقض است و دیگر آن که من اصولا به نفس این عمل و این معاوضه نظرخوشی ندارم. یعنی آن حال و هوای سری و پنهانکاری که در اطراف آن وجود داشت و قیمت ناچیزی که برای تابلوی ارزشمند «دکونینگ» دریافت کردند. بعد هم دیدیم که خریدار، این تابلو را که به قیمت نازل ٢٠ میلیون دلار به دست آورده بود بلافاصله به بهای ١٠٠ میلیون دلار فروخت. خوب این معامله از هرجهت که به آن نگاه کنید برای موزه و ملت ایران ضرربار بوده است.»

آقای دیبا در بخش دیگری از این جلسه گفت وشنود به حاضران گفت هرچند انقلاب و سقوط شاه برای او و همفکران او غافلگیر کننده بود اما خوشبختانه در طول دوران نا آرامی های انقلاب، موزه هنرهای معاصر هرگز مورد تهاجم و تاراج قرار نگرفت.

XS
SM
MD
LG