عبدالجلیل شهبخش، زندانی سیاسی، روز ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ اعدام شد. بنا بر برخی گزارشها، او ۲۶ ساله، پدر دو کودک خردسال و اهل روستای چاه احمد بود.
نام «چاه احمد» را که در گوگل جستوجو کنید، بیش از هر چیز تصاویر جادهای خاکی دیده میشود. گزارشی هم هست از بهار ۱۴۰۲ با عنوان «حسرت بیش از ده ساله ساکنان منطقه چاه احمد»، گزارشی درباره جادهی خاکی منتهی به روستا که سالها در انتظار آسفالت مانده و آسفالت برای ساکنانش به رویایی دور از دسترس تبدیل شده است.
چاه احمد، روستایی در استان سیستان و بلوچستان است. جایی که وقتی نامش به خبرها میرسد، معمولا پای بحران کمآبی و کودکانی در میان است که قربانی گاندوها، تمساحهای پوزهکوتاه بومی منطقه، میشوند. در چنین وضعیتی، جادهی خاکی شاید کمتر جایی در خبرها پیدا کند.
خبرگزاری قوه قضائیه جمهوری اسلامی، «میزان»، در خبر مربوط به اعدام عبدالجلیل شهبخش، مدعی شد که او «تروریست» بود، اما «تلاش میکرد خود را یک سوختکش ساده و بیاطلاع از جریانات تروریستی نشان دهد.» توصیفی که در کنار گزارشهای منتشرشده از سوی فعالان حقوق بشر جلب توجه میکند. وبسایت «صدای بازداشتشدگان ایران» به نقل از منابع نزدیک به خانواده عبدالجلیل گزارش داده است که او در دوران بازداشت تحت «شکنجههای شدید جسمی و روانی» قرار داشته و از او اعترافات اجباری گرفته شده است.
خبرگزاری میزان همچنین در مطلبی گزارش صداوسیما از اعترافات عبدالجلیل شهبخش را منتشر کرد و مدعی شد که او در شش سال پیش «آموزش تروریستی» دیده بود. آنها سپس او را با لباس زندان و سر تراشیده نشان میدهند که مقابل دوربین، از مشارکت در حمله به پاسگاه گوهرکوه میگوید.
خبرگزاری حکومتی «مهر» نیز در آبان ۱۴۰۴ از بازداشت عوامل حمله به پاسگاه گوهرکوه خبر داده و زمان این حمله را یک سال پیش از آن اعلام کرده بود. این زمانبندی با روایت خانواده عبدالجلیل از روند بازداشت و نگهداری او همخوانی ندارد.
وبسایت «صدای بازداشتشدگان ایران» به نقل از منابع نزدیک به خانواده گزارش داده است که حدود دو سال پیش، نیروهای امنیتی خودروی متعلق به عبدالجلیل را که در اختیار فرد دیگری بوده است، در ایستوبازرسی خاش توقیف کردند. به گفته خانواده، پس از آن از او خواسته شد برای پیگیری و تحویل خودرو به مراجع قضایی مراجعه کند. اما عبدالجلیل پس از حضور در دادگاه، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و با اتهام «همکاری با گروههای مسلح» به زاهدان منتقل شد. منابع نزدیک به خانواده همچنین گفتهاند که او پس از بازداشت، نزدیک به یک سال در بازداشتگاه اطلاعات سپاه نگهداری شده است و در تمام این مدت از تماس و ملاقات با خانواده محروم بوده است.
اطلاعاتی که زمان بازداشت عبدالجلیل شهبخش را به سال ۱۴۰۳ بازمیگرداند، یعنی پیش از گزارش خبرگزاری مهر درباره بازداشت عوامل حمله به پاسگاه گوهرکوه.
نامشخص بودن حضور وکیل
در گزارشهای منتشرشده از سوی خبرگزاری قوه قضاییه، تاریخ دقیق بازداشت عبدالجلیل شهبخش، زندان محل نگهداری و محل اجرای حکم اعدام ذکر نشده است. همچنین، اگرچه به فرجامخواهی وکیل متهم اشاره شده، اما مشخص نیست وکالت پرونده را چه کسی برعهده داشته است. فعالان حقوق بشر پیشتر نسبت به خطر آسیبرسانی به متهمان از سوی وکلای تسخیری غیرمستقل هشدار دادهاند.
خبرگزاری قوه قضاییه، بدون انتشار حتی یک سطر از دفاعیات وکیل و در حالی که گزارش خود را با مجموعهای از اتهامات علیه متهم همراه کرده، در نهایت مینویسد که دیوان عالی کشور فرجامخواهی عبدالجلیل شهبخش را رد کرده است. او با اتهاماتی از جمله «بغی از طریق حمله مسلحانه به مقرهای انتظامی» و «عضویت در گروه باغی» اعدام شد.
بنا بر گزارشهای حقوق بشری و به نقل از نزدیکان عبدالجلیل شهبخش، او پس از انتقال به زندان، درباره شرایط سخت دوران بازداشت با خانواده و اطرافیانش صحبت کرده بود. به گفته این منابع، عبدالجلیل در ماههای طولانی نگهداری در سلول انفرادی، امکان تشخیص شب و روز را از دست داده و تنها از طریق زمان توزیع غذا متوجه گذر زمان میشده است. همچنین گفته شده که در شبانهروز تنها یک وعده غذا در اختیار او قرار میگرفت.
خطر صدور احکام سنگین برای برادر او
بنا بر گزارش «شبکه اسناد حقوق بشر بلوچستان»، ابراهیم شهبخش، ۲۴ ساله، متاهل و فرزند جلال و برادر عبدالجلیل شهبخش، نیز در تاریخ ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ به همراه نعیم شهبخش، ۲۷ ساله و فرزند مهیم، توسط نیروهای اداره اطلاعات بازداشت شدند. اتهام مطرحشده علیه آنها «همکاری با گروههای مسلح مخالف نظام» عنوان شده است.
به گفته نزدیکان این دو شهروند بلوچ، خانواده آنها هنگام مراجعه به دادگاه برای پیگیری وضعیت پرونده، با تهدید قاضی مبنی بر صدور حکم اعدام روبهرو شدهاند. این شبکه ضمن محکومکردن بازداشتهای فراقضایی، نسبت به احتمال صدور احکام سنگین و محرومیت بازداشتشدگان از دسترسی به وکیل هشدار داده است.