لینکهای قابل دسترسی

سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ ایران ۰۶:۱۲

تاریخ ایران دو اقدام اجباری را درباره زنان در فاصله ای حدود ۴۵ سال بخود دیده است. نخستین اقدام در هفدهم دی ماه سال ۱۳۱۴ خورشیدی بود که به دستور رضا شاه زنان، بدون پوششی بر موهایشان باید در مجامع عمومی ظاهر می شدند. نخستین گروه این زنان، همسر و دختران خود شاه بودند که به همراه وی به دانشسرای عالی رفته بودند. در آن روز معلم ها نیز مجبور بودند بدون حجاب در کلاس های درس حضور یابند.

در آن روزها بسیاری از زنان در خانه ماندند تا از این دستور اجباری تبعیت نکنند و طبیعتاً گروهی با آن مخالف بودند، اما نتایج مثبت اقدام نوگرایانه رضا شاه در چهار دهه بعد آشکار شد. در اعطای حق راًی به زنان.

در اقدام دیگری که رسمی شدن آن تا یکی دو سال بعد از انقلاب بیست و دوم بهمن سال ۱۳۵۷ خورشیدی بطول انجامید، اجباری شدن حجاب بود و همین اجباری شدن، آنهم در جامعه ای که زنانش به پیشرفت های عمده ای دست یافته بودند، مخالفت ها را بگونه ای دیگر در پی داشت. اما باید توجه داشت که این دو اقدام یعنی کشف حجاب یا برداشتن اجباری حجاب را در هفدهم دی ماه سال ۱۳۱۴ خورشیدی که به دستور رضا شاه صورت گرفت نمیتوان با اجباری کردن حجاب در جمهوری اسلامی ایران به این معنا که هر دو یک عمل اجباری بوده، مقایسه کرد، چرا که اولی یا کشف حجاب را باید در جهت نو گرائی و دیگری یا تحمیل حجاب را باید اقدامی در راستای واپس گرائی بحساب آورد.

دو اقدامی که پی آمدهای اجتماعی – سیاسی آن نیز در کنار کل نظام سیاسی و اجتماعی حول و حوش آن کاملاً با یکدیگر متفاوت بود.

کشف حجاب، اقدامی در ادامه مبارزات زنان ایران
حضور زنان ایران زمین در جامعه سیاسی – اجتماعی کشور به هزاره های پیش برمیگردد.



نقش زن در ایران باستان نقش پوران دخت و آذرمیدخت است، دو زنی که بر اریکه پادشاهی تکیه زدند، نقش تهمینه ها، رودابه ها و گُرد آفریدهاست. زنانی که فردوسی - سخنور سخنوران - در شاهنامه اش از آنان یاد میکند.

... و یا نقش زنانی است که باستانی پاریزی در کتاب مشهورش بنام «خاتون هفت تپه» میگوید. نقش برجسته زنان و دخترانی که نام خود را بر تمام قلعه ها و بناهای تاریخی ایران گزارده و به آن اعتبار بخشیده اند.

اما پس از گسترش اسلام در ایران آن روزگار، برای قرن ها زن از اعتبار گذشته خود برخوردار نبوده هر چند که باز هم در سده های پس از گسترش اسلام، تعداد زن های درخشانی که در آسمان ادب و فرهنگ ایران درخشیده اند، کم نبوده است.

توران شهریاری چکامه سرای ایرانی درباره نقش زن در ایران باستان میگوید:
به بگذشته ها، رفته ها، دورها
به سرچشمه روشن نورها
زن و مرد با هم برابر بُدند
زنان کاردانان کشور بُدند
این زن حقوقدان ایرانی که ضمناً پنجمین وکیل زن در تاریخ ایران است، بدرستی به نقش و موقعیت والای زن در جامعه آن روزگار اشاره کرده است. جامعه ای که حدود سه دهه بعد، یکی از زنان برجسته اش - دکتر مهرانگیز منوچهریان – جایزه صلح سازمان ملل متحد را برای مبارزات آزادی خواهانه اش در جهت احقاق حقوق زن بر تارک زن ایرانی می نشاند.

جامعه ای که در آن زنان به وزارت و وکالت میرسند، در چارچوب قضائی کشور حضور فعالی پیدا میکنند، سازمان ویژه خود را بنام سازمان زنان تشکیل میدهند، اتحادیه زنان حقوقدان را تاًسیس میکنند که وابسته به اتحادیه جهانی آنست، در نیروهای انتظامی وارد میشوند، سازمان زنان روزنامه نگار و نویسنده وابسته به سازمان جهانی آنرا بنیان میگزارند و صد ها و صد ها پیشرفت درخشان دیگر در صحنه ملی و بین المللی بدست می آورند.

با این همه، حضور مجدد زن در ایران ابتدا در چارچوب فرهنگی – اجتماعی و سپس اجتماعی – سیاسی به دورانی بر میگردد که فرهنگ غرب به ایران گام میگزارد.

... و اما تمام این اشاره ها برای آنست که بتوان نشان داد اقدام به کشف حجاب یا برداشتن اجباری حجاب در روز هفدهم دی توسط رضا شاه در پی یک تفکر یک شبه صورت نگرفته، بلکه در پی تلاش هائی بوده است که زنان ایران طی دهه ها و با توجه به شرائط ویژه زمان خود آرام آرام آنرا دنبال کرده اند.

اما ببینیم پیش از آن اوضاع چگونه بوده است.
ورود ملموس فرهنگ غرب و به ویژه فرانسه در جامعه ایران آن روزگار به ویژه در اوایل سلطنت قاجاریه، بلافاصله مورد توجه زنان طبقه مرفه تر جامعه قرار گرفت و کم کم به آنان راه های تازه ای نشان داد.



با شروع آشنائی به تمدن غرب، زنان نه تنها نوع لباس پوشیدن خود را تغییر دادند بلکه به نوشتن هم روی آوردند و در نظامی خود را جای انداختند که بعد ها نمونه نظام اداری ایران شد.

نفوذ و قدرت زنان را در امور اداری و سیاسی آن روزگار باید در کتاب خاطرات عضدالدوله یکی از پسران فتحعلی شاه قاجار جستجو کرد. زنان در آن دوران در امور سیاسی دخالت میکردند و در بسیاری از تصمیم گیری ها در پشت پرده نقشی اساسی داشتند.

خاطرات اعتماد السلطنه در همان سالها نشان از آن دارد که زنان درباری با دخالت های خود در امور توجه خاصی به مسائل مختلف حول و حوش خود داشته اند.

شما در لابلای خاطرات رجال دوران ناصری می بینید که زنان بی صدا و بی هویت دیده میشوند، اما این واقعیت آشکار است که در میان همان زنان صامت و گوشه نشین، زنان با نفوذی بوده اند که در سیاست و گرداندن دولت در ایران دخالت داشته اند.

اینها همه نشان از مبارزه آرام آرام زنان برای بدست آوردن حقوقی است که شاید هنوز در آن روزگار کاملاً شناخته شده نیز نبوده است.

متاًسفانه نگاشتن تاریخ در آن روزگار محدود به نگارش خاطرات رجال ایران بود، هر چند که آن هم با توجه به شرائط زمان خود خالی از اهمیت نبوده و به همین جهت نمی توان جزئیات بیشتری از تلاش های زنان را برای دستیابی به حقوق شان شناسائی کرد.

تاج السلطنه، دختر ناصرالدین شاه، تنها زن و نخستین زنی است که در آن دوران به نوشتن خاطرات خود آن هم در جامعه ای که به علت ارتباط روز افزون با خارج و تماس با خارجی ها در حال تحول بوده، پرداخته است.

نقش زنان ایران در شکل گیری انقلاب مشروطیت – تنها انقلاب دموکراتیک در منطقه طی صد سال گذشته – بسیار حساس و مهم بوده است. زنان حتی به نخستین دوره مجلس شورای ملی رفتند تا پاسخ گوئی نمایندگان را در برابر ملت به آنان گوشزد کنند.

با این حال و با وجود دستاوردهای تازه ای از حقوق زنان و حضور بیشتر آنان در جامعه – هر چند که هنوز چشمگیر نبود - ، هنوز مخالفت ها با آن ادامه داشت. باید اضافه کرد که در بسیاری از موارد تنها این مذهبیون نبودند که علم مخالفت بر میداشتند بلکه میزان فهم و درک اجتماعی جامعه نیز در همان جهت مخالف حرکت میکرد. به عنوان مثال، هنگامی که نشریه «جهان زنان» در سال ۱۳۰۰ در سر مقاله اش از بی حجابی زنان و حقوق مساوی برای زنان سخن گفت، نشریه او متهم به ضدیت با اسلام شده و از سوی خود مردم مورد حمله های شدیدی قرار گرفت . مردم حتی خانه فخر آفاق پارسا، ناشر روزنامه، را درمشهد غارت کردند و وی مجبور شد به همراه خانواده اش به پایتخت عزیمت کند و چندی بعد به اراک تبعید شد اما در آنجا نیز در پی اعلام روحانیون اراک که خانم پارسا را ضد اسلام نامیده بودند، وی به مجبور به ترک شهر شد.

نقش زنان را در آن روزها در عزل و نصب حکام و اعطای لقب و مقام نمی توان نفی کرد. بنا بر این باید توجه کرد که زنان دست کم شاید از یک قرن پیش از واقعه روز هفده دی در پی ورود به دنیای مساوی با مردان و داشتن امکانات برابر بوده اند و اقدام رضا شاه و اجباری کردن بی حجابی با توجه به این نیاز و پاسخ گوی آن بوده است.

کشف حجاب و پی آمدهای ملموس آن در چهار دهه بعد
پس از کشف حجاب و با گذشت دهه ها، مردان حق نداشتند بیش از یک زن را به همسری خود بر گزینند، زنان توانسته بودند از مزایای انسانی قانون حمایت خانواده برخوردار شوند، حق طلاق بدست آورده بودند و میتوانستند حضانت کودکان خود را پس از طلاق یا در صورت فوت همسر در دست داشته باشند.

مسئله مهم و قابل توجه در چارچوب کشف حجاب زنان در دهه های بعد به تاًمین بخش عمده ای از حقوق مساوی زنان با مردان در ایران انجامید و زنان ایرانی را به حق راًی و بسیاری از دیگر حقوق حقه شان در سال ۱۳۴۱ رساند.

دکتر مهرانگیز منوچهریان – نخستین سناتور زن انتصابی – حتی در پی گذراندن لایحه ای بود که با تصویب آن، زنان دیگر مجبور نبودند برای مسافرت از شوهرانشان اجازه بگیرند، لایحه ای که باعث ایجاد اختلاف بین خانم منوچهریان و جعفر شریف امامی، رئیس مجلس سنا، شد و به همین جهت سناتور منوچهریان بلافاصله استعفای خود را تسلیم کرد.

این نخستین استعفای یک سناتور انتصابی در تاریخ مجلس سنای ایران بود و به همین جهت آقای شریف امامی این استعفا را برای مدت پانزده روز نگاهداشت، اما سناتور منوچهریان که پشتوانه مبارزه ها و تلاش هایش برای احقاق حقوق زن ایرانی بر همه آشکار بود، بر تصمیم خود پا بر جای ماند. آقای شریف امامی که خود از یک خانواده مذهبی بود، نخواست از تصویب این لایحه که بسیار با اهمیت بود، حمایت کند و در نتیجه لایحه بجائی نرسید.

... و در اینجاست که باید به اثر منفی حجاب در سالهای نخستین انقلاب سال ۱۳۵۷ اشاره کرد.

جامعه تحول یافته ای که زنان در آن حق راًی بدست آورده بودند، از بسیاری از حقوق برابر با مردان برخوردار بودند، در تمام شئون اجتماعی – سیاسی پا بپای مردان گام برمیداشتند و ده ها و ده ها نمونه دیگر ناگهان با یک عقب گرد اجباری شاًن و منزلت انسانی خودرا از دست میدهد.

این درست است که زنان هنوز هم میتوانند در جمهوری اسلامی ایران در دادن راًی شرکت کنند، این درست است که تعداد دختران و زنان در رده های تحصیلات دانشگاهی بیش از مردان است، این درست است که هنوز هم زنان میتوانند در مجلس شورای اسلامی بر کرسی وکالت تکیه زنند و این درست است که هنوز هم زنان میتوانند در سمت وزیر – وزیر فعلی بهداشت – در کابینه دولت ایران شرکت داشته باشند، اما آیا این ها همه میتواند حقوق پایه ای انسانی را به زن ایرانی باز گرداند؟

هر چند که حمله به موج آزادی خواهی زنان برای دستیابی به خواست هایشان همیشه وجود داشته است، حمله هائی که گاه آرام تر بوده و گاه شدت بیشتری بخود گرفته است، اما اوج این حمله ها را باید در روزهای پس از انقلاب بیست ودوم بهمن سال ۱۳۵۷ خورشیدی، با اجباری شدن حجاب جستجو کرد.

XS
SM
MD
LG