لینکهای قابل دسترسی

خبر فوری
شنبه ۲ تیر ۱۳۹۷ ایران ۰۹:۲۳

پسران استاد دانشگاه فوت شده در زندان: ما فقط خواهان حقیقت هستیم


کاووس سیدامامی استاد دانشگاه و فعال محیط زیست که در ایران در زندان به طرز مشکوکی درگذشت.

واکنش ها به مرگ مشکوک کاووس سید امامی استاد دانشگاه و فعال محیط زیستی در ایران همچنان ادامه دارد.

وبسایت شبکه خبری سی ان ان در گزارشی نوشت: پدرشان زندانی شد و در زندان در ایران جان سپرد. می گویند جلوی خروج مادرشان از ایران را گرفته اند. رامین و مهران سید امامی، اکنون خارج از ایران، در گفتگویی با سی ان ان، می گویند تلاش می کنند مادرشان را از ایران بیرون آورده و سر در بیاورند بر سر پدرشان در زندان اوین چه گذشت.

کاووس سید امامی، فعال محیط زیست ایرانی کانادایی، چهارم بهمن ماه، به اتهام جاسوسی بازداشت شد و دو هفته بعد در زندان فوت کرد. قوه قضاییه ایران می گوید سید امامی ۶۳ ساله در زندان خودکشی کرد.

پسران او در مصاحبه ای با کریستین امان پور اصرار دارند پدرشان بی گناه بود و شک دارند پدرشان خودش را کشته باشد.

مهران می گوید: «کسی که چنین عاشق زندگی و خانواده بود و تنها چند هفته قبل با سگ هایش به کوهپیمایی رفته بود... این که به ناگاه تصمیم به گرفتن جان خودش بگیرد بی معنی است.»

مقامات مسول در ایران ویدیویی از دوربین نگهبانی سلول های زندان به رامین نشان دادند که باعث طرح پرسش های بیشتری درباره شرایط حول و حوش مرگ پدرش شد. او می گوید پدرش را دیده که وارد یک دستشویی در فضای مجاور سلول می شود و کارکنان زندان هشت ساعت بعد او را پیدا می کنند.

رامین به امانپور می گوید: «اگر او زندانی چنان مهمی بود، چطور زیر نظر نبوده است؟ اگر با دیگر افرادی که در اوین زندانی بوده اند صحبت کنید می گویند... پیش از آن که دست به اقدامی سوء ظن برانگیز بزنید آن ها به سلول یورش آورده و مانع شما می شوند.»

رامین که می کوشد جلوی اشک هایش را بگیرد، توضیح می دهد چگونه مریم ممبینی، مادر او، از مرگ همسرش مطلع شد.

رامین همچنین می گوید: «خانه ما دو بار مورد یورش ماموران قرار گرفت. احتمالا دستگاه استراق سمع در خانه کار گذاشته اند. ما از افرادی خطرناک پیام های تهدید آمیز دریافت می کردیم. در خیابان به من تنه می زدند و می گفتند تو را زیر نظر داریم.»

مهران لحظه بازداشت موقت مادرشان در فرودگاه هنگام خروج از ایران را به خاطر می آورد: «در آخرین لحظه درست قبل از این که سوار هواپیما بشویم، ناگهان کسی آمد و اسم مادرم را صدا زد و ما فورا فهمیدیم وضع خراب شد. به ما گفتند یک دقیقه وقت دارید تصمیم بگیرید بدون مادرتان کشور را ترک کنید یا با هم بمانید. مادرم از ما مرتب خواهش می کرد برویم».

* برگردان فارسی این گزارش تنها به منظور آگاهی رسانی منتشر شده و نظرات بیان شده در آن الزاماً بازتاب دیدگاه صدای آمریکا نیست.

https://gdb.voanews.com/DB8B35EC-8161-4D0C-8176-61890B65E8A4.gif

نظر شما

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG