عباس اکبری فیضآبادی، از معترضان بازداشتشده در شهرستان نائین در جریان اعتراضات دی ۱۴۰۴، روز ۴ خرداد ۱۴۰۵ اعدام شد.
سازمان حقوق بشر ایران اعلام کرده است که او «پانزدهمین معترض دی» بوده که حکم اعدامش اجرا شده است. بر اساس گزارش این سازمان، از ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون، دستکم ۱۶ معترض، ۱۳ زندانی سیاسی مرتبط با گروههای اپوزیسیون «ممنوعه»، و ۹ نفر با اتهام جاسوسی و همکاری با سرویسهای اطلاعاتی خارجی اعدام شدهاند. این سازمان همچنین تاکید میکند که «صدها معترض دیگر همچنان در معرض صدور یا اجرای احکام اعدام قرار دارند.»
اطلاعات موجود درباره عباس اکبری فیضآبادی، مانند دیگر معترضان اعدامشده در هفتههای اخیر، به دلیل قطعی و اختلال شدید اینترنت محدود است. با این حال، حساب کاربری «صدای بازداشتشدگان ایران» در شبکه اجتماعی ایکس، در ۶ خرداد و در نخستین ساعات برقراری نسبی اینترنت در ایران، پیامی را منتشر کرد که میگوید: «برای این حساب ارسال شده است. در این پیام که ارسالکننده آن مشخص نیست، همراه با چند تصویر از عباس اکبری فیضآبادی، گفته شده است او ۱۹ ساله بوده است.»
در این پیام همچنین آمده است که او «بیگناه جانش گرفته شد» و به عنوان فردی «پاک و سربهزیر» توصیف شده که «آزارش به مورچه هم نمیرسید». نویسنده پیام او را جوانی معرفی میکند که «به سختی بزرگ شده بود و کسی را نداشت» و میگوید که عباس اکبری فیضآبادی «برای دفاع از مردم و در اعتراضات به خیابان رفته بود.»
روایت جمهوری اسلامی و ابهامات و تناقضها
اما خبرگزاری قوه قضاییه، میزان، او را یکی از «لیدرهای مسلح» اعتراضات معرفی کرده و بدون مدعی شده است که این جوان «نقش مهمی در حمله به فرمانداری شهرستان و مراکز تامین امنیت و همچنین مراکز خدماتی داشت» داشته است.
در این خبرگزاری ادعا شده است که او در تاریخ ۱۸ دی به همراه گروهی از معترضان به فرمانداری نائین حمله کرده و با استفاده از سلاح کلت کمری به سمت ماموران شلیک کرده است.
این در حالی است که در هیچ جا از متن این گزارش اشارهای به دفاعیات اظهارشده در جلسه دادگاه نشده است. همچنین، در این پرونده نیز به «اقاریر متهم» اشاره شده است، این در حالی است که فعالان حقوق بشری مدتها است به اعترافات گرفته شده از متهمان اعتراض دارند، و میگویند که این اعترافات بنابر اطلاعات موجود از پروندههای مشابه تحت شکنجه و فشار علیه فرد و عزیزان او اخذ میشوند.
در گزارش میزان بر اساس همین اعترافات اجباری، یا آن طور که در ادبیات قضائی معمول است «اقاریر متهم دایر بر همراه داشتن کلت کمری جنگی، حضور در خیابان و اقدام به تیراندازی» و «همچنین فیلم موجود از لحظه تیراندازی و گزارش مرجع انتظامی از کشف اسلحه از منزل متهم» او به مجازات اعدام محکوم شد.
در این گزارش هر چند آمده است که عباس اکبری فیضآبادی وکیل داشته است، مشخص نیست وکیل او چه کسی بوده و میزان استقلالش از سیستم امنیتی جمهوری اسلامی تا چه میزان بوده و چه زمانی به پرونده دسترسی داشته است.
در عین حال، بر اساس ویدیوی ۲۵ ثانیهای منتشرشده در این خبرگزاری که ظاهرا از دوربینهای مداربسته بوده است، نمیتوان اثبات کرد که فرد ادعا شده در همه صحنههای ویدیو عباس اکبری فیضآبادی است. همچنین اساسا مشخص نیست که او سلاحی را از داخل فرمانداری برداشته یا آنطور که خبرگزاری قوه قضاییه مدعی است، از ابتدا مسلح بوده است. در عین حال، فردی که ادعا میشود عباس اکبری فیضآبادی است، در بخشی از ویدیو که تصاویر داخل مکانی را نشان میدهد که گفته میشود داخل فرمانداری است، صورت خود را نپوشانده است؛ موضوعی که این پرسش را ایجاد میکند که چگونه فردی که به گفته قوه قضاییه «لیدر» اعتراضات بوده، بدون پوشاندن صورت و بر اساس ادعای همین خبرگزاری، «بهصورت مسلح» به خیابان آمده و «نقش مهمی» در حملات ایفا کرده است.
صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز، به رسم بسیاری از اعدامهای اخیر، در گزارشی ویدیویی بخشی از اعترافات عباس اکبری فیضآبادی را منتشر کرده است. صحبتهای او بهصورت بریدهبریده پخش میشود و تنها چند جمله از او نمایش داده شده است؛ در حالی که میان این جملات، صدای گزارشگر صدا و سیما پخش میشود و روایت گزارش را تکمیل میکند. اما جملاتی که از عباس اکبری فیضآبادی شنیده میشود چه هستند؟ سه جمله: ابتدا، «پنجشنبه شب ۱۸ دی بود»، بعد، یک جمله نیمهتمام: «در فرماندهی شروع به تظاهرات کردند و شروع به کندن در کردند، تخریب …» و جمله دیگر: «کلت را برداشتم و به سمت سپاه شلیک کردم.»
در جمله نیمهتمام او از ضمیر سومشخص جمع استفاده میکند و میگوید «شروع به … کردند» و نه «شروع به کندن در کردم.» همچنین پس از واژه «تخریب» مشخص نیست چه گفته شده است، زیرا صدای او قطع میشود. در جمله بعدی میگوید «کلت را برداشتم»، اما نمیگوید از کجا و اشارهای به این ندارد که «از خانه آوردم»؛ موضوعی که با روایتی که میگوید او از ابتدا مسلح بوده، در تضاد قرار میگیرد.
با اینحال، گزارشگر صدا و سیما با «تروریست» خواندن عباس اکبری فیضآبادی، تهدید میکند که «مانند دیگر تروریستهای بازداشتشده هم دیده میشود و هم شناسایی.»
اجرای حکم اعدام و واکنشها
در نهایت عباس اکبری فیضآبادی با اتهامات ادعایی محاربه، تخریب عمدی اموال عمومی به قصد مقابله با نظام، اخلال در نظم و امنیت، و اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی کشور، اعدام شد.
«صدای بازداشتشدگان ایران» در پستی در شبکه اجتماعی ایکس، پس از اعدام عباس اکبری فیضآبادی، نسبت به وضعیت نوجوانی ۱۷ ساله به نام نیما عربان، از بازداشتشدگان نائین، هشدار داده است. بنابر اعلام این حساب کاربری، او «از بازداشتشدگان دی ۱۴۰۴ در نائین اصفهان و از متهمان پروندهای است که در نهایت به صدور و اجرای حکم اعدام برای عباس اکبری فیضآبادی انجامید.»
بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی این حساب کاربری، نیما عربان «از دوستان نزدیک عباس اکبری بوده و اکنون در کانون اصلاح و تربیت نگهداری میشود.» منابع دیگری برای تایید یا رد اطلاعات منتشرشده از سوی «صدای بازداشتشدگان ایران» در دست نیست.
مرضیه محبی وکیل دادگستری، پس از انتشار خبر اعدام عباس اکبری فیضآبادی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «بیدار شوید از خواب ناآرام و آشفته دیگری، که امروز پیش از دمیدن آفتاب، دژخیمان رژیم در نائین، چشمان عباس اکبری فیضآبادی را بر روز نو بستهاند. بیدار شوید که امروز آفتاب، وقتی دمیدن آغاز کرد، جز دستگاه اعدام و ضجههای خانواده دیگری ندید و نشنید، بیدار شویم، بچههایمان را تنگ در آغوش بگیریم، از چنگ اهریمن برهانیم. روزی در تاریخ خواهند گفت، ضحاکی حکم میراند و خون میریخت و کاوهای بر درگاه او پیدا نمیشد.»
محمود امیری مقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران، در گزارش این سازمان مرتبط با اعدام عباس اکبری فیضآبادی میگوید که «جمهوری اسلامی به دلیل ناکارآمدی و فقدان مشروعیت مردمی، بقای خود را بر پایه سرکوب و ایجاد هراس بنا کرده و مجازات اعدام مهمترین ابزار آن برای ارعاب جامعه است.»
به گفته او «اگر هزینه سیاسی اعدامها افزایش نیابد، در هفتهها و ماههای آینده شاهد تداوم و حتی افزایش اعدامهای روزانه خواهیم بود.