لینکهای قابل دسترسی

پنجشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۶ ایران ۰۹:۴۰

گزارشی از شیما هوشیار برای وبسایت مریپ

مسائل مرتبط با گرایش جنسی و هویت جنسیتی، طی دو دهه گذشته، توجه چشمگیری را در سراسر جهان به خود جلب کرده است. در مورد ایران مساله بسیار پر بار بوده و به دلیل فعالیت های سازمان های غیرانتقاعی بین المللی، این موضوع به میزان بیشتری مورد توجه قرار گرفته است.

یکی از این سازمان ها، با نام "اقدام آشکار جهانی" (OutRight Action International)، چندی پیش از سه کارشناس دعوت کرد تا بعضی از مسائل دینی، حقوقی، و اجتماعی پیش روی دگرباشان جنسی در ایران را به بحث بگذارند.

میزبان این جلسه دانشکده علوم سیاسی دانشگاه شهر نیویورک در کالج بروکلین بود و اداره آن را حسین علیزاده، هماهنگ کننده برنامه منطقه ای خاورمیانه و شمال آفریقا در سازمان اقدام آشکار جهانی بر عهده داشت.

این نشست پیامد دو نشست قبلی در دوسلدورف آلمان در سال ۲۰۱۲ و ۲۰۱۴ بود که در آن، طیفی از وکلا، فعالان حقوق بشر، و اساتید دانشگاه برای بحث در مورد وضعیت دگرباشان جنسی در ایران دور هم گرد آمده بودند. نتیجه این جلسات در گزارشی با عنوان "زنان و مردان همجنسگرا، دو جنسگرا و تراجنسیتی در ایران: تحلیلی از منظر مذهبی، اجتماعی، حقوقی و فرهنگی" انتشار یافت.

سخنرانان جلسه چند روز پیش، تصویری تیره از زندگی اجتماعی اقلیت های جنسی و جنسیتی در ایران و درمان های قانونی محدود در دسترس آنها در صورت آسیب دیدگی یا نقض حقوق شان ارائه کردند.

در جلسه پرسش و پاسخ، به بسیاری از تغییرات مثبتی که در ذهنیت پژوهشگران دینی، متخصصان پزشکی، و افکار عمومی اتفاق افتاده است، نیز در آن نشست اشاره و بر تغییر زمینه پذیرش و حضور دگرباشان جنسی و تراجنسیتی ها در داخل و خارج ایران تاکید شد.

یک موضوع مرتبط، نقش قوانین اسلامی در اجرای عدالت درباره اقلیت های جنسی و جنسیتی است. به گفته آرش نراقی استاد فلسفه و مذهب دانشگاه موراوین، شریعت سنتی اسلام نگاه تندی به اقلیت های جنسی داشته است؛ رویکردی که اغلب به مجازات غیرانسانی و بی رحمانه اعدام منجر شده است.

همزمان، بی عدالتی که اقلیت های جنسی و جنسیتی با آن روبرو بوده اند، از سوی خود مسلمانان به پرسش و چالش گرفته شده است. اصلاح قوانین اسلامی درباره رفتار با همجنسگرایی در کشورهایی که اکثریت جمعیت آنها مسلمان هستند - مانند ایران - نیاز به اصلاحات مذهبی و مداخله دینی دارد.

مداخله دینی یعنی ایجاد تفکیک اساسی بین فقه و شریعت در حقوق اسلامی؛ که اغلب حذف یا فراموش شده است. شریعت حاوی تمام رهنمودهایی است که توسط خداوند از طریق پیامبر در متن قرآن انتقال داده شده و در کلام و عمل رسول نمود یافته است. از سوی دیگر، فقه شامل احکامی است که علما از طریق خواندن این منابع الهی به آنها دست یافته اند. از این رو، فقه در تفسیر می تواند تغییر کرده، نقد شده، و خطا دیده شود.

بنابر این، اگر بتوان نشان داد که "هیچ دلیل اخلاقی کافی" برای رفتار تبعیض آمیز علیه افراد بر اساس گرایش جنسی یا هویت جنسیتی شان وجود ندارد، پس چنین تبعیضی از منظر دینی و حقوقی، ناعادلانه خواهد بود. آنطور که آرش نراقی اشاره کرد، چند پژوهشگر اسلامی در یک دهه گذشته رویکرد دوم را در پیش گرفته اند. این تحول می تواند پیامدهای بسیار خوبی برای اقلیت های جنسی و جنسیتی در کشورهایی مانند ایران داشته باشد.

مبانی حقوقی و مذهبی تبعیض و عدالت در اسلام، در نقطه برخورد با هدف توسعه حقوق بشر جهان شمول، که در بسیاری از نهادها و اسناد سازمان ملل متحد گرامی داشته می شود، قرار می گیرد.

افزایش حضور هویت ها، جنبش ها، و گفتمان های دگرباش منجر به گسترش سازمان های حقوق بشری بین المللی شده است، که بر مستند کردن و رسیدگی به خشونت های مبتنی بر گرایش جنسی و هویت جنسیتی در سراسر جهان تمرکز دارند.

سخنران دوم نشست، رز ریختر مشاور ویژه گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر در ایران، بود. او فعالیت های سازمان ملل متحد در دو دهه گذشته برای افزودن حقوق دگرباشان جنسی به دستور کار آن سازمان را در زمینه جنبش های اجتماعی گذاشت، که از به چالش کشیدن هنجارهای پدرسالارانه به عنوان منبع تبعیض و جانبداری فراتر رفتند.

به گفته ریختر، دو مطالعه اخیر انجام شده توسط احمد شهید، طیفی از موارد نقض توسط دولت و مسولین حکومتی مانند محدودیت دسترسی به اطلاعات، بازرسی های خودسرانه و بازداشت، شکنجه، تعرض جنسی، ازدواج اجباری، فشار برای تغییر جنسیت و مشکلات درمانی مرتبط با آن، را مستند می کند.

دیگر کشمکش های پیش روی گروه های دگرباش جنسی در ایران ریشه اجتماعی دارند؛ مانند مرعوب شدن در مدرسه، طرد شدن، کتک خوردن، توسط اعضای خانواده مورد تجاوز قرار گرفتن، یا مجبور به فرار از خانه شدن، که پدیده ای شناخته شده در بسیاری نقاط جهان از جمله ایالات متحده است.

این آزارها اغلب به جهت ترس از اقدامات تلافی جویانه از سوی مقام های رسمی در ایران گزارش نمی شود. ماموران امنیتی اغلب با هدف دستگیری و بازداشت دگرباشان به مهمانی ها و تجمعات شان حمله می کنند.

یکی از راه های هدف گرفتن دگرباشان از طریق تله های اینترنتی است. در این وضعیت ماموران امنیتی خود را همجنسگرا یا فرد تراجنسی معرفی می کنند که علاقمند به ملاقات هستند.

سخنران سوم، مانی مستوفی مدافع حقوق بشر ایرانی آمریکایی و مدیر "ایمپکت ایران"، بود که از قدرت متحول کننده دسترسی به اینترنت صحبت کرد. اینترنت و شبکه های اجتماعی، فضایی برای ارائه اطلاعات مثبت درباره هویت ها، تصاویر و حقوق دگرباشان جنسی در اختیار قرار می دهد. با وجود این، اینترنت در ایران محدودیت هایی دارد و حکومت وبسایت هایی را که تصور می شود به لحاظ سیاسی، مذهبی، یا اخلاقی خطرناک اند مسدود می کند.

البته بسیاری در ایران به هر شکل ممکن با فیلترشکن سانسور حکومتی را دور می زنند. مانی مستوفی پیشنهاد می کند جوامع بین المللی حقوق بشری متوجه این باشند که مجموعه ای از حقوق که مشخصا به توانمندی جامعه دگرباشان کمک می کند، می تواند همچنین تغییر گسترده تری را در جامعه ایران ایجاد کند.

رسانه های انگلیسی زبان توجه مطلوب تری به امکان تغییر جنسیت در ایران نشان داده اند؛ ایران یکی از معدود کشورهای با اکثریت مسلمان است که چنین روند پزشکی به طور قانونی در دسترس است. از آنجایی که قانون تراجنسی یا دگرجنس شدگی را به رسمیت می شناسد، آنهایی که خواهان دسترسی به هورمون ها یا جراحی های متعدد و مراحل پزشکی هستند می توانند از آن بهره ببرند.

قانون ایران و مقرارت بروکراتیک تنها به دوگانه مرد و زن قائل است، از این رو افراد تراجنسی می توانند هویت جنسیتی خود را در اسناد هویت از جمله شناسنامه عوض کنند. افراد اغلب می توانند مجوزی بگیرند که وضعیت تراجنسی شان را بر مبنای انجام روند هورمون درمانی مورد تایید در کشور یا جراحی های پیامدش تایید می کند.

این نشست که با حضور سه سخنران برگزار شد، می توانست اما تصویر کامل تری هم از واقعیت های اجتماعی اقلیت های جنسی و جنسیتی در ایران نشان دهد. نبود صدای یک دگرباش جنسی ایرانی در آن جلسه آشکار بود؛ به ویژه که سازمان های مردم نهاد بین المللی بر شمار بالای پناهجویان دگرباش ایرانی که قصد رساندن خود به اروپا یا آمریکای شمالی از طریق ترکیه را دارند، تاکید می کنند.

تمرکز نشست بر چالش های حقوقی اقلیت های جنسی و جنسیتی در ایران، هر چند آگاهی بخش و مهم بود، اما در محدودیتی خود ساخته گرفتار شده بود. جنسیت و تمایلات جنسی همیشه در نقطه تقاطع مذهب، فرهنگ، پزشکی، و نظام های حقوقی حقیقت و کنترل قرار داشته اند.

مزیت یک گفتمان حق محور در این مورد فضای اندکی برای پیچیدگی های تجربیات زندگی باقی می گذارد. ارائه گفتمانی که زندگی اقلیت های جنسی و جنسیتی را از منظر حقوق بشری یا حقوقی انعکاس می دهد، تنها آن افراد را قربانیان رنج دیده ای می تواند تصور کند.

هر چند قربانی سازی در سطوح مختلفی از خانواده، جامعه، و کشور اتفاق می افتد، اما مطالعات قوم شناسانه از جمله کار افسانه نجم آبادی در "خودهای وانمودگر: ترانسکسوالیته و میل همجنسگرایانه در ایران معاصر"» نشان می دهد اقلیت های جنسی و جنسیتی از طریق گفتمان "نیاز" و نه "حقوق" چه رویکردی در برابر نظم بروکراتیک ایران در پیش گرفتند.

این یعنی این که دگرباشان جنسی بروکراسی نامهربان ایران را به سود خود به کار گرفتند تا مقرراتی را شکل دهند که نه تنها منابع پزشکی را در اختیارشان قرار می دهد، بلکه فضایی برای مانور ایجاد می کند تا بتوانند زندگی قابل تحملی درست کنند. آنطور که نجم آبادی تصویر می کند، اقلیت های جنسی و جنسیتی در ایران به جای تلاش برای تغییر قوانین از طریق مجلس، برای نمونه، با سازمان بهزیستی و دیگر بروکراسی های دولتی کار می کنند تا تغییر مورد نیازشان را ایجاد کنند.

پرسش های دینی و حقوقی مرتبط با همجنسگرایی و ترانسکسوالیته مهم هستند و باید به آن ها پاسخ داد، اما گفتمان حقوق محور نمی تواند کلیت مساله را در بر بگیرد و تنها بر قدرت و تجربه و دانش برآمده از غرب تمرکز دارد که اغلب خود را جهان شمول می بیند. از این جهت مهم است این پرسش را مطرح کنیم که کدام روایت ها از امتیاز ویژه ای برخوردارند و کدام ها خاموش اند.

* برگردان فارسی این مقاله تنها برای آگاهی رسانی منتشر شده و نظرات بیان شده در آن الزاماً بازتاب دیدگاه صدای آمریکا نیست.

نظر شما

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG