لینکهای قابل دسترسی

چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۹۶ ایران ۰۹:۲۸

پیش از پرداختن به کتاب بد نیست نگاهی بیندازیم به مواردی از جنایت های ناموسی که از کتاب فاجعه خاموش برگرفته ایم. با این توضیح که این تنها بخشی از قتل هایی ست که در همین سال ها به نام «ناموس» و غیرت مردانه روی داده است . جنایت هایی که به نوشته کتاب و به گزارش مقام های پلیس در سال های اخیر موارد آن افزایش داشته است.

• شيدا زن ۱۶ ساله مريواني كه مادر يك كودك ۲ ساله نيز بود، در روز ۱۱/۷/۸۸ با ضربات چاقوی برادرش مهدی در خيابان جان سپرد. او كه همسری معتاد داشت، در حال حرف زدن با مردی در خيابان توسط برادرش به قتل رسيد.

• مردی به علت سوءظن به همسرش او را پس از ۲۹ سال زندگی مشترك در برابر ديدگان فرزندانش به قتل رساند.

• در پاييز سال ۸۱ ، خانواده‌ای در خوزستان در كيف دختر خود كارت تبريكی بدون امضاء يافتند. دختر به دست عمويش به قتل رسيد. خانواده دختر قاتل را بخشيدند.

• سعيده دختر ۱۴ ساله بلوچستانی به دليل شك پدر به وسيله پدر، برادر و دوستان برادرش سنگسار شد و سپس با شلیک گلوله به قتل رسيد.

• دلبر خسروی، دختر ۱۷ ساله‌، در دهی در نزديكی مريوان، به دليل داشتن قصد طلاق از همسر ناخواسته و اجباری خود، توسط پدرش سر بريده شد.

• مرد ۴۶ ساله‌ همسر صيغه‌ای و نوجوانش را كه ۱۵ سال بيشتر نداشت به دليل سوءظن با ضربات چاقو مجروح كرد و مردی را كه در خيابان با او حرف می زد، با ضربات چاقو به قتل رساند. شعبه ۷۱ دادگاه كيفري استان تهران با اين استدلال كه او با تصور مهدور‌الدم بودن مقتول وی را كشته است، او را به پرداخت ديه محكوم كرد.

• در لرستان، ليلا به دليل سرباز زدن از ازدواج اجباری با پسر عمويش مجبور شد كه با پسر مورد علاقه‌اش فرار كند. بعد از دستگيری توسط برادران و پسر عمويش به درختی بسته و به آتش كشيده شد.

• در دزفول، جاسم كه خود دارای سه زن بود، دختر ۱۵ ساله‌اش را به دليل اينكه فكر مي‌كرد عمويش به او تجاوز كرده، سر بريد.

• باز در دزفول، مردی با سوءظن به همسر دومش و با ادعای اين كه پسرش متعلق به او نيست، سر زن و فرزند ۷ ساله‌اش را بريد.

• در تربت‌جام، مردی با همدستی برادر و پسرعمويش، خواهر جوان خود را كشت و در چاه مخروبه‌اي دفن كرد. وي پس از يك ماه با مراجعه به كلانتری خود را به پليس معرفي كرد و دليل اين قتل را بي‌حيثيت شدن خانواده‌اش اعلام نمود.

• در سقز «شنو فرهادی» به دليل امتناع از ازدواج اجباری به دست برادرش كشته شد.

• «فرشته نجاتي» كه ۱۸ سال از شوهرش كوچك ‌تر بود و پس از دوسال زندگی زناشویی به قصد طلاق به خانه پدری‌اش باز گشته بود، به اتهام رابطه با مردی ديگر و بر اساس اتهامی واهی و اثبات نشده، به دست پدرش سر بريده شد. پزشکی قانونی دختر را باکره اعلام کرد. در اتفاقی که به نظر فعالان حقوق زنان در کردستان، در این استان بسیار نادر بوده است، در روز تشییع جنازه فرشته تعداد زیادی از زنان، برخلاف رسوم رایج منطقه، در مراسم حضور یافتند. این حضور غیر منتظره با حمایت مردان کرد روبرو شد و به سر دادن شعارهایی علیه قوانین تبعیض آمیز ختم شد. در این تشییع جنازه بیش از سیزده هزار زن و مرد مریوانی شرکت کرده بودند. همچنین در پی قوت گرفتن شایعه ای مبنی بر آزادی علی نجاتی پدر فرشته نجاتی که اقدام به بریدن گلوی دختر ۱۸ ساله خود کرده بود، مردم مریوان در تجمعی خودجوش در مقابل دادگستری مریوان در سی و یک مرداد ۱۳۸۷ به آزادی متهم به قتل اعتراض کردند. این تجمع که همراه باشعارهای برابری طلبانه و دفاع از حقوق زنان همراه بود با حضور نیروهای انتظامی و امنیتی به خشونت کشیده شد وحدود سی تن از تجمع کنندگان بازداشت شدند..

• در سال ۱۳۸۷ شهين نصراللهي به دست برادرش در روستای دزلی در مریوان كشته شد. در آن سال تعدادي از انجمن‌ها و نهادهای مدنی و مدافع حقوق بشر متشكل از تعدادي از زنان مريوان ضمن محكوم كردن قتل ، تظاهرات كردند.

• زهرا دختر ۷ ساله اهوازی که همراه با مادرش به خاطر اختلاف او با شوهرش (پدر زهرا) به منزل پدربزرگ مادری اش رفته بود، در بازگشت مورد سوءظن پدر خود قرار مي‌گيرد. پدر به زهراي ۷ ساله شك می‌كند كه شايد زمانی كه او در منزل پدربزرگش بوده، مورد تجاوز دايی‌اش قرار گرفته باشد. او با اين سوءظن به دست پدر كشته می‌شود.

• وقتی ماموران به هنگام انتقال او به مرکز پلیس به دستش دستبند می زدند با تعجبی آمیخته با اعتراض می گوید:" چرا به من دستبند می زنید. من ولی دخترم هستم"

• درشهريور سال 87، خديجه زن جوان آبادانی قصد داشت از شوهر معتاد خود طلاق بگيرد. شوهرش به محض اطلاع از تصميم او با دو عموی خديجه تماس مي‌گيرد و به آنها مي‌گويد خديجه با مرد ديگري رابطه دارد. دو عموی خديجه، روزی كه او به همراه خواهرش در خيابان عبور می کرد، او را می‌بينند. آنها خديجه را به زور سوار ماشين خود کرده به خارج از شهر می‌برند. سپس يكی از عموها دست های او را می‌گيرد و عموی ديگر با كارد ميوه‌خوری شروع به بريدن گردن او می کند. خديجه از اين جنايت جان سالم به در برد. او می‌گويد: «هر قدر به عموهايم التماس مي‌كردم، يكي از عموهايم فرياد مي‌زد بگو با كدام مرد رابطه داری كه شوهرت فهميده. وقتی به آنها می‌گفتم: اين حرف دروغ است و من هميشه مطيع شوهرم بودم، او بيشتر فرياد مي‌كشيد.». او می افزاید: «وقتی عمويم با چاقوی ميوه‌خوری ذره‌ذره گلويم را می بريد، احساس می‌كردم كه آرام آرام روح از بدنم خارج مي‌شود. حتی حنجره و تارهای صوتی‌ام بريده بود ولی بدنم هنوز حس داشت. تا شعاع يك‌متری‌ام خون ريخته بود. هنوز اندك جان و رمقی برايم مانده بود. موبايل خواهرم را زير آستين لباسم محكم نگه‌داشتم، وقتی عموهايم فكر كردند كه ديگر كارم تمام است از من دور شدند. در اين فاصله با پدرم تماس گرفتم و ديگر هيچ نفهميدم. من از مرگ برگشتم تا حق ضايع‌شده خود را پس بگيرم».

• در فراشبند استان فارس، سوسن 17ساله كه به پسر ديگری علاقه داشت، مجبور به نامزدی با پسرعمويش شده بود. سوسن با اين نامزدی مخالفت می‌كند و به همين دليل پدر و پسرعمويش او را با چادرش خفه می كنند..

• در گرگان مردی به دليل سوءظن به همسر ۲۸ ساله‌اش در جلو چشمان كودكش، با پاشيدن اسيد به روی همسرش او را به قتل ‌رساند.

این ها برخی از قتل هایی ست که در پیش گفتار کتاب فاجعه خاموش، قتل های ناموسی، از آنها یاد شده است. اما به این فهرست می توان بازهم افزود:

• رویا، ۲۲ ساله، پس از شکنجه به دست پدرش در زمین های ارتش در جاده تلو زنده به گور شد. پس از گزارش اهالی محل ماموران انتظامی رویای نیمه جان را به بیمارستان منتقل کردند و او ازمرگ نجات یافت. گناه رویا آن بود که به خوردن قرص های ترامادول معتاد بود.

• در اشنویه پدری دختر جوانش را که پیش از ازدواج حامله شده بود، کشت

• در اندیمشک پسری مادرش را به خاطر آن که در خیابان با مردی حرف زده بود، با توهم رابطه با آن مرد کشت.

• . پدر معتاد که به دختریازده ساله اش مشکوک بود اورا شکنجه کرد و به آتش کشید. اما به گزارش پزشکی قانونی، در اتفاقی نادر، قلب دخترک از ترس ، پیش از آن که با آتش منفجر شود، از ترس ترکیده بود. دادگاه مجازات این قتل را نه قصاص، که ۱۲ سال زندان تعیین کرد. مادر سارا به دادگاه گفت به خاطر رفتار خشونت بار شوهرش از او جداشده بود، اما دادگاه حضانت دختر را به دلیل آن که بالای هفت سال داشت به پدر معتاد به شیشه سپرده بود. او گفت وقتی شوهرش شیشه می کشید به عالم و آدم مشکوک می شد.

• زنی توسط همسرش از کامیون در حال حرکت به بیرون پرتاب شد.

• مردی زنش را بیهوش کرد و آتش زد و بعد روی دهنش بالش گذاشت تا خفه شود و حرف نزند. البته آن زن جان داد ولی قبل از آن با بهیار بخش صحبت کرده و همه چیز را تعریف کرده بود. آن مرد با پرداخت چهار میلیون تومان دیه آزاد شد.

...و این قافله را سر باز ایستادن نیست.

XS
SM
MD
LG