لینکهای قابل دسترسی

شنبه ۱ مهر ۱۳۹۶ ایران ۲۰:۱۱

موج های توافق هسته ای ایران


نشست بین المللی وین با حضور همزمان ایران، عربستان، سوریه، آمریکا، و برخی کشورهای دیگر برای حل بحران سوریه - ۸ آبان ۱۳۹۴

مقاله‌ای از راجر کوئن برای نیویورک تایمز

کسی هرگز تصور نمی کرد که توافق هسته ای ایران بی نقص باشد. یکی از دلایل اعتبارش این است که آمریکا و ایران را به رابطه ای هر چند خصمانه، طی دست کم در پانزده سال آینده، مجبور می کند. حال، این توافق طی چند ماه موجب حضور ایران در مذاکرات صلح سوریه شده است. این امری خوب است.

برای این خوب است که بدون درگیر کردن تمام طرفین در مذاکرات، پایانی برای جنگ داخلی سوریه قابل تصور نیست. ایران به طور مستقیم و از طریق حزب الله یکی از این طرف ها است. از این جهت خوب است که ایران یک بار دیگر نشان می دهد لفاظی های جنگ طلبانه اش اغلب ربطی به اقداماتی که می تواند عملگرایانه باشد ندارد.

آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران، همکاری فراتر از مساله هسته ای را رد کرده بود. مساله این است که نه خامنه ای تندرو و نه اصلاح طلب های تحت رهبری حسن روحانی رییس جمهوری ایران، نمی توانند به آن یکی بی اعتنا باشند. قدرت آنها در موازنه ای حساس و وضعیتی غیرعادی طی ۳۶ سال تاریخ نظام جمهوری اسلامی قرار دارد و غرب باید به آزمودن آن ادامه دهد.

دولت اوباما شعار بیزار کننده "مرگ بر آمریکا" در نماز جمعه را مورد بی اعتنایی قرار داده است تا بتواند با تهران کار کند. این رویکردی هوشمندانه است. اگر اسراییل هم چنین عملگرایی و چنین ظرفیتی را برای بی اعتنایی به تندخویی های مقام های ایرانی نشان می داد به این نتیجه می رسید که توافق هسته ای در جهت منافعش است.

اما ایران همواره دستمایه خوبی برای منحرف کردن افکار از مشکل اصلی اسراییل، فلسطینی ها، بوده است. ایران از اورشلیم بسیار دور است و ایرانی ها به ندرت به اسراییل فکر می کنند. رام الله به اورشلیم بسیار نزدیک است و فلسطینیان همیشه به اسراییل فکر می کنند. آنها گاهی با خشم در مقابل ارباب قیام می کنند و چاقو به دست می‌شوند.

مردم تحت سرکوب دست به چنین کارهایی می زنند. این‌ها جنایاتی هولناک علیه مردم بی گناه است. اما باعث می شود آنها درک شوند. خشونت روی دیگر حفظ وضعیت موجود است که نخست وزیر اسراییل فکر می کند در جهت منافع آن کشور است. خشونت بخش جدایی ناپذیر اشغال اسراییل در کرانه باختری طی تقریبا ۵۰ سال گذشته است. شهروندان بی کشور که پشت دیوارهای فوق پیشرفته زندگی می کنند، تسلیم سرنوشت خود نخواهند شد.

خشونت و تحریکات فلسطینیان نمی تواند بیش از این بهانه ای برای اسراییل برای حفظ سیاست موجود باشد. مذاکرات و دیپلماسی جدی می تواند اوضاع خطرناک را به آرامی و با سختی تغییر بدهد.

هیچ بشر با احساسی نمی تواند به مناقشه امروز اسراییلی-فلسطینی بیاندیشد و احساس انزجار نکند. واژگان به چالش کشیده می شوند. محمود عباس رییس تشکیلات خودگردان فلسطینی، و بنیامین نتانیاهو در حالی که مردمان شان می میرند، بازی سیاسی می کنند؛ اما باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا، و حسن روحانی توافق دگرگون کننده ای را مذاکره کردند که برای عباس و نتانیاهو پندآموز است.

روزنامه لیبرال اسراییلی هاآرتض اخیرا از نتانیاهو نقل کرد که "ما تا ابد با شمشیر زندگی خواهیم کرد" و این که او کشوری دو ملیتی را نمی خواهد، اما "ما باید تمام مناطق را برای آینده ای قابل پیش بینی در اختیار داشته باشیم." تمام مناطق دو ملیتی هستند. بنابر این آنطور که نتانیاهو تجسم می کند دموکراسی باید قربانی شود. کشور دموکراتیک و یهودی اسراییل پژمرده خواهد شد.

رهبری فلسطینی ها فکر می کند درگیر یک بازی طولانی است. آنها باید به تاریخ ۶۸ سال گذشته نگاه کنند و ببینند این بازی ها چه دستاوردی داشته است. کشور فلسطینی پژمرده خواهد شد. این واقعیتی تاریخی است.

تاریخ و روایات در سرزمین مقدس چیزهای خطرناکی هستند. مدت‌هاست که چنین بوده است. اما گفته های نتانیاهو مبنی بر این که مفتی اعظم اورشلیم به هیتلر پیشنهاد نابودی یهودیان اروپا را داده است، حاکی از نازل ترین سطح اوضاع است. نتانیاهو در درک تاریخ مشکل دارد. او اسحاق رابین را با چمبرلین مقایسه و توافق هسته ای ایران را "اشتباهی تاریخی" توصیف کرد.

این وضع موقعی پدید می آید که تاریخ به ابزار کاری برای به تعویق انداختن حل مشکلات و ادامه وضعیت موجود بدل می شود.

مسیر تاریخ می تواند تغییر کند. حضور ایران در میز مذاکرات این واقعیت را تغییر نمی دهد که هر گونه پایانی برای جنگ سوریه بعید است. نیروهایی که جنگ را به پیش می برند - رو در رویی گسترده منطقه ای شیعه سنی، بنیادگرایی جهادی، مساله کردها، واکنش از روی استیصال سازمان های اطلاعاتی کشورهای عرب، دشمنی فرقه ای، و عطش بسیاری از سوری ها برای اصلاحات - بسیار بزرگتر از ظرفیت کشور گسیخته ای هستند که بتواند آنها را کنترل کند.

جنگ بسیار طولانی شده است. بشار اسد رییس جمهوری سوریه با حمایت ایران و روسیه از روز نخست شروع به کشتن مردم خودش کرد. هدف او دامن زدن به افراط گرایی و نشان دادن خود به عنوان یک ناجی جنایتکار بوده است. به شکلی او در این باره موفق عمل کرده است.

با این همه، حضور ایران در کنار روسیه، آمریکا، اروپایی ها و قدرت های منطقه ای امری مثبت است. طرفین درستی بر سر میز نشسته اند. برای اسراییلی ها و فلسطینی ها میزی در کار نیست. هیچ چیزی فراتر از همان شرایط گذشته وجود ندارد؛ هیچ چیز غیر از فانتزی های خطرناک.

* برگردان فارسی این مقاله تنها برای آگاهی رسانی منتشر شده و نظرات بیان شده در آن الزاماً بازتاب دیدگاه صدای آمریکا نیست.

XS
SM
MD
LG