لینکهای قابل دسترسی

چهارشنبه ۷ تیر ۱۳۹۶ ایران ۰۹:۵۷

این روزها ظاهراً فرهنگ دروغ بر زندگی ما حاکم شده است.

هفته نامه تایم مقاله ای را به تقلب در رده های بالای آموزشی اختصاص داده و نوشته است چندی پیش دانشگاه هاروارد اعلام کرد تحقیقاتی را در مورد تقلب گسترده در آن دانشگاه شروع کرده است. تأیید این که در یک نهاد آکادمیک با قدمتی۳۷۶ ساله – که شعارش واژه لاتین Veritas به معنی صداقت است، خلافی روی داده که در کوی و برزن – یا دستکم در دانشگاه های کم اهمیت تر – اتفاق می افتد، هاروارد را «دشمن شاد» کرد.

تایم می نویسد در مواردی اینچنینی، تنها توجه به شخصیت و خطاهای فردی یا بی اخلاقی، باعث می شود که مشکل مهم تر یعنی شدت و پیچیدگی بحران سراسری خیانت و تقلب در نهادهای آکامیک را از نظر دور بداریم. تقلب در یک مؤسسه علمی-آموزشی به مراتب بدتر از تقلب در نهادهای دیگر از جمله باشگاههای ورزشی یا مؤسسات مالی است، چون جستجوی حقیقت «وظیفه اصلی» دانشگاه است. دانشگاه هاروارد در بیانیه ای عمومی قول داده تنبیه مناسبی برای خاطیان درنظر بگیرد؛ و خاطرنشان کرده که «اکثریت عظیم» دانشجویان آن دانشگاه تحقیقات و امتحاناتشان را خودشان انجام می دهند. چنین شرایطی، که به نحوی مأیوس کننده در همه کالج ها و دانشگاههای سراسر کشور عمومیت دارد، غالباً دانشگاهها را وا می دارد به این که چنین بیانیه هایی صادر کنند. اما لازم است نگاه دقیق تری به این قضیه بیندازیم.

از وقتی مدرسه بوده، شاگرد مدرسه ها تقلب می کرده اند؛ اما به هر معیاری که بسنجیم، این روزها آمار تقلب در فضای علمی بالا رفته است. پیشرفت در روش های کشف تقلب و بالارفتن هوشیاری ممتحن ها، گویای افزایش آمار تقلب دانشجویان است. اما بیشتر کارشناسان بر این باورند که شیوه های تقلب هم بیشتر و پیچیده تر شده. تکنولوژی مدرن، فرهنگ سمبل کاری و سرهم بندی علمی را طوری جاانداخته که دانشچویان به سختی متوجه می شوند – یا اصلاً اهمیت نمی دهند – که رونویس کردن از کار دیگران تقلب است. تایم به نقل ازگزارش نیویورک تایمز می نویسد بعضی از دانشجویان هاروارد که در این قضیه دست داشته اند، ظاهراً فکر نمی کردند که این کارشان تقلب است؛ به نظرشان می آمد که شرایط ویژه ای در کلاس برقرار شده، یا استاد قوانین را عوض کرده، یا چیزی از این قبیل.

تجربه تقلب در کالج وابسته به هاروارد فشارها و وسوسه هایی را نشان می دهد که دانشجویان را به صرافت تقلب کردن می اندازد. به نوشته تایم، دو دسته از دانشجویان هستند که در برابر وسوسه تقلب نمی توانند مقاومت کنند: یکی دانشجویانی که فشار توقعات فامیل و جامعه را بر خود احساس می کنند. آنها چنان از شکست خوردن (و نمره پایین آوردن) واهمه دارند که نمی توانند جز تقلب به راه دیگری فکر کنند، آنها می توانند پیش از این که اوضاع از کنترلشان خارج شود، درخواست کمک درسی کنند، در تابستان به کلاس های جبرانی بروند، یک ترم مرخصی بگیرند، به پدر و مادرشان راستش را بگویند یا با نمره پایین کنار بیایند. ولی چون سن شان کم است و به بلوغ فکری نرسیده اند، تشخیص نمی دهند که رد شدن در یک درس، پرونده شان را به عنوان یک انسان الی الابد خراب نمی کند، و در درازمدت بر توانایی شان برای پیدا کردن کار یا پذیرش در دوره های تحصیلی بالاتر اثر چندانی نخواهد گذاشت.

گروه دوم دانشجویانی که احتمال می رود تقلب کنند، اعضای شبکه هایی مثل گروه های «برادری»، تیم های ورزشی یا پیوستگی فرهنگی هستند که در آنها کمتر به تقلب به چشم یک رسوایی اجتماعی فکر می کنند؛ این است که تقلب در بین آنها امری جاافتاده است. عضویت در این شبکه ها غالباً همراه است با وفاداری در سطح بالا، فشار اعضا برای جاانداختن تقلب و مواظبت کردن برای این که تقلب دوستان کشف نشود.

البته هر کس، جدای از اينکه چه کسی است يا کجاست، تا حدی ممکن است دست به تقلب و خیانت بزند. اين روزها به نظر می رسد فرهنگ دروغ بر زندگی ما مسلط است. در جايی که ورزشکاران، سياستمداران، مديران مالی، مديران دبيرستان، روزنامه نگاران، استادان و حتی والدين دانش آموزان در بهترين حالت ممکن است خيلی روراست نباشند، تعجبی ندارد اگر دانش آموزان دبيرستانی در آزمون سراسری تقلب کنند. بنابراين با توجه به عموميت داشتن پديده تقلب، درست نيست که خوبها را از بدها جدا کنیم، یا بپذیریم که کنترلی بر اين وضعيت نداريم. علت تقلب را نه در ميان افراد، بلکه در ساختار، عوامل و منشاء بروز آن بايد جستجو کرد.

نهاد های آموزشی برای پی بردن به علت تقلب می توانند ابتدا از خود آغاز کنند. در اين راه، بسياری از محققان از ديگران پيشگام ترند و بخوبی می دانند که چطور می شود گاهی افراد تحت تأثير فشارهای گروهی، تصميم های اشتباه می گيرند.
برای نمونه دان آريلی، استاد اقتصاد رفتاری در دانشگاه دوک در آمريکا، در کتابی تحت عنوان "واقعيت صادقانه بی صداقتی" علت اصلی تقلب کردن را از لحاظ علمی مورد تجزيه و تحليل قرار داده است. برای تشخيص ميزان موفقيت يک نهاد آکادميک، فضای آموزشی آن بايد مورد ارزيابی قرار بگيرد.

تایم می نویسد اگر چنین مطالعه ای انجام شود – مثل تحقیق در مورد هر پدیده مسری دیگر– مردم ممکن است از نتایج به دست آمده خوششان نیاید. اما ما بهتر است به جای ترسیدن از این یافته ها، از آنها استقبال کنیم. چنین تحقیقاتی می تواند روش های اجتماعی یا آکادمیک ناکارآمد را – که باید عوض شود – به ما نشان بدهد؛ اما اساتید و دانشجویان سراسر کشور هم باید در پروسه دشوار بازنگری خود مشارکت کنند.
XS
SM
MD
LG