لینکهای قابل دسترسی

پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۶ ایران ۲۲:۴۱

مقاله‌ای از نجمه بزرگمهر برای روزنامه فاینشنال تایمز

"من جانم را سالهاست که برای خدا و کشورم نثار کردم"، این بخشی از گفته های بابک زنجانی است که روز نهم آبان ماه در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی در حالی که یونیفورم راه راه آبی رنگ زندان بر تن داشت گفت: "من در اتاقی کوچک که مثل توالت است، با اعمال شاقه ۲ سال حبس بوده ام."

بدنام ترین میلیاردر ایرانی، مدعی مالکیت بیش از ۶۰ شرکت در داخل و خارج ایران، با اتهام های فساد، کلاهبرداری، و جعل اسناد روبرو است.

زنجانی در دفاع از خود می گوید با کمک کردن به مقامات برای دور زدن تحریم های نفتی و بانکی اتحادیه اروپا و آمریکا که در سال ۲۰۱۲ وضع شد، به کشورش خدمت کرد: "ما یک بشکه نفت هم نمی توانستیم بفروشیم ... حتی اگر با هزاران بدبختی می توانستیم یک بشکه نفت بفروشیم، نمی توانستیم یک دلار آن را بازگردانیم، چون سیستم بانکی و مالی ما مسدود شده بود."

وزارت نفت ایران در واکنش مدعی شده است که بیش از ۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون یورو بابت صادرات نفت از بابک زنجانی طلب دارد، اما او می گوید پول هایش به دلیل همکاری با وزارت نفت در بانک های خارجی توقیف شده است.

ماجرای زنجانی نشانگر واقعیتی فراتر از تسویه حساب های سیاسی بین دولت و یک تاجر مطرح است. این پرونده انعکاسی از رویکرد حال حاضر نسبت به ثروت در جامعه بسته ایران است که برخورداری از مال و اموال را معمولا نتیجه حمایت سیاسی می داند تا کارآفرینی فردی.

پس از انقلاب ۱۳۵۷، حاکمان اسلامی با رد سرمایه داری (کاپیتالیسم)، ملغمه ای از ایدئولوژی اسلامی و سوسیالیستی را مبنای اقتصاد ایران قرار دادند. اما در عمل، آنها طبقه ای از الیگارش ها را در بخش خصوصی پدید آوردند، که روابط و حیاتشان در گرو بقای رژیم بود.

حکومت اجازه نداده است بخش خصوصی ایران زیاد ثروتمند شود و در حد ۲۰ درصد از اقتصاد آن را نگاه داشته است، که به اعتقاد بسیاری هدف از آن جلوگیری از هر گونه تمایل جامعه مستقل بازرگانان برای اعمال نفوذ بر سیاست است.

موسی غنی نژاد اقتصاددان دانشگاه صنعت نفت ایران می گوید "ما از سال ۱۹۷۴ در یک تله نفتی افتاده ایم که به شکل فزاینده ای اقتصاد را تحت کنترل حکومت قرار داده است و طبقات متعدد ثروتمند وابسته به نفت و قدرت سیاسی پدید می آورد. ثروتمندان ایران کارآفرین نیستند و هیچ کدام آنها هم در دنیا شناخته شده نیستند."

اقتصاد ایران، برخلاف رویه معمول، در دوره هشت ساله دولت احمدی نژاد از درآمد هنگفتی در حدود ۶۵۰ میلیارد دلار برخوردار شد، اما اقتصاددانان می گویند اثر اندکی از آن در نوسازی زیر ساخت های ایران دیده می شود.

سازمان شفافیت بین المللی ایران را یکی از فاسدترین کشورهای جهان می داند.

در واقع، در دوره دولتی که خود را "پاک ترین دولت تاریخ ایران" توصیف می کرد، میلیاردها دلار درآمد نفتی ایران مفقود شد.

بعضی می گویند زنجانی قربانی دولتی شده است که پرونده او را به عنوان نمونه ای از برخورد با فساد در دست گرفته است. دولت روحانی از زمان دستیابی به توافق هسته ای در تیر ماه در پی جذب سرمایه خارجی است.

پرونده زنجانی با توجه به نرخ ۲۵ درصدی بیکاری در میان جوانان و نرخ ۱۴ درصدی تورم فضایی برای انحراف اذهان از نمونه های احتمالا بزرگتر فساد که برای رژیم اسلامی مایه آبروریزی و بی ثباتی خواهد بود ایجاد می کند.

حسن روحانی رییس جمهوری ایران در مبارزه با فساد با شرایط دشواری روبرو است و درگیری های روزافزون داخلی به آن کمکی نمی کند. تحلیلگران می گویند تندروهای قدرتمند در سپاه، مجلس، و قوه قضاییه نگران هستند که منافع تجاری شان تحت الشعاع توافق هسته ای قرار بگیرد.

زنجانی در مقابل ۵۰ هزار صفحه ادعا نامه برای اعلام جرم در دادگاه این اتهام را رد کرد که مهره ای در دست مقامات یک دولت باشد. اما او پیشتر اذعان کرده بود که در تامین منابع اعتباری برای قرارگاه خاتم الانبیاء سپاه "فرد شماره یک" بوده است. سپاه چون دیگر نهادهای مذهبی و انقلابی، در کنار سازمان نظامی اش، امپراتوری غیرشفاف تجاری را اداره می کند.

ماجرا برای مردم عادی ایران آشنا به نظر می رسد. از نظر آنها زنجانی یکی از بی شمار الیگارش های کمتر شناخته شده است که ویترین افراد و گروه های قدرتمند است. در واقع، عدم تمایل زنجانی به فاش کردن نام شرکایش، محل پول های دزدیده شده و سرمایه اش در خارج از ایران به سوء ظن ها درباره حمایت افرادی از او در محافل نظامی و سیاسی دامن می زند.

زنجانی زندگی حرفه ای اش را با صادرات پوست گوسفند به ترکیه و واردات شامپو، آبجوی غیرالکلی، قهوه و روغن زیتون آغاز کرد. تجارت او بین ایران و ترکیه به سرعت رشد کرد. سپس یک مؤسسه اعتباری در امارات متحده عربی و یک بانک در گرجستان تاسیس و بخشی از سهام "نخستین بانک سرمایه گذاری اسلامی" در مالزی را خریداری کرد. زنجانی دو سال پیش و در مصاحبه ای با هفته نامه آسمان، که اخیر توقیف شد، ثروت شخصی خود را ۱۰ میلیارد دلار عنوان کرد.

میزان ثروت او در ایران که مردم با مشقات زندگی می کنند، توجه منفی را جلب کرد. یک تحلیلگر می گوید "وقتی ثروت افراد بسیار زیاد می شود و حساسیت عمومی را بر می انگیزد، رژیم از نقاط ضعف آنها استفاده کرده و نابودشان می کند."

ثروت در ایران با دزدی یکی تلقی می شود. پورشه ها و مازارتی ها فراوانی که جوانان بیست و چند ساله پشت فرمان شان دیده می شوند، باعث شده مردم بپرسند ثروت ملی کجا رفته است.

بیژن زنگنه وزیر نفت کهنه کار ایران، کسی که پرونده زنجانی را برملا و عهد کرد تا پس نگرفتن "پول مردم" عقب نخواهد نشست، اصرار دارد که زنجانی شرکایی داشته است. وقتی فاینشنال تایمز از زنگنه پرسید چرا اسامی دیگر همدستان او را فاش نکرده گفت دولت با "نام بردن از زنجانی به اندازه کافی دردسر" برای خودش درست کرده است؛ این نشانه روشنی از نفوذ شرکای مورد ظن است.

رسول کوهپایه زاده، وکیل آقای زنجانی، هر گونه رابطه موکلش با سیاسیون را رد می کند: "موکل من نابغه ای در تجارت بین المللی و امور بانکی است و از سوی هیچ گروه سیاسی حمایت نمی شد. اگر او طی دو سال گذشته در زندان نبود بیش از دو میلیارد دلاری را که بدهکار است درآمد داشت."

وکیل زنجانی می افزاید مبلغ مورد اختلاف در نظام بانکی جهانی است و تنها زمانی قابل انتقال است که تحریم ها برداشته شود. زنجانی خودش در دادگاه ادعا کرد ۲۲ میلیارد یورو وجه نقد دارد.

هیچ کس نمی داند چه تعداد میلیاردر در ایران زندگی می کنند. هیچ اسناد معتبری درباره ثروت افراد وجود ندارد و راه های بسیاری برای گریز از سیستم ناکارآمد مالیاتی در دسترس است.

یک تاجر با سابقه بخش خصوصی می گوید: "مبالغی نجومی در اختیار افراد است که هیچ کس در عمرش نشنیده است و روشن نیست منشاء این پول ها کجاست."

یک تاجر کهنه کار می گوید یکی از محافظان پیشین رییس جمهوری سابق ایران برای ورود یک برند مشهور ساعت سوئیسی به ایران ۳۰۰ میلیون دلار سرمایه گذاشته است. او همچنین از یک کارآفرین دیگر حرف می زند که اغلب در سفر به اطراف جهان است و ساز و کاری هم در آمریکا و دیگر نقاط دارد، اما در محافل تجار مشهور ناشناخته است: "او ۱۵۰ ساعت مچی دارد که هر کدام بیشتر از ۱۰۰ هزار دلار ارزش دارد. من همین اخیرا متوجه شدم که او مالک دو برج در تهران است که هر کدام ۳۰۰ آپارتمان به طور متوسط ۲۰۰ متری دارد. خود این برج ها به تنهایی از او یک میلیارد می سازد."

افزایش بسیار زیاد بهای ملک طی چند دهه گذشته موجب پیدایش میلیاردرهای بسیاری شده است. به گفته یک دوست خانوادگی، فردی ۶۷ ساله در شمال غربی تبریز دهه ها پیش املاکی را به ارث برد که او را به یک میلیاردر تبدیل کرده است. او هم زنی ناشناخته در میان مردم است: "او کسی است که ایرانی ها اصلا اسم او را نشینده اند و ممکن است هرگز در طول زندگی شان اسم او را نشنوند."

او به عنوان یک قمارباز حرفه ای ۴۹ میز قمار در زیرزمین عمارت بزرگش در تبریز داشت و طی ۱۵ سال گذشته هر شب میزبان به طور متوسط ۵۰ مهمان بوده است. او سال قبل برای درمان سرطان دخترش به آمریکا رفت. یک دوست خانوادگی او می گوید: "سال گذشته و در وسط تحریم ها، پس از باخت سنگین او در کازینوها، برایش ۳۰ میلیون دلار به آمریکا فرستادیم."

تحلیلگران می گویند ده ها "میلیاردر ناشناخته" چون اینها، در تبریز و دیگر شهرهای بزرگ مانند مشهد و اصفهان زندگی می کنند و برای پرهیز از جلب توجه عمومی و فرار از مالیات دارایی خود را اعلام نمی کنند.

زنجانی در جریان دادگاهش اشاره کرد که تاجرانی ثروتمندتر از او هستند که از مصونیت حکومتی برخوردارند. او برای نمونه پرسید چرا نام کسی که به وزارت نفت ۵ میلیارد دلار بدهکار است را فاش نمی کنند. وزیر نفت پاسخ داد آن پول جای مطمئنی است.

روشن نیست این دفاع و تبلیغ شخصی به زنجانی برای فرار از حکم اعدام کمک خواهد کرد یا خیر. مه آفرید خسروی، تاجر درگیر در پرونده فساد مالی ۲ میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلاری، اعدام شد.

زنجانی با جسارت خطاب به دادگاه گفت: "به خاطر همین همکاری ها (با وزارت نفت) شرکت های من از سوی اتحادیه اروپا و خزانه داری آمریکا تحریم شد. من یک نخبه اقتصادی هستم ... ما را از اعدام می ترسانند. من جانم را سالهاست که برای خدا و کشورم نثار کردم و از هیچ چیز نمی ترسم."

* برگردان فارسی این مقاله تنها برای آگاهی رسانی منتشر شده و نظرات بیان شده در آن الزاماً بازتاب دیدگاه صدای آمریکا نیست.

XS
SM
MD
LG