روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی با عنوان «چهل پزشک و پرستار ایرانی از کشتار روایت میکنند» به مشاهدات پزشکان و پرستاران از سرکوب خونین اعتراضات خیابانی دی ماه در دوره قطع اینترنت در سراسر ایران می پردازد.
رکسانا صابری و فاطمه جمال پور، نویسندگان این گزارش، می گویند که از کارکنان بخش پزشکی ایران در ۱۴ شهر و ۱۱ استان درباره تجربهشان در درمان معترضان زخمی پرسیدند و آنها، با وجود خطرات جدی شخصی، روایتهایشان را با این نویسندگان در میان گذاشتند.
یک نیروی کادر درمان در رشت گفته است که در اوج سرکوب خشونتبار اعتراضات گسترده ضدحکومتی در ایران در دی، شاهد بود که چگونه ناگهان مرکز درمانی محل کار او مملو از صدها معترض زخمی شد. به گفته او بسیاری از مجروحان هدف گلولههای ساچمهای یا دیگر گلولهها قرار گرفته بودند و گلولهها به سر، گردن، قفسه سینه، استخوان ران، و شکم آنها برخورد کرده بود و «کاملاً برای کشتن شلیک کرده بودند.»
او پس از چهار روز، سرانجام به خانه رفت. اما بهجای استراحت، شروع به گردآوری ۱۱ گیگابایت تصویر رادیولوژی، سیتیاسکن، و پروندههای پزشکی کرد و بعداً آنها را از طریق یک اپلیکیشن پیامرسان رمزگذاریشده برای نویسندگان این مطلب در نیویورک تایمز فرستاد. او نوشت: «میخواهند همهچیز را ماستمالی کنند.»
راستیآزمایی مستقل شمار دقیق معترضانی که توسط نیروهای امنیتی در ایران کشته شدهاند دشوار است.
نیروهای امنیتی کوشیدند کارکنان خط مقدم پزشکی ایران را که در موقعیتی منحصربهفرد برای توصیف گستره این خونریزی و روایت داستان مجروحان و کشتهشدگان قرار داشتند، ساکت کنند.
نویسندگان این مطلب میگویند که در روزهای پس از سرکوب خونین، با دهها پزشک و پرستار شاغل در ایران تماس گرفتند و بسیاری از آنان در حالی که میکوشیدند به معترضان کمک کنند، بهطور پنهانی شروع به مستندسازی آنچه دیده بودند کرده بودند.
در این مطلب آمده است: «با همکاری بخش دیدگاههای نیویورک تایمز و با تکیه بر ارتباطاتمان در میان جامعه ایرانیان خارج از کشور و داخل ایران، از ۴۰ پزشک و پرستار ایرانی درباره تجربهشان در درمان معترضان زخمی پرسیدیم. هویت آنها تأیید شده، اما برای محافظت از آنها در برابر تلافیجویی فاش نمیشود.»
در زیر بخشی از روایتها آنها آمده است:
پزشک خانواده در قم: من شاهد شکاف ناشی از ضربه مستقیم به سر یک پیرمرد بودم که جلوی فروشگاهش ایستاده بود. آن فرد برای دفاع از شخص دیگری قدم پیش گذاشته بود که به گفته او چنان کتک خورده بود که چشمانش از حدقه در آمده بود.
پزشک متخصص استخوان در رشت: اجساد کشته شدگان آن قدر زیاد بود که آنها را با کامیون جابهجا میکردند.
دانشجوی پزشکی شاغل در بیمارستان در تهران: شاهد بیرون ریخته شدن مغز و دل و روده، قطع عضو، سلاخی، ضربات متعدد چاقو و قمه، گلوله های پلاستیکی و زخم های محل ورود و خروج گلوله بودم.
پزشک عمومی در شیراز: در هشتم، نهم، و دهم دی ماه شمار بالایی صورت های آسیب دیده و افراد جان باخته را دیدم که برای مدت ها نمی توانستم برای خودم هضم کنم.
متخصص چشم در تهران: یک جراح چشم ممکن است در طول تمام دوران کار حرفهایاش ده جراحی شبیه این انجام دهد، اما ما هزاران نمونه از این جراحیها انجام دادهایم. شدت آسیب به گونهای بود که نشان میداد هدف عمدتا کور کردن بود. ما نمونههای از آسیب دیدن دو چشم هم داشتهایم.
یک عضو کادر درمان در رشت: از آن سه شب تصاویری را به روشنی به خاطر دارم: کودکی که در آغوش مادرش گلوله خورده بود؛ مادربزرگی که در کنار نوهاش هدف شلیک گلوله قرار گفته بود؛ و پسر جوانی که تک تیرانداز به سرش شلیک کرده بود. این تصاویر بارها در خواب و بیداری جلوی چشمانم تکرار میشود.
جراح اورژانس در تهران: از مشاهده مسیر عبور گلولهها از بدن شوکه شده بودم. آسیب دیدگی ها نشان می داد تیراندازی از بالای ساختمان ها با هدف شلیک به سر معترضان انجام گرفته بود.
*نظرات و دیدگاههای مطرح شده در این مقاله الزاما بازتابدهنده موضع صدای آمریکا نیست