لینکهای قابل دسترسی

پنجشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۶ ایران ۰۵:۱۹

باغی میان دو خیابان: گفتگوی رضا دانشور با کامران دیبا


باغی میان دو خیابان: گفتگوی رضا دانشور با کامران دیبا

معماری در ایران یکی از هنرهای قدسی است. ساختار پرستشگاه ها، کاخ ها، مدرسه ها، کاروانسراها، باغ ها، بازارها، آب انبارها، برج و باروها، خانه های اربابی و پل ها همگی در تلاش برای بازنمون شهرها و اماکن آسمانی است. در عصر مدرن نیز می توان به بنای موزه ها، کتابخانه های عمومی و سالن های نمایش اشاره کرد.

سنت پسندیده چنین بوده که معماران و سازندگان بنا از جایگاه والایی در ساختار فرهنگی ایران برخوردار بوده اند، زیرا آنان بارقه هایی از بهشت را دیده اند که توانا به ساخت چنین بناهایی هستند.

یکی از این معماران و رویت کنندگان بهشت کامران دیبا است. سازنده موزه هنرهای معاصر در تهران، باغ و پارک نیاوران، پارک شفق یوسف آباد، و پروژه ای از دانشگاه جندی شاهپور اهواز.

کامران دیبا معمار، هنرمند و از کارورزان فرهنگی ایران در کتاب خاطراتش، نقبی به گذشته هنری خود می زند تا لحظه تاریخی تقارن رفاه مادی جامعه و گرایش به نوسازی و بازسازی ساختار فرهنگی ایران را در مقطع دهه پنجاه بازیابی کند.

رضا دانشور، نویسنده و ادیب ایرانی در بازیایی شرایط آن لحظه تاریخی یاری رسان کامران دیبا است.

موزه هنرهای معاصر ایران (که هزینه ساخت آن به گفته کامران دیبا مجموعا بیست و هفت هشت میلیون تومان بود)، یکی از دستاوردهای فرهنگی بزرگ پهلوی است که به پیشنهاد کامران دیبا و پیگیری فرح پهلوی امکانپذیر شد.

کامران دیبا می گوید مجموع خرید آثار هنری این موزه از خارج سه میلیون و ششصدوسی و یک هزار و صدو هفتادو پنج دلار و هزینه خرید آثار ایرانی نیز شش میلیون و هشتصد و چهارده هزار ریال برابر با شش هزار و پانصدر و پانزده دلار شده بود.

دیبا می گوید برای عظمت بخشی به ساختمان، با کنار گذاشتن آجر، از سنگ و بتون و مس و شیشه بهره گرفت تا نمایی از یک قلعه مقاوم در برابر ویرانی یا فراموشی باشد.

کامران دیبا که تجربه و شناخت کافی ای از بازار هنری پاریس و نیویورک داشت، لیستی از هنرمندان سبک نیویورک از جمله «راتک»، «دُکونینگ»، «پالاک» و «یکتایی» را به دفتر بنیاد فرح داد تا خرید برای موزه هنرهای معاصر را تکمیل کنند. موزه ای که امروزه در شمار فهرست میراث فرهنگی تهران به ثبت رسیده است.

گشایش موزه هنرهای معاصر

کامران دیبا می گوید: برنامه گشایش موزه در سه روز پیاده شد. روز نخست ٢١

مهرماه ١٣٥٦ بجز هنرمندان، علاقه مندان و مسئولان امور، شماری از میهمانان خارجی، مقامات هنردوست و دست اندرکاران، مدیران موزه های معتبر جهان و خبرنگاران داخلی و خارجی دعوت شده بودند تا از نگارخانه های نخستین موزه هنری ایران مدرن بازدید کنند.

نلسون راکفلر، معاون پیشین رئیس جمهور آمریکا که خانواده اش پایه گذار موزه هنرهای معاصر نیویورک هستند، روز پس از گشایش موزه می گوید: «این موزه یک نمونه در سراسر جامعه ی هنری دنیا است و اهمیت جهانی آن در حقیت بیشتر از آن خواهد بود که ما در این لحظه فکر می کنیم.»

همان نیز شد و موزه هنرهای معاصر ایران یکی از نمادهای گفتگوی فرهنگی و هنری میان ایران و غرب شد و تندیس «مرد رهگذر» در محوطه موزه هنرهای معاصر ساخت پرویز تناولی نشان آشکار حضور زنده کامران دیبا در ایران است. الهام بخش این تندیس کامران دیبا بود بی آن که دیبا از مدل بودن خود آگاه باشد.

کامران دیبا می گوید: بودند مدیران فرهنگی غرب که باوری به شرق نداشتند و بر این باور بودند که شرق و ایران باید همچنان متصل به صنایع کاربردی قدیمی مثل «پته»، «سفره قلمکار» و «مینیاتور» بماند. برای نمونه ژرژ بودای رئیس دوسالانه پاریس که میهمان این آیین بود در مقاله ای با عنوان «مرد خیابان» در روزنامه «لوموند» با تردید نسبت به درک و دریافت ایرانیان از آثار مدرن، نوشته بود این موزه برای کیست؟ چرا اصلا باید این موزه را بسازند؟ چه ربطی میان یک فرزند ایرانی با کار پیکاسو یا پالاک وجود دارد؟ در داخل ایران نیز کسانی افرادی این موزه را تشریفاتی و دور شدن از ریشه ها می دیدند.

کامران دیبا می گوید منتقدان خارجی ما را شایسته مصرف فرهنگ جهانی نمی دانستند هرچند ما را بعنوان یک بازار مصرف کننده تولیدات صنعتی شان قبول داشتند.

نخستین کار اثرگذار کامران دیبا در ایران طرح ساخت پارک شفق یوسف آباد است. محل این پارک، ویرانه محل تلنبار کردن زباله ها در این محله قدیمی بود. در زمانه ای که طراحی پارک عمومی در گستره چند هکتاری بود، ساخت پارک در زمینی چند هزار متری کمی عجیب و دور از باور بود. اما کامران دیبا این پارک کوچک را چنان با خانه های آنجا عجین کرد که بازدید کننده آن متوجه کوچکی مساحت پارک نمی شود.

ساخت فرهنگسرا، کتابخانه کانون پرورش فکری و کودکان و حفظ یک ساختمان قدیمی کم ارزش در میان پارک، ساخت چندین تندیس در فضای پارک از جمله هنرنمایی های معمار پارک بوده است.

این نخستین تلاش معماران ایرانی برای ساخت بوستان (پارک) کوچک محلات بود تا مردم جدایی و مرزی میان خانه و پارک نبینند همانگونه که در گذشته تفاوتی میان باغ و خانه شان نبوده است.

اما فرجام همه کارها چه بود؟ کامران دیبا می گوید: «پس از سالها تلاش شبانه روزی در مقابل آنچه کاشته بودم باد درو می کردم. هر روز به دفترم در تهران تلفن می کردم و هربار بیش از پیش نومید می شدم. دفترمان اشغال شد و منشی ام نامه ای فرستاد که دادگاه انقلاب اموالم را ضبط کرده است. خانه پدریم، کتابخانه ام و مدارک خانوادگی و همه مهروموم شده و حساب های بانکی ام را بسته اند و تابلوهای مجموعه خصوصی ام هم بعدتر حراج شد. در یک روز طومار تاریخ خانواده ام درهم پیچیده شد. حتا قالیچه هایی که در مقبره خانوادگی مان واقع در صحن حضرت معصومه بود، به یغما رفت. تنها چیزی که از زندگی گذشته ام در ایران مانده بود چند تا چمدان لباس بود.»

کامران دیبا می گوید خانه پدریش را سه قسمت کردند و سگ او را نیز با زهر کشتند.

دیبا می گوید آنچه از ایران دیدم بسیار حیرت آورتر از مصادره خانه پدریم بود: عکسی از کابینه مردگان به رهبری امیرعباس هویدا: جسد هویدا نخست وزیر و وزیران کابینه اش خونالوده در غسالخانه بهشت زهرای تهران.

XS
SM
MD
LG