لینکهای قابل دسترسی

یکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۶ ایران ۲۱:۲۷

تور دولتی ارکستر سمفونيک تهران در اروپا صحنه اعتراض به سرکوبی ها بود


تور دولتی ارکستر سمفونيک تهران در اروپا صحنه اعتراض به سرکوبی ها بود

معترضين با دسته های گل به اعدامی ها ادای احترام کردند

نيويورک تايمز زير عنوان «نت هائی تلخ از ديپلماسی هنری ايران» گزارش مايکل کيملمن، Michael Kimmelman از ژنو را چاپ کرده است که می نويسد اواخر ماه گذشته، مقارن زمانی که دولت ايران دو زندانی سياسی ديگر را اعدام کرد، و نه نفر را به محاربه با خدا متهم ساخت که اتهامی جنائی با مجازات مرگ است، ارکستر سمفونی تهران نيز با توری که دولت بانی آن بود واين هفته پايان گرفت، به گوشه و کناراروپا فرستاده شد.

ارکستر در اين تور، سمفونی موسوم به صلح و دوستی، ساخته مجيد انتظامی را اجرا کرد، که مرثيه ای در چهارموومان، با ترکيبی از مارش های نظامی و عناوينی مبالغه آميز و تقريبا عجيب و غريب است، که به گزارش تهران تايمز، نخست در فوريه سال گذشته در جشن های سی امين سالگرد انقلاب به اجرا درآمد.

سالها پيش، اين اتحاد جماهير شوروی بود که ضمن فرستادن ناراضيان به مجمع الجزاير گولاگ (Gulags)، باله بولشوی، و پيانيست، سوياتسلاو ريکتر(Sviatoslav Richter) را به خارج می فرستاد، و اين تماشاگران و شنوندگان غربی بودند که بايد بهای اخلاقی حضور در چنين مجامعی تبليغاتی را، در ازای فرصت نادر و احتمالا تکرار نشدنی ديدن هنرمندانی واقعا بزرگ بپردازند، که خود گروگان های رژيم بودند.

ارکسترسمفونی تهران، دو هفته پيش در توری که از استراسبورگ فرانسه شروع شد، سمفونی ساخته آقای انتظامی را به بروکسل، رتردام و رم برد، و روز يکشنبه با بليط هائی که کنسولگری ايران به رايگان توزيع کرده بود، و بی شک ميخواست اعتراض ها و عوارض جنبی را در حداقل نگاه دارد، به اينجا در ژنو رسيد. دفتر جهانگردی ژنو نيز برای تالار عظيم ويکتوريا بليط توزيع کرده بود، اما تالار، درغايت، بيشتر خالی بود.

به تخمين من قريب سيصد نفر در اين تالار بودند که با گنجايشی برای بيش از هزار نفر ساخته شده است. تعدادی نه چندان کم، از جمله يک جوان آهنگ ساز سويسی، و يار آلمانی اش، پس از آنکه ارکستر شروع به نواختن کرد، يکه خوردند و عقب رفتند، و وقتی از آنها پرسيدم چرا آمده اند گفتند چون در آن شب هيچ برنامه بهتری نداشتند در آخرين دقايق سراغ دفتر جهانگردی رفته اند و بليط گرفته اند. آنان درباره موسيقی و نوازندگان آن هيچ اطلاعی نداشتند، و برگزار کنندگان ايرانی نيز راجع به برنامه، بروشوری توزيع نکرده بودند. اين دو، نيم ساعت پس از شروع سمفونی، در حالتی حاکی ازپشيمانی، تالار را ترک کردند.

چه کسی می تواند آنها را مقصر بداند؟ دست آخر، معترضين روی صحنه رفتند و به فارسی گفتند دسته گل هائی که با خود آورده اند برای ادای احترام به ناراضيانی است که اخيرا در ايران اعدام شدند، و بعد دسته های گل را در جايگاه رهبر ارکستر گذاشتند. نوازندگان و خوانندگان نيز به سرعت خود را کنار کشيدند.

آنگونه که قابل پيش بينی بود، معترضين، متناوبا در همه جا عليه اين تور تظاهرات کردند. در بروکسل شعارهائی حمل ميکردند که می گفت دولت در داخل، آزادی را سرکوب ميکند و در خارج کنسرت مجانی ترتيب ميدهد. در رتردام در تئاتر برخوردهائی فيزيکی رخ داد. هری ون بومل (Harry van Bommel)، نماينده پارلمان هلند به يک راديوی فارسی زبان در هلند گفت کشورش بايد شرمسار باشد از اينکه گذاشته است کنسرت در حالی برگزار شود که معترضين در ايران به دار آويخته ميشوند. او در ميان سياستمداران آنجا تنها نبود.

XS
SM
MD
LG