لینکهای قابل دسترسی

چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ایران ۰۲:۵۶

گاردين زيرعنوان «تحريم ها تقصير ايران است» می نويسد قصور آيت الله خامنه ای در ارائه تضمين های لازم در مورد مقاصد اتمی اش، برای جامعه بين المللی چاره ای جز چنین اقدام باقی نگذاشته است.

بعضی تحليل گران تلاش های بين المللی تحت رهبری آمريکا، و اکنون اتحاديه اروپا را، در مورد وضع تحريم های تنبيهی عليه ايران، به فاصله ای کوتاه پس از اعلام توافق ايران، ترکيه و برزيل، به عنوان عاملی در از دست رفتن فرصت تماس و گفتگو با ايران می بينند.

اما اگر به رفتار و حرکات ايران نگاه کنيم در حقيقت اين کادر رهبری ايران است که فرصت تماس و گفتگو با آمريکا را از دست داده است. باراک اوباما پس از آنکه عهده دار مقام رياست جمهوری آمريکا شد سعی کرد با آيت الله علی خامنه ای رهبر ارشد در ايران تماس برقرار کند، و در پيام خصوصی اش درماه مه ۲۰۰۹ همکاری ميان آمريکا و ايران در منطقه، و مناسباتی دوجانبه را خواستار شد.

به علاوه اوباما در اکتبر گذشته معامله ای را به دولت ايران پيشنهاد کرد که براساس آن ايران می بايست نزدیک به ۷۵ درصد اورانيوم غنی شده خود با غلظت پائين را برای تبديل به سوخت اتمی به خارج بفرستد. اوباما برای عملی ساختن اين معامله حاضر بود سه قطعنامه قبلی سازمان ملل متحد را که از ايران می خواست غنی سازی اورانيوم را متوقف کند ناديده بگيرد. خامنه ای نه تنها اين پيشنهاد را رد کرد بلکه به دانشمندان ايرانی دستور داد درجه غنی سازی را بالا ببرند و به سطح ۲۰ درصد برسانند. اين دستور، توانائی ايران را درغنی سازی اورانيوم به سطحی می رساند که می تواند برای ساختن بمب اتمی نيزاز آن استفاده شود.

تحريم های جديد به معنای آن نيست که اوباما گفتگو را رد می کند. دولت او در موارد بيشمار گفته است مايل به تعامل با ايران است و در اين زمينه در مقابل صدای قدرتمند جمهوری خواهان در کنگره ايستادگی به خرج داده است. اين يکی از دلايل حمايت اعضای دائمی شورای امنيت سازمان ملل متحد از اوباماست. آنها وی را عوض کننده هشت سال حملات لفظی موسوم به محور شرارت می بينند و مايلند از او حمايت کنند.

آنچه اوباما و شورای امنيت حامی او می خواهند اين است که ايران با فرستادن اورانيوم غنی شده با غلظت پائين به حد کافی به خارج نتواند در ايامی که با غرب مذاکره می کند بمب اتمی بسازد. اگر معامله ترکيه - برزيل می توانست رسيدن به اين هدف را عملی کند به احتمال قوی پذيرفته شدنی بود، به خصوص برای اوباما. با توجه به نزديک شدن فصل مبارزات انتخابات ميان دوره ای و ادامه مشکلات اقتصادی در آمريکا، ترکيه و برزيل می توانستند يک دردسر را برای رئيس جمهوری آمريکا کم کنند. همين نظريه را می توان در مورد ديگر اعضای شورای امنيت و بخصوص در مورد چين و روسيه مطرح ساخت که می خواهند مسئله ايران در اولين فرصت ممکن حل و فصل شود تا آنها بتوانند به معاملات پرسود، و فروش محصولات و سرويس های خود به ايران ادامه دهند.

رهبران جمهوری اسلامی ایران، به خصوص رهبر ارشد آن، استادان برچسب زدن و وارونه جلوه دادن حقایق اند. آنها در ايران انتخابات برگزار می کنند و می خواهند به جامعه بين المللی بقبولانند که آزاد و واقعی است. آنها سعی می کنند نشان بدهند حاضر به مصالحه اند تا از اين طريق از تحريم ها در بروند. اگر به دقت نگاه کنيم می بينيم که در عمل اين تلاشی برای استتار فعاليت های مرتب با ساختن بمب اتمی، ضمن برخوردار شدن از محافظت بين المللی است. آنها نتوانسته اند مردم ايران را گول بزنند و آنگونه که شاهد حمايتی قريب به اتفاق از اوباما هستيم در گول زدن جامعه بين المللی نيز با شکست مواجه اند.

XS
SM
MD
LG