لینکهای قابل دسترسی

چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ایران ۱۶:۴۷

مقاله ای از تیم فرو برای روزنامه گاردین

نخستین بار که استیون (مهرداد) بیت آشور به اردوی تیم ملی فوتبال ایران آمد، یک کوله پشتی با یک استوانه اسفنجی همراه داشت. برای هم تیمی های جدید بیت آشور که عمدتا به طور حرفه ای در لیگ برتر خلیج فارس در ایران بازی می کردند این استوانه اسفنجی نماد تغییراتی بود که کارلوس کی‌روش، مربی پرتغالی تیم ملی، با خود به همراه آورده بود. تمام آن تمرین های طولانی بر روی زیرانداز اسفنجی یا اتاق های آب درمانی ناگهان معنی پیدا می کرد. این روشی بود که تمام دنیا بر اساس آن آموزش می دید.

ورود بیت آشور نشانه هایی فراتر از حرفه ای گری در فوتبال ایران را در خود داشت. بیت آشور، آمریکایی ایرانی تباری که تمام دوران بازی حرفه ای خود را در یک لیگ بزرگ گذرانده، تنها یکی از چند بازیکن دو ملیتی فوتبال ملی ایران است که توسط مربی سابق رئال مادرید به تیم ملی دعوت شد.

امید نمازی، سرمربی تیم ملی زیر هیجده ساله های آمریکا، که پیشتر دستیار کی‌روش در تیم ملی ایران بود، به گاردین می گوید: "کار کارلوس بالا بردن استانداردها بود."

او گفت: "کی‌روش احساس کرد بازیکنانی که از خارج می آیند، بازیکنانی که در محیطی رقابتی هر روز در حال تمرین هستند، به تیم ملی چهره ای متفاوت می بخشند؛ زیرا بی تعارف لیگ ایران خیلی حرفه ای نبود."

با این وجود، بازی کردن یک آمریکایی مثل بیت آشور برای تیم ملی ایران حاکی از تغییری قابل توجه در کشوری است که طی ده سال گذشته زیر تحریم های بین المللی به لحاظ سیاسی و اقتصادی ارتباطش با دنیا قطع شده بود.

اشکان دژاگه، هافبک ایرانی آلمانی، طلایه دار راه پذیرش بازیکنانی دو ملیتی چون بیت آشور بود. دژاگه متولد ۱۳۶۴ در تهران در یک سالگی با خانواده اش به آلمان رفته و در شانزده سالگی شهروندی آلمان را به دست می آورد. دژاگه با وجود این که در سطح تیم ملی جوانان آلمان بازی کرد، اما دعوت به تیم ملی ایران را در سال ۱۳۸۹ در حالی که برای تیم ولفسبورگ در بوندسلیگا بازی می کرد پذیرفت.

دعوت کی‌روش از دژاگه در ابتدا با واکنش تند طرفداران فوتبال روبرو شد.

امید نمازی می گوید: "حرف آنها این بود که چرا بازیکنانی که در سیستم فوتبال خودمان رشد کرده اند را به تیم ملی دعوت نکنیم و به جایش بازیکنانی را بیاوریم که هرگز در ایران نبوده اند و احساس ما را نسبت به کشور یا پرچم مان ندارند؟"

بهمن ماه ۱۳۹۰، دژاگه در نخستین بازی خود برای تیم ملی در مقدماتی جام جهانی، دو گل به قطر زد و منتقدان را ساکت کرد. رضا قوچان نژاد، مهاجم تیم ملی که متولد مشهد و بزرگ شده هلند است، پس از دژاگه به تیم ملی پیوست. هر دو آنها در جام جهانی برزیل در تیم ملی ایران بازی کردند.

وقتی نمازی در سال ۱۳۸۹ با بیت آشور تماس گرفت، این جوان اهل سن حوزه کالیفرنیا دومین فصل فوتبال حرفه ای اش را پشت سر می گذاشت و امیدوار بود که یورگن کلینزمن، سرمربی آلمانی تیم ملی آمریکا، او را به تیم فرا بخواند. استیون در اوت ۲۰۱۲ از روی نیمکت شاهد پیروزی تاریخی آمریکا در برابر مکزیک در ورزشگاه مشهور مکزیکوسیتی بود. او هنوز در ترکیب تیم قرار نگرفته بود.

نمازی سال بعد دوباره با بیت آشور تماس گرفت. او که پس از بازی با مکزیک از سوی کلینزمن دعوتی دریافت نکرده بود تصمیم گرفت بخت خود را با ایران بیازماید. اگر چه تمایل بیت آشور به بازی برای آمریکا بود، اما اولین بار زمانی که در تیم فوتبال دانشگاه ایالتی سن دیگو توپ می زد به بازی برای ایران فکر کرده بود. او می گوید به همان نسبت که به بازی برای تیم خودش مفتخر است از بازی برای کشور والدینش احساس غرور می کند.

بیت آشور به گاردین می گوید: "اگر شما به میراث خانواده من و فرهنگ ما نگاه کنید، همه چیز ایرانی است. اگر به نوع غذا و سنت هایی که با آن بزرگ شدیم توجه کنید همه ایرانی است. ولی ما در آمریکا زندگی می کنیم. کشوری که فرهنگ و ذهنیتی متفاوت در آن وجود دارد. به همین خاطر ما خیلی آمریکایی شده ایم. لفظ ایرانی آمریکایی برای همین است زیرا ما هر دو آن ها هستیم و بهترین هر دو جهان را کسب کرده ایم."

این ریشه ایرانی به بیت آشور هنگام ورود به اردو تیم ملی در مهر ماه ۱۳۹۲ کمک کرد.

بیت آشور در این باره گفت: "احساس می کردم سر جایم هستم. حس ایرانی بودن من را به هم تیمی های ام مرتبط کرد. حس می کردم پیشینه ای فراتر از گفتن از دیدن شما خوشحالم وجود دارد. به سرعت احساس کردم آن ها اعضای خانواده ام هستند."

هر چند بسیاری از تیم های ملی از جمله تیم ملی آمریکا برای ایجاد فضایی که بازیکنان دو ملیتی در تیم احساس راحتی کنند با چالش روبرو هستند، اما این گذار در مورد بازیکنانی چون دژاگه و بیت آشور در تیم کی‌روش به خوبی انجام گرفت.

این مساله همانقدر برآمده از شخصیت بازیکنان تیم است که گواه قوت فرهنگ و سنت ایرانی؛ دژاگه خالکوبی دارد که نوشته "تهران" و "برلین" و یک خالکوبی دیگر بر گردنش که نوشته "هرگز فراموش نکن کجایی هستی."

امید نمازی در مورد اولین حضور بیت آشور در اردوی تیم ملی فوتبال ایران می گوید: "بچه ها اتفاقا با او رابطه بامزه ای داشتند و سعی می کردند کلماتی را به او یاد بدهند. شخصیت او به این رابطه خیلی کمک کرد. استیون جوانی بسیار خاکی است و گروه هم او را به خوبی پذیرفتند."

اگر چه بعضی از دوستان آمریکایی استیون از او برای بازی در تیم ملی فوتبال ایران انتقاد کردند، ولی او تاکید دارد که تمام خانواده و دوستانش از تصمیم او برای بازی در تیم ملی ایران حمایت کردند. او می گوید هیچ چیز بیش از این به او احساس غرور نمی داد که پیراهن سفید، سبز، و قرمز را به نمایندگی از مردم ایران به تن کند.

بیت آشور گفت: "شما فقط برای طرفداران که شاید ده، سی، یا پنجاه هزار تن باشند بازی نمی کنید. شما برای تمام کشور بازی می کنید. این که تمام ایرانی ها تلویزیون را روشن می کنند تا بازی تیم را ببینند به تو احساس غرور فراوانی می دهد."

با وجود لطماتی که تحریم ها به آمادگی تیم ملی در مسیر جام جهانی ۲۰۱۴ زد، این ایده که تیم فراتر از سیاست روزمره در ایران تلاش می کند نشانه های فراوانی دارد. آندرانیک تیموریان این افتخار را به دست آورد که نخستین کاپیتان ارمنی تیم ملی باشد.

پیام طرفداران، سیاستمداران، و خود تیم ساده بود: تیم ملی به همه ایرانی ها تعلق دارد.

حال که جمعیت ایرانیان مهاجر به میلیون ها تن رسیده است، آیا حضور بازیکنان دو ملیتی نشانه ای از آینده بیش از پیش چند ملیتی تیم ملی فوتبال ایران است؟

امید نمازی می گوید: "من تردید دارم آن چه کارلوس کی‌روش انجام داده چندان دوام بیاورد. البته هیچ کس نمی داند چه خواهد شد."

نمازی در عین حال نسبت به بهتر شدن روابط ایران و آمریکا خوش بین است. هر چند استیون (مهرداد) بیت آشور، جوان ایرانی آمریکایی، به تنهایی نمی تواند موجب کم کردن فاصله ها شود اما پذیرش گرم او در ایران حاکی از عشقی است که بسیاری از ایرانیان برای برادران و خواهران آمریکایی و ایرانی شان در خارج از کشور دارند.

نمازی می گوید: "مردم در ایران عاشق آمریکایی ها هستند. این سیاست است که بین آن ها قرار گرفته است."

* برگردان فارسی این مقاله ها تنها برای آگاهی رسانی منتشر شده و نظرات بیان شده در آنها الزاماً بازتاب دیدگاه صدای آمریکا نیست.

XS
SM
MD
LG