لینکهای قابل دسترسی

پنجشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۶ ایران ۰۰:۱۸

این مقاله در نشریه اینترنتی «پولیتیکو» به قلم اورن کسلر منتشر شده است

حوثی های یمن اسرائیل را متهم می‌کنند که از پشت پرده ائتلاف منطقه ای علیه یمن به رهبری عربستان را حمایت می‌کند. اتهامی که بی سابقه نیست.

گناه نابسامانی‌های خاورمیانه را به گردن اسرائیل انداختن، در منطقه قدمتی دیرین دارد. اما این بار، اتهام مبنایی تاریخی دارد.

در جنگ‌های داخلی یمن در سال های ۱۹۶۲-۱۹۷۰، دولت یهودی به حکومت پادشاهی یمن به طور منظم پول و سلاح می رساند. اما این بار انگشت اتهام حوثی ها به خودشان برمی گردد. آن حکومتی که از اسرائیل کمک می گرفت، درواقع همین قبایل شیعی را نمایندگی می‌کرد که شورشیان امروز یمنی از آن برخاسته اند.

در آن زمان، یمن، مانند بیشتر دوران تاریخ خود، بین حکومت سلطنت مطلقه خاندان متوکلیه در شمال و منطقه تحت حمایت بریتانیا در جنوب که بر بندر استراتژیک عدن تمرکز داشت، تقسیم شده بود. سلسله متوکلیه زیدی بودند، شعبه‌ای از اقلیت شیعه که زید، پنجمین نسل از اولاد محمد پیامبر اسلام را جانشین برحق او می دانستند. زیدی‌ها را از همین رو پنج امامی هم می نامند زیرا به عقیده آنان زید امام پنجم و آخرین امام مومنان است. حال آن که برای اکثریت شیعیان این سلسله تا ۱۲ امام ادامه دارد.

در سال ۱۹۶۲ ارتش ملی‌گرای یمن به رهبری ژنرال عبدالله السلال و با الهام از کودتای ضد سلطنتی جمال عبدالناصر در مصر که یک دهه پیشتر انجام یافته بود، علیه امام (سلطان) یمن محمد البدر دست به کودتا زد. بریتانیا که نگران بروز ناآرامی در مستعمره مجاور خود بود، همراه با سلطنت طلبان عربستان سعودی و اردن و دولت شانزده ساله اسرائیل، از سلطنت طلبان یمن حمایت کرد.

در آن زمان، مخالف اصلی دولت یهودی، برخلاف امروز حکومت شیعه مذهب ایران نبود، بلکه همسایه خود اسرائیل و بزرگ ترین دولت جهان عرب، یعنی مصر بود. ناصر در یکی از اقدام‌های عجیبش در دوران جنگ سرد، ۷۰ هزار نیرو ، برابر یک سوم ارتش مصر، را در یمن پیاده کرد تا در جنگی خون بار که مورخان آن را «ویتنام مصر» نام نهاده اند، شرکت کنند. از بین یک‌صد تا دویست هزار سربازی که در این جنگ کشته شد، حدود ۲۵ هزار تن مصری بود.

دو سال از جنگ می‌گذشت که یک خلبان مصری که از جنگ دلسرد شده بود، به اسرائیل گریخت و به بازجویانش گفت که هم‌وطنان مصریش از سلاح شیمیایی در یمن استفاده می‌کنند. گلدامایر، وزیر خارجه وقت، بیم‌ناک از آن که اسرائیل هدف بعدی باشد، امیدوار شد که بتواند با پای‌گیر کردن مصر در باتلاق جنگ در کشوری دوردست، خطر را ازکشورش دور کند.

سازمان اطلاعاتی بریتانیا که ماه‌ها بود خواستار حمایت اسرائیل از سلطنت طلبان بود، ناگهان شریکی مشتاق به دست آورد. در ۲۶ مه سال ۱۹۶۴ ، امام بدر مجمعی مشورتی با سران قبایل هوادار سلطنت برگزار کرد که یکی از آن ها، شیخ حسن الحوثی، شیخ همین طایفه حوثی بود که امروز جنگ شورشیان را با حکومت مورد قبول جهانی یمن رهبری می‌کند. حدود نیمه شب بزرگان قبایل صدای هواپیمایی را برفراز سرشان شنیدند و ۱۴ چترباز را دیدند که فرود می آمدند. یکی از شیوخ چنان به حیرت افتاد که گفت: «خدا هم دارد به امام کمک می کند.» هواپیما که حامل تجهیزات نظامی و پول و دارو بود با هدایت خلبان‌های اسرائیلی پرواز می کرد.

در عملیات جوجه تیغی، نامی که بر این عملیات نهاده بودند، ۱۴ پرواز با بزرگ ترین هواپیمای مسافری اسرائیل که بویینگ سی ۹۷ بود، به مدت دو سال انجام گرفت. این پروازها با پیاده کردن ماموران اطلاعاتی موساد تکمیل شد. (که یکی از آنان به دست شورشیان یمن افتاد، و به مصر تحویل داده شد و در سال ۱۹۷۳ با اسیران مصری مبادله شد.) در آن زمان هم مانند اکنون مداخله نظامی جنبه چند ملیتی داشت. نیروهای اطلاعاتی، تدارکاتی و هوایی بریتانیا، فضا –هوای سعودی و پایگاه سوخت گیری بندر جیبوتی امروز یا سومالی لند آن زمان که متعلق به فرانسه بود، در آن دخالت داشتند. دهه ها بعد، یک خلبان اسرائیلی در خاطراتش گفت که در یکی از این پروازها مشاور انگلیسی گفته بود: «حالا که تا اینجا آمده ایم بد نیست که فرودگاه بندر صنعا- پایتخت یمن- را هم بمباران کنیم». اما اسحاق رابین، رئیس ستاد ارتش اسرائیل و نخست وزیر آینده، با آن مخالفت کرد.

همان گونه که اسرائیلی ها پیش‌بینی کرده بودند، ماجراجویی مصر در یمن این کشور را به چنان خونریزی مالی و جانی دچار کرد که شکست مصر در جنگ های شش روزه سال ۱۹۶۷ را تا حد زیادی به دلیل خستگی و خسارت‌هایی که از یمن دیده بود، ونیز به دلیل آن که اسرائیل توانسته بود با بررسی دقیق تاکتیک های جنگی مصریان دستشان را بخواند، ارزیابی می کنند. مصر در اواخر همان سال از یمن بیرون رفت.

یک قرار داد صلح در سال ۱۹۷۰ به جنگ داخلی در یمن شمالی پایان داد و در عوض جمهوری جدیدی زاده شد که سلطنت طلبان متوکلیه در آن راهی نداشتند. امام بدر به بریتانیا رفت و تا آخر عمر در خانه ای معمولی در کنت زندگی کرد. یمن شمالی متحد روسیه شوروی شد و حکومت نظامیان قدرتمند درآن برقرار شد. و گویی برای آن که بعدها بتواند نظریه توطئه حوثی ها را تغذیه کند، عبدالرحمان العریانی را به جانشینی سلال برگزید. عریانی یهودی زاده بود با نام یهودی زکریا، که به اجبار و در برابر جان پدر و مادرش به اسلام درآمده بود و خویشاوندانی در اسرائیل داشت.

یمن جنوبی هم به نوبه خود استعمار را با کمونیسم تاخت زد و بریتانیایی‌ها را بیرون راند و خود را جمهوری دمکراتیک خلق یمن نامید.

در سال ۱۹۹۰ شمال و جنوب به هم پیوستندو جمهوری یمن امروز را ایجاد کردند. این اتحاد هرگز به وحدت نینحامید. یمن امروز را تنها حوثی‌ها به آشوب نکشانده‌اند ، بلکه تجزیه طلبان جنوب، و القاعده شبه جزیره عرب نیز به این آتش دامن می زنند. یمن فقیرترین کشور عرب است و در بی ثباتی با سوریه و عراق و لیبی در جهان عرب پهلومی‌زند.

و مصر هم با اشتیاق و علاقه به ائتلاف علیه حوثیان پیوسته است و ضمن دادن کشتی های جنگی و هواپیماهای بمب افکن، وعده داده که در صورت نیاز نیروی زمینی هم فراهم می آورد. در اجلاس عرب در شرم الشیخ که ماه گذشته برگزار شد، عبدالفتاح السیسی رئیس جمهوری مصر این ائتلاف را با واژه های آخرالزمانی معرفی کرد و گفت: «این ملت [عرب] در تیره ترین ساعات عمر خود نیز هرگز با چنین خطری که موجودیت و هویتش را مانند امروز تهدید می کند، روبرو نشده بوده است... خطری که امنیت ملی ما را نابود می کند و نمی توانیم عواقب آن را برای هویت عربی خود نادیده بگیریم.» روی این سخنان البته با مهم‌ترین حامی حوثیان، یعنی ایران بود.

از نظر اسرائیل جمهوری اسلامی دیرزمانی است که نقش دشمن اصلی را، که زمانی برعهده مصر بود، برعهده گرفته است. و از نظر حوثیان، اسرائیلی که زمانی به آنان کمک کرد امروز هیچ اعتباری برای کشور ندارد. از شعار پنج بخشی که میان حوثیان رایج است، دو بخش آن کام اسرائیل و یهودیان را زهرآگین می کند:

الله اکبر

مرگ بر آمریکا

مرگ بر اسرائیل

لعنت بر یهود

زنده باد اسلام!

خشم حوثیان از اسرائیل شاید برای راضی کردن ولی نعمتشان ایران باشد، یا شاید پیرو آن احساسی باشد که میلیون ها شیعه و سنی در آن سهیم اند. هرچه باشد، رهبری اسرائیل نمی تواند خوشحال باشد که از زمان فتح صنعا در ماه سپتامبر به دست شیعیان، نیروهای هوادار ایران اکنون کنترل چهار پایتخت عربی را به دست گرفته باشند.

اکنون که شریکان اسرائیل در یمن-عربستان سعودی، مصر و اردن- نقش اصلی را برعهده گرفته اند، و با توجه به سابقه دولت یهود در آسیب زدن پنهانی به منافع ایران، نمی توان احتمال شرکت اسرائیل در جنگ یمن را رد کرد. به هرحال، جزئیات دخالت اسرائیل در آخرین جنگ داخلی این کشور تنها چند دهه بعد رو شد.

شاید این بار، سرانجام، حوثی ها از چیزی خبر دارند که ما نمی دانیم.

*اورن کسلر معاون تحقیقات در «بنیاد دفاع از دمکراسی‌ها» است.

XS
SM
MD
LG