لینکهای قابل دسترسی

پنجشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۶ ایران ۱۸:۱۷

هفت بحران بزرگ‌تر از برنامه هسته‌ای ایران در خاور میانه


عکس آرشیوی از انفجار و تحریب آثار باستانی مجموعه تاریخی پالمیرا در سوریه

مقاله‌ای از ایشان سارور برای روزنامه واشنگتن پست

دولت باراک اوباما رئیس جمهوری ایالات متحده موفق به جلب حمایت لازم از توافق هسته‌ای ایران شده است. این مهم پس از اعلام حمایت ۴۲ سناتور از توافقی صورت گرفت که روز ۲۳ تیر ماه در وین بین ایران و قدرت های جهانی شکل گرفت. حال نیازی نیست کاخ سفید طرحی را که کنگره برای رد توافق در دست بررسی دارد وتو کند؛ این یعنی کمابیش تصویب بی دردسر توافق.

این امر البته به معنای پایان مباحثات بر سر نکات درست و غلط توافق نیست. تهدید ناشی از برنامه هسته‌ای تهران در ماه‌های اخیر تمام اکسیژن موجود در فضای سیاست خارجی در واشنگتن را جذب کرده است. این واقعیت را در کارزار انتخاباتی در ماه‌های پیش رو خواهیم دید و آغازگر آن دونالد ترامپ و تد کروز در نشست روز چهارشنبه در کنگره بودند.

آنچه در سر و صدای موجود در واشنگتن شنیده نمی‌شود، چالش‌های دشوار خاورمیانه است که ارتباط چندانی به ظرفیت ایران برای ساخت جنگ افزار هسته‌ای ندارد؛ ظرفیتی که اجماع کارشناسان کنترل تسلیحات بر آن است که بر مبنای توافق محدود خواهد شد. این فهرست مسائل به مراتب پر دردسرتر خاورمیانه است.

فرجام سوریه

بحران کنونی پناهجویان در اروپا، مشکلات ده‌ها هزار پناهجوی سوری در حال فرار از جنگ و مشقات را برجسته کرده است. در حال حاضر موشکافی های بسیاری درباره سیستم بی نظم پناهجویی و مهاجرت در قاره اروپا و دلسوزی های جهانی برای مخمصه‌ای که سوری‌ها در آن گرفتار شده‌اند انجام می‌گیرد، اما درباره دلیل ریشه‌ای این سیل پناهجویان کمتر گفته می‌شود.

البته این امر قابل درک است. جنگ داخلی سوریه طی چهار سال موجب مرگ دست کم ۳۰۰ هزار سوری و آوارگی حدود ۱۱ میلیون – نیمی از جمعیت آن کشور- شده است. اما با وجود این وضعیت هولناک، پیچیدگی ژئوپولتیک مناقشه موجب ایجاد نوعی رخوت استراتژیک و بی عاطفگی عمومی شده است.

حمایت روسیه و ایران از رژیم بشار اسد همچنان محکم و قوی است. اما نگاه بخش عمده‌ای از جامعه بین المللی به اپوزیسیون متشتط سوریه تؤام با بیم و هراس است. در عین حال، رژیم بی رحم اسد به ریختن بمب‌های بشکه‌ای بر سر مراکز جمعیت و مجموعه‌ای از جناح های شورشی ادامه می‌دهد. البته در میان این جناح ها، داعش وحشی هم وجود دارد که خودش سهمی در این قساوت ها دارد.

فرستاده در مخمصه افتاده دبیر کل سازمان ملل متحد به سوریه نیز اذعان دارد که تلاش‌های دیپلماتیک برای رسیدن به یک آتش بس «متوقف» شده است.

گسترش داعش

تشکیلات افراطی داعش هنوز بخش گسترده‌ای از سوریه و عراق شامل شهر بزرگ موصل را در اختیار دارد. داعش همچنان به کارزار بی‌رحمانه غارت و قتل عام، بردگی و سلاخی اقلیت‌ها، همزمان با تخریب میراث باستانی بسیار با ارزش پیش از اسلام ادامه می‌دهد و جامعه جهانی ناگزیر نظاره گر است.

حدود ۱۳ ماه جنگ تحت رهبری آمریکا علیه جهادیون هنوز به بیرون راندن داعش از استحکاماتش منجر نشده و احتمالا موجب مجروح شدن ده‌ها شهروند غیرنظامی سوری و عراقی شده است.

فراتر از این، گستره نفوذ داعش رو به رشد است: عوامل داعش مسولیت حملاتی را در اروپا بر عهده گرفته‌اند، همچنین نقشه هایی برای حملاتی از استرالیا تا آمریکا داشته‌اند، و شعبه‌های مهمی را از لیبی در غرب تا افغانستان در شرق گشوده‌اند.

جنگ در یمن

در میان سرخط خبرهای هفته گذشته یک تحول هولناک گم شد: ده‌ها نیروی امارات متحده عربی در جنگ یمن کشته شدند. این تلفات نشان دهنده ابعاد درگیر شدن کشورهای حوزه خلیج فارس در جنگ تأسف آور داخلی یمن است.

قطر این هفته اعلام کرد که یک هزار نیروی خود را برای نبرد با شورشیان حوثی که از حمایت نیم بند ایران برخوردارند در یمن مستقر می‌کند.

مداخله نظامی کشورهای حوزه خلیج فارس تحت رهبری عربستان سعودی در یمن، شامل ماه‌ها محاصره، بمباران هوایی و از هم گسیختن اندک باقیمانده های دولت سقوط کرده یمن بوده است.

بر اساس گزارش سازمان ملل متحد، از آغاز کارزار تحت رهبری عربستان سعودی علیه حوثی‌ها – که بعضی ناظران آن را یک اشتباه استراتژیک پر هزینه می‌پندارند – حدود یک و نیم میلیون یمنی مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شده و تقریبا نیمی از جمعیت آن کشور نیاز فوری به کمک‌های غذایی دارد.

تجدید جنگ داخلی ترکیه

این تابستان خونینی برای ترکیه بوده است. صلح شکننده میان ترکیه و پ.ک.ک (حزب کارگران کردستان) - گروه چریکی جدایی طلب کرد که آنکارا و واشنگتن آن را سازمانی تروریستی می دانند - در تیر ماه سقوط کرد.

از آن زمان، بیش از ۱۰۰ پرسنل امنیتی ترکیه در بمبگذاری‌ها و حملاتی هدفمند کشته شده‌اند و همچنین ده‌ها و شاید صدها نفز از اعضای پ.ک.ک در حملات هوایی و عملیات ضدشورش از پای درآمده‌اند.

احمد داوود اغلو نخست وزیر ترکیه، این هفته گفت «کوهستان باید از این تروریست‌ها پاک شود. هر اتفاقی بیافتد، آنها باید محو شوند.»

منتقدین رجب طیب اردوغان، رییس جمهوری ترکیه، می گویند دولت تحت رهبری داوود اغلو عامدانه به آتش احساسات ضد کردی در آستانه انتخابات پیش رو در ماه نوامبر دامن می‌زند.

در رای گیری خرداد ماه، «حزب دموکراتیک خلق‌ها» گروه حامی کردها، با کسب ۱۴ درصد آرا اکثریت حزب اردوغان بر پارلمان را شکست. سه شنبه شب چند دفتر «حزب دموکراتیک خلق‌ها» ظاهرا توسط جمعیتی از ملی گرایان هدف حملات هماهنگ علیه کردها و نهادهای کردی قرار گرفت.

در ضمن ارتش ترکیه وارد بخش‌های کردی شمال عراق شده است، که نشانه‌ای از ظرفیت تبدیل یک مناقشه داخلی ترکیه به یک آتش منطقه‌ای است.

دولت‌های فاسد و ضعیف

طی تابستان، ده‌ها هزار لبنانی و عراقی در اقدامی اعتراضی به خیابان‌های پایتخت‌هایشان آمده و در تظاهرات ضددولتی تندی شرکت کردند.

هر دو کشور به لحاظ فرقه گرایی وضعیتی خطرناک دارند، اما تظاهرات نمایانگر تنشی متفاوت بود: نگرانی گسترده شهروندان عادی ناامید از دولت‌های فاسد و نخبگان سیاسی بی مایه.

هر چند امنیت نیم بند موجود نشان از ناتوانی این دولت‌ها در مقابله با تروریسم و نزاع طلبی دارد، اما تظاهرکنندگان در پی چیزی دشوارتر و شاید حیاتی تر هستند: پاسخگویی.

مرده متحرک پس از مرگ راه حل دو کشور

راه حل تشکیل دو کشور – طرحی برای ایجاد کشور جداگانه و زیست پذیر فلسطینی در کنار اسراییل – در بهترین حالت چشم اندازی در دور دست است.

افراد بسیاری با دیدگاه های سیاسی متفاوت گفته‌اند، ایده تشکیل دو کشور که باور محکم دولت‌های پیاپی آمریکا بوده است، مدت ها پیش مرده است. جان کری وزیر خارجه آمریکا، تلاش پر مایه‌ای را برای احیای روند مسکوت مانده به خرج داد، اما این تلاش‌ها در بهار سال ۲۰۱۴ به شکست انجامید.

بعضی از اعضای ارشد دولت دست راستی بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسراییل، بی اعتنایی خود را نسبت به حاکمیت دولت فلسطینی پنهان نمی‌کنند.

اگر وضعیت جدید به تحریک بیشتری در آمریکا نیاز داشت، این کار را مایک هاکبی یکی از کاندیداهای انتخابات مقدماتی ریاست جمهوری آمریکا با خودشیرینی در مورد یهودی نشین‌های کرانه باختری انجام داد؛ یهودی نشین‌هایی که موجودیت‌شان از منظر دولت آمریکا و بخش عمده‌ای از جامعه جهانی غیرقانونی است.

بخش قابل توجهی از کشورهای غربی که به شکلی فزاینده از دولت نتانیاهو خشمگین هستند با انجام رای گیری‌های پارلمانی، فلسطین را به عنوان کشوری مستقل به رسمیت شناخته‌اند. در حال حاضر حرکت‌های تشویق کننده تحریم و عدم سرمایه گذاری در اسراییل، به بخشی از جریان اصلی به ویژه در اروپا بدل می‌شوند.

در عین حال، محمود عباس رییس تشکیلات خودگردان فلسطینی، در رأس مجموعه سیاسی ناکارآمدی قرار گرفته است که به طور روزافزونی نامحبوب و دور از مردم عادی فلسطینی است. گروه شبه نظامی حماس هم که عملا کنترل نوار غزه را در اختیار دارد، در نتیجه محاصره و جنگ فلج شده است.

در نبود هر گونه محل ارجاعی برای برخورداری فلسطینی‌ها از حقوق برابر زیر اشغال اسراییل، چشم انداز خشونت و مناقشه بیشتر جلوه می‌کند.

با توجه به انعکاس سریع و گسترده مشکلات در مناطق فلسطینی و اسراییل، سیاستگذاران آمریکایی باید پیش از آن که مسائل مربوط به پس از ایجاد تشکیل دو کشور روبروی آنها قرار بگیرد، با آنها روبرو شوند.

تراژدی سیاسی مصر

چهار سال پیش، پرجمعیت‌ ترین کشور جهان عرب آغازگر الهام بخش‌ترین داستان منطقه بود. یک قیام دموکراسی خواهانه به سرنگونی دیکتاتوری منجر شد و بهار در هوای منطقه قابل استنشاق بود.

شکوفه این خوش بینی در خاورمیانه در نقاطی از جمله مصر به سرعت پژمرده شد: از کودتای سال ۲۰۱۳ که به قدرت گرفتن ژنرال عبدالفتاح السیسی انجامید، دستاوردهای شکننده دموکراتیک مصر معکوس شده است. مخالفان دستگیر و ناپدید شده و روزنامه‌نگاران و خبرنگاران زندانی می‌شوند.

بعضی از پشتیبانان رژیم سیسی می‌گویند این هزینه ثبات در جهان عرب است. اما حقایق خلاف این را نشان می‌دهند.

مصر با یک بحران امنیتی بسیار سخت روبرو است، خصوصا در منطقه پر مساله صحرای سینا، جایی که عناصر داعش ظاهرا پا گرفته‌اند.

* برگردان فارسی این مقاله تنها برای آگاهی رسانی منتشر شده و نظرات بیان شده در آن الزاماً بازتاب دیدگاه صدای آمریکا نیست.

XS
SM
MD
LG