لینکهای قابل دسترسی

یکشنبه ۴ تیر ۱۳۹۶ ایران ۰۶:۳۸

آرون داوید، کارشناس و تحلیلگر مسائل خاورمیانه در مرکز وودرو ویلسون، در وبسایت شبکه خبری سی ان ان می نویسد، در جریان انتخابات اسرائیل، دو مسئله در میان تحلیلگلران و دیپلمات ها مورد بحث بود:‌اول این که بنیامین نتانیاهو پیروزی بزرگی به دست می آورد، و دوم این که این پیروزی او را در موضع تقابل با باراک اوباما قرار خواهد داد که در دور دوم ریاست جمهوری اش با جدیت به دنبال ایجاد صلح خاورمیانه است.

در ادامه این مطلب آمده است با برگزاری انتخابات اسرائیل، گزینه اول اشتباه از آب درآمد و باید دید که سرنوشت گزینه دوم چه خواهد بود. بنیامین نتانیاهو برای بار سوم نخست وزیر اسرائیل شد و صحنه رویارویی بیبی- اوباما در راه است.

شاید رابطه این دو رهبر قدرتمند ناکارآمدترین شکل رابطه اسرائیل-آمریکا در تاریخ دو کشور باشد. و پیش بینی می شود که فرودهای بیشتری نیز طی سال های آینده در انتظار این رابطه باشد، بویژه اگر نتانیاهو مجبور شود دولت ائتلافی راستگرا تشکیل دهد.

اما رابطه اسرائیل- آمریکا برای سقوط، بیش از حد مهم و عمده است، بویژه الان. علاوه بر این با در نظر گرفتن این که ائتلاف اسرائیل شامل حزب میانه روی یائیر لاپید و احتمالا یک جناح میانه روی دیگر نیز باشد، نتانیاهو و اوباما دلیل کمتری برای تقابل خواهند داشت و در مقابل دلایل بیشتری برای همکاری خواهند داشت. به این دلیل:‌

توهم دور دوم

این که اوبامای رهیده از رقابت های انتخاباتی اکنون نخست وزیر اسرائیل را با شلاق ابتکار صلح خاورمیانه بنوازد، چیزی به موضوع اضافه نمی کند.

اول این که در سابقه سیاست آمریکا در قبال مذاکرات اعراب و اسرائیل، چنین امری وجود ندارد. فشار بیل کلینتون در کمپ دیوید در سال۲۰۰۰ متعلق به کلینتون نبود بلکه از سوی اهود باراک، نخست وزیر وقت اسرائیل بود.

دوم، وجود موقعیت و نه فقدان اضطرار یا اشتیاق به امتیازگیری است که رئیس جمهوری آمریکا را به اقدام سوق می دهد.

نگاهی به اطراف نشان می دهد که در حال حاضر هیچ قرارداد عمده ای میان اسرائیل و فلسطینی ها ممکن نیست. حضور لاپید در ائتلاف دولت می تواند جلوی برخی از بلندپروازی های راستگرایان اسرائیلی در گسترش شهرک سازی را بگیرد اما برای فشار آوردن به صلح همه جانبه کافی نیست.

از سوی دیگر تمرکز لاپید بر مسائل اقتصادی و خدمات ملی بود و نه بر مذاکره با فلسطینی ها.

اختلاف و سوظن میان اسرائیل و فلسطینی ها بسیار عمیق است و عرصه سیاسی هر کدام از طرفین بسیار متنوع است.

احتمالا دولت جدید نتانیاهو بر برخی قراردادهای موقت با فلسطینی ها تمرکز کند. و این خود به ما نشان می دهد که دعوای بزرگی میان رهبران اسرائیل و آمریکا در پیش نخواهد بود.

چرا جنگ بر سر هیچ؟

جنگ با نخست وزیر اسرائیل (‌و همچنین اعراب) بخشی از شرح وظایف رهبران آمریکایی است. اما این جنگ باید سازنده باشد و ارزشش را داشته باشد.

در حال حاضر هیچ تصویری از توافق میان اسرائیل و فلسطینی ها پیش رو نیست پس بهانه ای برای درگیری هم نیست. در مورد اوباما نه جنگ میان جمهوری خواهان و دمکرات ها درباره فشار به اسرائیل هوشمندانه است و نه وارد شدن به ابتکاری محکوم به شکست.

جان کری به دوست احتیاج دارد

آمریکا قرار است یک وزیر خارجه جدید داشته باشد که کنار آمدن با مشکل اسرائیل و فلسطینی ها یکی از مسئولیت هایش خواهد بود. او نمی خواهد شاهد تیرگی روابط میان اوباما و نتانیاهو باشد تا انجام این کار حیاتی برایش تبدیل به غیرممکن شود.

کری برای موفقیت، به رابطه ای براساس اعتماد با نتانیاهو احتیاج دارد. جان کری اگر باهوش باشد، در را برای نتانیاهو باز نگاه می دارد تا ببیند می تواند با او اعتمادسازی کند یا نه. اگر نشد، آنوقت برای درگیری وقت بسیار است.

مسئله ایران

دلیل دیگری برای همکاری بیشتر میان اوباما و نتانیاهو، ایران است. واقعیت این است که نه اوباما، نه ایران و نه نتانیاهو خواستار جنگ بر سر مسئله ای هسته ای ایران نیستند. اما پرهیز از جنگ، مستلزم همکاری نزدیک میان اورشلیم و واشنگتن است.

گفته می شود که ۲۰۱۳ سالی سرنوشت ساز از نظر تصمیم گیری برای مسئله هسته ای تهران است. این امر مستلزم همکاری صمیمانه برای جلوگیری از اقدام یک جانبه اسرائیل و فرصت دادن به دیپلماسی میان ایران و آمریکا و در عین حال قانع کردن اسرائیل است.

اگر دیپلماسی کارساز نباشد، آمریکا و اسرائیل باید در مورد اقدام نظامی توافق کنند. به زبان ساده، رابطه آمریکا و اسرائیل آنقدر وسیع و عمده است که در هر صورت شکست ناپذیر است. این البته به معنای نبود اختلاف نظر میان دو طرف نیست. اما رسیدگی به دو مسئله عمده روز، یکی ایران و دیگری فلسطینی ها، بدون همکاری آمریکا و اسرائیل میسر نمی شود.

نویسنده مطلب در پایان می گوید الان وقت میراث سازی است. الان دور دوم ریاست جمهوری اوباما و شاید آخرین دور نخست وزیری نتانیاهو است. اوباما نمی خواهد رئیس جمهوری باشد که در دوره او ایران از خط قرمزهای تولید سلاح اتمی عبور کند و قطعا بیبی نیز نمی خواهد نخست وزیری در تاریخ اسرائیل باشد که مسئولیت این امر را برعهده بگیرد.

آرون داوید می نویسد خیلی خوب خواهد شد اگر آمریکا و اسرائیل به یک تفاهم گسترده استراتژیک در قبال ایران برسند؛ چه با دیپلماسی و چه با جنگ، آنوقت درباره راه حل دو کشوری اسرائیل و فلسطین فکری بکنند.

اما اگر این اتفاق هم نیافتد، نتانیاهو و اوباما به شدت به یکدیگر وابسته اند. این دو هرگز یکدیگر را دوست نخواهند داشت اما بدون شک راهی برای پرهیز از منازعه خواهند یافت. واقعیت این است که حفاظت از منافع اسرائیل و آمریکا و ثبات منطقه در فضای متزلزل خاورمیانه، به این رابطه بستگی دارد.

XS
SM
MD
LG