لینکهای قابل دسترسی

خبر فوری
چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵ ایران ۰۱:۱۹

گزارش| اعدام بابک شهبازی؛ مردی که نوشت «برای جنگ با روسیه آماده است» و جمهوری اسلامی او را به جاسوسی برای اسرائیل متهم کرد

بابک شهبازی از زندانیان سیاسی بود که پس از پایان جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل اعدام شد. او که به «جاسوسی برای اسرائیل» متهم شده بود، ۲۶ شهریور ۱۴۰۴ حکم اعدامش در زندان قزلحصار کرج اجرا شد. شهبازی همواره اتهام جاسوسی را رد کرد و در نامه‌هایی که از زندان نوشت، از شکنجه خود خبر داد. او در جریان رسیدگی به پرونده با نقض حقوق اولیه خود، از جمله حق برخورداری از وکیل در مراحل بازجویی، روبه‌رو بود.

بر اساس گزارش‌های نهادهای حقوق بشری، از جمله آموزشکده توانا که گزارش‌های متعددی درباره این پرونده منتشر کرده است، بابک شهبازی متولد ۱۳۶۰ در نهاوند و هنگام اعدام ۴۴ ساله بود. او متاهل و پدر دو فرزند و تکنسین تاسیسات سرمایشی بود.

بابک شهبازی دی‌ماه ۱۴۰۲ بازداشت و در اردیبهشت ۱۴۰۴ به حکم ابوالقاسم صلواتی، قاضی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران، به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» به اعدام محکوم شد. صلواتی به دلیل صدور احکام سنگین، از جمله احکام اعدام، به «قاضی اعدام» شهرت دارد. دیوان عالی حکم را تایید و درخواست‌های اعاده را سریع رد کرد.

سازمان حقوق بشر ایران به نقل از منابع مطلع اعلام کرده است که نامه‌ بابک شهبازی به ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، که در آن از «آمادگی خود برای جنگیدن کنار اوکراینی‌ها علیه روسیه» سخن گفته بود، دلیل دستگیری و سپس شکنجه و نگهداری او در سلول‌های انفرادی زندان اوین و خانه‌های امن برای ۹ ماه بود؛ آن‌جا او تحت فشار قرار گرفت تا به جاسوسی برای اسرائیل اعتراف کند.

کیهان شهبازی، برادر بابک، او را شخصی معرفی کرده است که «روزانه بیش از ۱۴ ساعت کار می‌کرد تا بتواند زندگی نرمالی برای فرزندانش مهیا کند». به گفته برادرش، او برخلاف ادعای دریافت پول در ازای جاسوسی، «کل دارایی‌اش حتی یک میلیارد تومان هم نمی‌شد و در شهرک‌های اطراف کرج اجاره‌نشین بود.»

«به اراده‌ای که در چشم‌های سام و یاسمین هست»

کیهان شهبازی، برادر بابک شهبازی، روز اعدام او با انتشار ویدیویی در اینستاگرام، که همچنان در دسترس است، خبر اعدام او را اعلام کرد. در این ویدیو، کیهان در کنار پسربچه‌ای ایستاده است و هر دو لباس سیاه بر تن دارند. او می‌گوید: «خیال نکنید با قتل یک انسان بی‌گناه می‌توانید مردم آزادی‌خواه ایران را بترسانید.» او ادامه می‌دهد: «به اشک‌های مادرم نگاه نکنید؛ به اراده‌ای که در چشم‌های سام و یاسمین هست و جوانان و نوجوانان دهه ۸۰ و ۹۰ نگاه کنید. تا آخر مقابل ظلم می‌ایستند، تا آخر مقابل شما می‌ایستند.»

پسربچه‌ای که در این ویدیو کنار کیهان شهبازی ایستاده است، سام، پسر بابک شهبازی است که پدرش همان روز اعدام شده بود. خواهر او، یاسمین، در این ویدیو حضور ندارد. سام در پایان ویدیو، دو انگشت دست راستش را به نشانه آزادی بالا می‌برد و همراه با عموی خود می‌گوید: «همیشه نور بر تاریکی پیروز است.»

سام هنگام اعدام پدرش ۱۲ ساله و خواهرش ۱۸ ساله بود.

بابک شهبازی در نامه‌ای که برادرش با عنوان «وصیت‌نامه» از آن یاد کرده، تاکید کرده است که «من نه جاسوس بوده‌ام نه جاسوسی کرده‌ام،» و آورده است که «گرچه اینان می‌گویند به همراه مرحوم اسماعیل فکری به اسرائیل اطلاعاتی داده‌ام که من به جد همه این حرف‌ها و اتهامات را هم در بازجویی هم در دادگاه و هم اکنون نزد شما عزیزان تکذیب می‌کنم،» و ادامه می‌دهد که «اگر این کار را کرده بودم در دو ماهی که مرحوم فکری قبل از من دستگیر شده بود از کشور خارج می‌شدم نه این که دو ماه بعد از دستگیری آن مرحوم، مرا هنگامی که فرزندم را صبح به مدرسه رسانده بودم دستگیر کنند و بگویند در حال فرار از کشور بوده است.»

اسماعیل فکری، هم‌پرونده‌ای بابک شهبازی بود که پیش از بابک شهبازی در خرداد ۱۴۰۴ به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام شد. به گفته منابع حقوق بشری، نهادهای امنیتی اسماعیل فکری را مجبور به اعتراف علیه بابک شهبازی کرده بودند. او پیش از اعدام در حضور دیگر زندانیان اعلام کرده بود که اعترافاتش علیه شهبازی تحت فشار بوده و آن‌ها را تکذیب کرده بود.

بابک شهبازی در ادامه این متن کوتاه که از زندان به بیرون فرستاده بود، پرسیده است: «اگر در حال فرار بودم پس بلیط من کجاست؟ پس ارز من کجاست؟ پس ویزای من کجاست؟ و ... اگر جاسوس بوده‌ام پس چرا ریالی از حساب‌های بنده مشکوک نیست و هر پولی که به حساب من آمده و خارج شده کاملا منشا و مقصد مشخص دارد.»

او در نهایت می‌گوید که «خود آقایان هم می‌دانند که برای اتهاماتی که به اینجانب نسبت داده‌اند مستندات و مدارکی ندارند.»

روایت رسمی جمهوری اسلامی و اتکا به اعترافات اجباری

خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، در گزارشی که پس از اعدام بابک شهبازی منتشر شد با بیان این‌که بابک شهبازی «در حوزه طراحی و نصب دستگاه‌های خنک‌کننده صنعتی به عنوان پیمانکار در شرکت‌های وابسته به سازمان‌ها و مراکز مخابراتی، نظامی و امنیتی فعالیت می‌کرد» او را متهم کرد که همراه با اسماعیل فکری برای جاسوسی برای اسرائیل اقدام کرده بودند.

میزان مدعی شد که بابک شهبازی «اواخر سال ۱۴۰۰ در یک گروه مجازی با اسماعیل فکری آشنا شده است».

میزان مدعی می‌شود که «بابک شهبازی به واسطه شغل خود در مراکز مهم و زیرساختی کشور در حوزه‌های مخابراتی، نظامی و امنیتی رفت و آمد داشته و از مختصات و ویژگی‌های دیتاسنتر‌های آنها اطلاع داشته لذا تصمیم به فروش اطلاعات به سرویس موساد در قبال اخذ پول و اقامت کشور خارجی می‌کند، اما به دلیل ترس از افشا شدن هویتش اسماعیل فکری را با بهانه تخصص و آگاهی بیشتر از رایانه و تسلط به زبان انگلیسی در ازای دریافت پول به عنوان همکار وارد پروژه می‌کند.»

در ویدیویی که خبرگزاری میزان منتشر کرده است، اعترافات اجباری اسماعیل فکری و اعترافات منتسب به بابک شهبازی منتشر شده است. در این ویدیو، از فردی که به نظر می‌رسد بابک شهبازی باشد از بالا فیلم‌برداری شده است و مشخص نیست صدا، صدای خود اوست یا صداگذاری شده است.

سازمان‌های حقوق بشری سال‌هاست هشدار می‌دهند که اعترافات گرفته‌شده از متهمان در ایران، در شرایط فشار، انزوای طولانی‌مدت یا شکنجه جسمی و روانی، فاقد اعتبار حقوقی است و خود نشانه‌ای از نقض جدی حقوق متهم و اصول دادرسی عادلانه است.

در نهایت قوه قضاییه جمهوری اسلامی، بابک شهبازی را به اتهام «افساد فی‌الارض از طریق محاربه» به اعدام محکوم و این حکم را اجرا کرد.

برخی از پاسخ‌های بابک شهبازی

بابک شهبازی، خود، در نامه‌ای از زندان به محسنی اژه‌ای، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، درباره روند رسیدگی به پرونده و «بی‌اساس» بودن اتهامات، این‌گونه نوشته است: «[پس از بازداشت] چهار ماه و نیم در انفرادی و سه ماه در بازداشتگاه عمومی بودم و در تاریخ ۲۹ مرداد ۱۴۰۳ به بند چهار زندان اوین منتقل شدم. بعد، چهل و یک روز در خانه امن بازجویی شدم.»

او ادامه داده است که در این روند «یک پرونده حدود دویست صفحه‌ای که با زور و نیرنگ من را مجبور کردند بنویسم، آوردند تا امضا و اثر انگشت بزنم. من هم چون هیچ‌کدام از آن کارها را انجام نداده بودم، امضا و اثر انگشت نزدم.»

شهبازی در این نامه تاکید کرده است: «قاضی صلواتی می‌خواست با زور و تهدید و حتی تطمیع از من امضا بگیرد که دو سال با موساد همکاری داشته‌ام. ایشان می‌گفت که در ستاد کل نیروهای مسلح بمب و دستگاه شنود گذاشته‌ام. بعد خودش اقرار کرد که پس از جستجو هیچ موردی پیدا نشد. در ادامه می‌گفت آدرس اتاق جنگ ایران در زرند کرمان را به موساد داده‌ای، در صورتی که من حتی نمی‌دانم زرند کجای کرمان می‌باشد.»

او در بخش دیگری از نامه نوشته است: «حتی یک بار گفت دختر من لیدر «فتنه ۱۳۸۸» می‌باشد که شوربختانه اطلاعات‌شان اشتباه می‌باشد، چون دختر بنده متولد ۱۳۸۶ می‌باشد.» در ادبیات جمهوری اسلامی به اعتراضات ۱۳۸۸ «فتنه» گفته می‌شود.

بابک شهبازی، همچنین، در توضیح رفت‌وآمد خود به ستاد کل [نیروهای مسلح] و وزارت اطلاعات، نوشته است: «اول اینکه کار آن‌ها در مرحله ساخت بوده و هنوز فعال نشده بودند. دوم اینکه در هر دو مکان دوربین‌های مخفی وجود دارد، پس وقتی در دوربین‌ها هیچ موردی وجود ندارد، چگونه ادعا می‌کنند که من این کار را انجام داده‌ام؟»

در عین حال، بابک شهبازی از جمله زندانیانی بود که هنگام حمله هوایی به زندان اوین در این زندان حضور داشت. به گفته برادر او، بابک شهبازی در جریان حمله «خیلی راحت» می‌توانسته فرار کند، اما گفته بود «باید پا روی شرفم می‌گذاشتم و از روی زندانی‌ها و کادر درمان و اداری زندان که زیر آوار نیاز به کمک داشتند رد می‌شدم. ترجیح دادم بمانم کمک کنم.»

تلاش زندانیان هم‌بند برای دفاع از جان بابک شهبازی

در مدتی که بابک شهبازی زیر حکم اعدام در زندان بود، همبندی‌های او نیز برای نجات جان او تلاش کردند. از جمله، آن‌ها با نوشتن نامه‌های متعددی بر بی‌گناهی بابک شهبازی و آن‌چه بر او رفته است شهادت دادند.

در یکی از اقدامات، ابوالفضل قدیانی و مهدی محمودیان، دو زندانی سیاسی همبند بابک شهبازی، در واکنش به صدور حکم اعدام برای بابک شهبازی در بیانیه‌ای اعلام کردند: «این روند دادرسی نیست، تبانی حکومت خامنه‌ای برای قتل یک انسان است.» آن‌ها در نامه سرگشاده‌شان گفتند که این حکم «نه برای اجرای عدالت»، بلکه برای اجرای تصمیمی است که «از همان روز بازداشتش گرفته شده بود»؛ در حالی که به گفته آن‌ها «هیچ روند قضایی واقعی‌ای در این میان طی نشد.»

به گفته آن‌ها، پرونده بابک شهبازی «یک پرونده‌ امنیتی و مثل همیشه با سناریویی از پیش‌ نوشته‌ شده» و شامل «یک بازجویی آلوده به فشار، تهدید و بی‌خوابی، یک دادگاه فرمایشی با قضاتی که هیچ بویی از شرافت و انسانیت نبرده‌اند» بوده است.

احمدرضا حائری، فعال مدنی که در زندان قزلحصار زندانی بود نیز در نامه‌ای نوشت «بابک مطلقا مستحق نه این حکم غیرانسانی بله حتی چند سال زندان هم نبوده و نیست.»

به گفته او، دیوان عالی اشکالات «مضحکی» بر لایحه وکلای بابک شهبازی گرفته بوده است که چرا «اصل حکم قاضی اعدام صلواتی روی پرونده نیست؟» او در ادامه آورده است که دیوان «گوئی نمی‌داند صلواتی اساسا برخلاف قانون وکلای انتخابی را هم به دادگاه راه نمی‌دهد، تا چه رسد به ارائه اصل حکم به متهم! البته که قضات دیوان این موضوع را به خوبی می‌دانند، و موظف بودند ضمن اعلام توقف حکم، اصل حکم را از صلواتی مطالبه کنند.»

احمدرضا حائری تاکید کرده است که «همه فقهای شیعه در هزار سال اخیر» اثبات محاربه و افساد فی‌الارض را، از طریق «اقرار نزد قاضی، از یک تا چهار بار، به تناسب اتهام» واجب می‌دانند و بابک همه اتهامات را نزد قاضی رد کرده است.

سازمان حقوق بشر ایران اعدام بابک شهبازی را یک «قتل فراقضایی» خوانده است که مسئولان جمهوری اسلامی باید در قبال آن پاسخگو باشند.

همچنبن ببینید:
​
XS
SM
MD
LG