تراکم مشکلات حزبالله لبنان با پایگاه سابق اجتماعی خود در جنوب لبنان، و شکلگیری معادلات جدید داخلی در این کشور، گروه مسلح تحت حمایت جمهوری اسلامی را به اینجا کشانده، که اعلام کند، در صورت بروز جنگ جدید، به کمک جمهوری اسلامی نخواهد رفت.
روزنامه الشرق الاوسط در روز شنبه دوم آبان گزارش کرده است که، در صورت حمله جدید نظامی آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی، حزبالله لبنان این بار به کمک جمهوری اسلامی نخواهد رفت.
در این رابطه، سومین روزنامه پرتیراژ جهان عرب نوشته است: «الشرق الاوسط مطلع شده است که حزبالله لبنان از طریق نبیه بری به جوزف عون رئیسجمهوری لبنان اطلاع داده است که در صورت وقوع جنگ جدید، این بار در حمایت از [رژیم] ایران مداخله نخواهد کرد.»
پیش از این، سعید خطیبزاده در سفر به بیروت و دیدار با رهبران دو حزب شیعه لبنان، اعلام کرد: «کشور متبوعش در صورت حمله جدید آمریکا، از حزبالله درخواست مداخله نخواهد کرد.»
اما برای بسیاری از ناظران امور لبنان، آنچه که جمهوری اسلامی و حزبالله آشکارا اعلام میکنند، ممکن است آن حقیقتی نباشد که در خفا به دنبال آن هستند.
حزبالله لبنان قبلاً به نبیه بری تعهد داده بود که لبنان را وارد جنگ جدیدی نخواهد کرد، اما بعد از حمله اسرائیل به مقر علی خامنهای و کشته شدن رهبر دوم جمهوری اسلامی، حزبالله تعهد خود را زیر پا گذاشت و شش موشک به سوی اسرائیل پرتاب کرد. حادثهای که به شعلهور شدن دوباره جنگ میان اسرائیل و لبنان منجر شد و در پی آن، مساحت بزرگی از جنوب لبنان تا شمال رودخانه لیتانی به تصرف ارتش اسرائیل درآمد.
اما به دور از خواست حزبالله برای ورود به جنگ جدید جهت کمک به جمهوری اسلامی، دو موضوع مهم معادلات داخلی کشور لبنان، این بار بر حزبالله فشار وارد خواهند کرد، تا نتواند مانند سابق در کنار جمهوری اسلامی بیایستد و از عرش ولی فقیه دفاع کند.
موضوع اول به آوارگی حدود دو میلیون نفر از اهالی جنوب لبنان برمیگردد که به رغم وعدههای حزبالله برای بازسازی منازل و مزارع آنها، با گذشت مدت بسیار طولانی از دوره جنگ، هنوز آواره هستند، و حزبالله نتوانسته کاری برای غالب آنها انجام دهد.
رسانههای منطقه از وضعیت اجتماعی رو به انفجار این مجموعه انسانی حکایت دارد که ستون اصلی حمایت از حزبالله در لبنان را در گذشته تشکیل میدادند. اما اکنون با گذر از دوره تلخ آوارگی، بیشتر به فکر یافتن سرپناهی برای خانواده خود هستند، تا اینکه درگیر گرایشهای سیاسی و حمایت از حزبالله «تهیدست» شوند.
اکثریت این آوارگان اکنون، با ورود به جنگ جدید و ایستادگی در کنار جمهوری اسلامی مخالف هستند. زیرا یک جنگ جدید میتواند برای آنها آوارگی بیشتری بیاورد، بدون اینکه افق مشخصی برای خاتمه مشکلات آنها ترسیم نماید.
وقتی سعید خطیبزاده با تعدادی از نمایندگان این مردم در سفارت جمهوری اسلامی در بیروت دیدار کرد، با موج مطالبات هواداران «سابق» حزبالله روبرو شد که جز بازسازی خانهها و بازگشت به مزارع خود در جنوب لبنان، هیچ اولویت دیگری نداشتند.
از این رو این مقام وزارت خارجه جمهوری اسلامی، بعد از شوک مطالبات معیشتی مردم جنوب لبنان، چارهای نداشت که بگوید؛ «جمهوری اسلامی دیگر از حزبالله درخواستی برای ورود به جنگ جدید نخواهد داشت.»
اما موضوع دوم به «بده و بستان»هایی که حزبالله از طریق واسطه خود، نبیه بری با جوزف عون رئیسجمهوری لبنان بر سر کشف ۵۰۰ کیلوگرم مواد منفجره متعلق به این گروه تروریستی داشته، برمیگردد.
طبق قوانین جزائی لبنان، موضوع مواد منفجره حزبالله بعد از کشف جرم، عاملان جرم که دو تن از فرماندهان حزبالله هستند، میبایست از دادگاه نظامی به شورای قضایی لبنان احاله میشد.
شورای قضایی لبنان مطابق با ماده ۳۶۶ قانون آیین دادرسی کیفری، به عنوان یک دادگاه کیفری استثنایی، صلاحیت رسیدگی به جرایم خاص مؤثر بر امنیت داخلی و خارجی کشور و برخی جرایم علیه امنیت عمومی را دارد.
پروندهها با تصویبنامهای که توسط شورای وزیران به پیشنهاد وزیر دادگستری صادر میشود، به آن ارجاع میشوند. احکام آن قابل تجدیدنظرخواهی عادی یا فوقالعاده نیستند، و با وجود دلایل کافی از جمله اینکه حزبالله رسما اعلام کرد که این حجم بزرگی از مواد منفجره به آن تعلق دارد، نتیجه آن به محکومیت حزبالله منجر میشد.
اما بلافاصله، ارجاع پرونده مواد منفجره حزبالله به شورای قضایی لبنان متوقف شد، و دولت و رئیسجمهوری لبنان در این زمینه سکوت کردهاند.
رسانههای لبنانی از وساطت نبیه بری و ارائه تعهدات جدید از سوی حزبالله، سخن به میان آوردهاند. هنوز شکل و ماهیت این تعهدات مشخص نیست. اما اینکه حزبالله، دو روز بعد از متوقف شدن ارسال پرونده آن به شورای قضایی، اعلام میکند که در صورت بروز جنگ جدید با جمهوری اسلامی، مداخله نخواهد کرد، این خود نشان از توافقات پشت پرده دارد.
هرچند ایالات متحده و اسرائیل از یک سو، و جمهوری اسلامی از سوی دیگر، با شتاب به سوی جنگ جدیدی میروند، اما به نظر میرسد موانع داخلی لبنان، موجب میشود، که نزدیکترین همپیمان رژیم ایران، یعنی حزبالله، این بار به کمک این رژیم نخواهد رفت.
در این میان عدم مشارکت حزبالله در جنگ احتمالی جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل، موجب میشود که دیگر نیابتیها، تمایلی برای ورود به درگیری نداشته باشند. این بار در حالی که بحرانهای اقتصادی و اجتماعی، از هر سو بر سر جمهوری اسلامی ریخته است و «خشم ملی» مردم ایران از این رژیم نامشروع فوران میزند، جمهوری اسلامی در جنگ جدید خود، تنها مانده است.
* نظرات و دیدگاههای مطرحشده در این مقاله، لزوماً بازتابدهنده موضع صدای آمریکا نیست.