جمهوری اسلامی پس از کشته شدن علی خامنهای و بسیاری از سران و فرماندهان و نابودی بخش عمدهای از توان موشکی و نظامی خود در جریان حملات مشترک آمریکا و اسرائیل، دور دیگری از سرکوب شهروندان را تشدید کرده است.
محاصره مردم ایران با افزایش ایستبازرسی، تبلیغات خودرویی و بازداشتهای گسترده در کنار روشهای قبلی سرکوب بیش از هر چیز نشان دهنده نگرانی مقامهای حکومتی از اوجگیری دوباره اعتراضات در ایران است.
قدم به قدم ایست بازرسی
بسیاری از شهروندان ایرانی این روزها برای هر بار رفت و آمد در سطح شهر محل سکونت خود باید از چند ایست بازرسی عبور کنند.
نیروهای مستقر در این ایست بازرسیها معمولا خودروها را متوقف و مورد بازرسی قرار میدهند، از سرنشینان خودروها سوال و جواب کرده و در بسیاری موارد اقدام به «بازرسی گوشی تلفن» آنها میکنند.
در حال حاضر نیروهای حاضر در این ایست بازرسیها نه تنها خود را موظف به پوشیدن یونیفورم و ارائه کارت شناسایی نمیدانند، بلکه اغلب سر و صورت خود را میپوشانند.
ویژگی دیگر این ایست بازرسیها همراهی «خودروهای وانت مسلح به دوشکا» با آنها در سطح شهرهاست. تصویری که دستکم در خیابانهای تهران و کلانشهرها کم سابقه است.
علی زینیوند، سخنگوی وزارت کشور، بیست و چهارم فروردین استقرار ایست بازرسیها را «مصوبه» شورای امنیت کشور(شاک) اعلام کرد.
به گفته سعید منتظرالمهدی، سخنگوی فراجا، تعداد ایست بازرسیهای این نیرو در حال حاضر «هزار و ۴۶۳ ایست بازرسی» است.
سپاه پاسداران و «بسیج با ۶۰ هزار پایگاه در کشور»، به عنوان مجریان اصلی ایست بازرسیها آماری اعلام نکردهاند، اما به نظر میرسد که تعداد ایست بازرسی آنها چند برابر نیروی انتظامی باشد.
گزارشهای متعددی نیز از آزار مردم و کشته شدن شهروندان با شلیک نیروهای ایست بازرسی در شهرهای مختلف ایران منتشر شده است.
سخنگوی وزارت کشور چند روز پس از آغاز آتشبس گفت: «حتما اشکالاتی در ایست بازرسیها وجود دارد» اما «در شرایط جنگی تشخیص سره از ناسره کار خیلی سختی است.»
کاربران شبکههای اجتماعی میگویند که هدف حکومت از افزایش ایست بازرسیها «ایجاد وحشت»، «بازرسی گوشی تلفن شهروندان» و «نمایش قدرت» است.
بازداشت روزانه تا صد شهروند
رسانههای حکومتی در ایران روزانه اخبار متعددی از بازداشت دهها شهروند و همچنین تصاویری مات از «اعترافات اجباری» بازداشت شدگان را هم نشر میکنند.
بررسی این خبرها حاکی از آن است که رسانههای حکومتی به طور میانگین روزانه اخبار بازداشت ۵۰ تا ۱۰۰ نفر را منتشر میکنند.
سازمان حقوق بشری، ههنگاو تعداد بازداشت شدگان بعد از حملات مشترک آمریکا و اسرائیل را دو هزار و ۷۰۰ نفر و مجموعه فعالان حقوق بشر، هرانا، این تعداد را حدود ۴ هزار نفر اعلام کرده است.
آمار واقعی شهروندان بازداشت شده احتمالا بسیار بیشتر است، چنانکه بعد از «جنگ دوازده روزه» هم سخنگوی نیروی انتظامی اعلام کرد که بیش از ۲۱ هزار نفر از مردم ایران با اتهامات مشابه بازداشت شده بودند.
«جاسوسی، ارسال تصاویر برای رسانههای خارج از کشور، فروش تجهیزات استارلینک، فعالیت مجازی و ارتباط با گروههای مخالف» از دیگر اتهاماتی است که به شهروندان وارد میشود.
رسانههای حکومتی اتهام تعدادی از بازداشتشدگان را «وطنفروشی» عنوان کردهاند، اما حتی در قوانین فعلی جمهوری اسلامی نیز چنین عنوان مجرمانهای وجود ندارد و استفاده از آن با هدف برچسبزنی، نفرت پراکنی، وحشت افکنی و تخریب انجام میشود.
کاروان خودرویی: تهاجم روانی به مردم در خانهها
اعزام «کاروانهای خودرویی» به محلات و کوچهها یکی از ابزارهای محاصره مردم ایران به دست جمهوری اسلامی و تهاجم تبلیغاتیروانی حکومت به شهروندان است.
جمهوری اسلامی ضمن «قطع اینترنت»، با کاروانهای خودرویی هم شهروندان را در خانههایشان مورد تهاجم روانی- تبلیغاتی قرار میدهد.
این کاروانهای تبلیغاتی و پر سر و صدا، معمولا شامل یک خودروی وانت حامل باند و بلندگو و چند نیروی مسلح است که تعدادی اندک از حامیان حکومت هم آن را همراهی میکنند. این وانتها هر شب ضمن پخش مداحی و شعارهای حکومتی از محلهای به محله دیگر و از کوچهای به کوچه دیگر میروند.
فرمانده فراجا دو روز پیش اهمیت تبلیغات خیابانی و کاروانهای خودرویی را مشابه یگانهای موشکی سپاه پاسداران توصیف کرد و گفت: «حضور شما اگر از لانچر زنها قویتر نبوده، کمتر هم نیست.»
در لابه لای اظهارات رادان البته نگرانی از بروز اعتراضات مردمی بود و گفت: «ما خبر داریم که میخواستند چه بکنند و قصد دارند که چه بکنند.»
بخش قابل توجهی از شهروندان، اما به کاروانهای خودرویی به شدت معترضند و بررسی پیامهای کاربران در شبکههای اجتماعی این را تایید میکند.
در یکی از همین پیامها، کاربری در شبکه ایکس نوشته «۸۵۰ هزار تومن دادم به ویپیان کانکت بشم و بگم که مرگ بر جمهوری اسلامی هر شب بهشون فحش میدم وقتی صدای نکره شون رو از بلندگو پشت وانت میشنوم.»
شهروند دیگری در اعتراض به این کاروانهای خودرویی میگوید: «من وطنپرست مخالفِ جنگِ مذهبی از صدای بلند اللهاکبر بیوقت وسط کوچه از بلندگوی وانت این موقع شب چنان ترسیدم که از ته دلم گفتم لعنت بهتون.»
کاربر دیگری به پیامدهای آزار دهنده کاروانهای حکومتی برای بیماران اشاره کرده و نوشته که « دورانی که مامانم مریض بود تا دارو اثر میکرد یکم بخوابه یهو با باند میومدن تازه با بلندگو هی همرو صدا میکردند.»
یک روزنامهنگار از تهران هم در شبکه ایکس نوشته که «تعداد وانتهای پر از باند پخش صدا و پرچمهایی که توی شهر جولان میدن از شمار خارج» است.
بسیاری از این پیامها هم کاروانهای تبلیغاتی را ناشی از ضعف حکومت میدانند. از جمله کاربری که نوشته «وقتی سامانه ضدهوایی نداری، هواپیما نداری، توپ نداری، تانک نداری و سقف مملکتت اتوبانه»، باید با «گذاشتن بلندگو روی وانت» دنبال «ابراز وجود» باشی.
محاصره مردم همانقدر که روان شهروندان را در معرض تهاجم و آزار قرار میدهد میتواند نتایجی خلاف خواست مقامات حکومتی هم داشته باشد، چنانکه کاربری آن را نشان ضعف حکومت دانسته با اشاره به اینکه توان «جمهوری اسلامی به حد چند ایست بازرسی، دوشکا پشت وانت و بلندگو» رسیده، خواستار «پایان دادن» به جمهوری اسلامی شده است.