لینکهای قابل دسترسی

سه شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۶ ایران ۲۱:۲۲

کتاب تازه ای به نام انقلاب ناتمام جهان:«موعد خیزش های مردمی خاورمیانه از مدت ها پیش فرا رسیده بود»


کتاب تازه ای به نام انقلاب ناتمام جهان:«موعد خیزش های مردمی خاورمیانه از مدت ها پیش فرا رسیده بود»

«مارک مالوک – براون» از بیش از سه دهه پیش درسازمان ملل متحد با اموربین المللی سروکار داشته است. او به عنوان روزنامه نگارکه بعدها، دردوران ریاست «کوفی عنان»، درمقام یک اقتصاددان برجسته به مقام معاونت این سازمان رسید، در دوران ریاست جمهوری جورج دبلیو بوش از او و سیاست های او درعراق به شدت انتقاد کرد و «بوش» نیز او را بزرگ ترین منتقد سیاسی خود در سازمان ملل متحد خواند.

«براون» که درحال حاضر از مشاغل سیاسی کناره گرفته است از چندی پیش مشغول نوشتن کتابی بوده است به نام «انقلاب ناتمام جهان: به دنبال سیاست های تازه بین المللی».

سونامی انقلاب

اخیرا میلیون ها نفرتظاهرکننده درخیابان های قاهره وشهرهای دیگر جهان عرب در حین نمایش مخالفت های خود با نظام جهانی به صورتی که می شناسیم، صدای اعتراض خودبه دولت های فاسد و زورگو، عدم مساوات و نبود آزادی را به گوش جهانیان رساندند.

مالوک براون به عنوان اولین مقام سیاسی درسازمان ملل که بیش از ١٠ سال پیش نخستین پیش نویس «گزارش توسعه و ترقی انسانی اعراب» را به رشته تحریر درآورد معتقد است که زمان ایجاد امواج سونامی مانند وخیزش های مردمی درجوامع عرب از مدت ها پیش فرارسیده بود:«شرایط اقتصادی جوامع عرب نتوانست مشاغل برانگیزنده درخور استعدادهای روزافزون جوانان ناحیه را برای آنان مهیا کند. این سازی بود که از مدت ها پیش در گوشه و کنار، در قهوه خانه ها و درکوچه و خیابان ها جهان عرب نواخته می شد اما متاسفانه رهبران گوششان بدهکارنبود.»

اما امروز جامعه بین المللی وظیفه خطیری دارد تا ازجنبش های دمکراتیکی که در این کشورها آغاز شده حمایت کند و اجازه بدهد تا روش های سیاسی آزادی بخش تازه ای در منطقه فراگیرشود:«در بسیاری از کشورهای جهان ، برای شهروندان موفقیت در زندگی بدون یک روند سالم و پایدار دمکراتیک امکان پذیر نیست. تا زمانی که مردم فقیر و زیردست صدایی نداشته باشند و نتوانند درانتخابات مملکت خود شرکت کرده و به مسائلی که برای آن ها حائز اهمیت است رای بدهند، رهبران این ممالک مسائل و مشکلات مورد توجه آنان را حل نخواهند کرد. این جوابگویی هم فقط از راه دمکراسی امکان پذیر است. بنابراین من فکر می کنم مسئله حمایت جامعه بین المللی از این خیزش ها و از مردمی که به دنبال دستیابی به حقوق خود هستند به شدت حائز اهمیت است. درعین حال این حمایت بایستی با نوعی فروتنی همراه باشد. فروتنی که این حمایت ها را جدا از مسئله اهمیت پایداری منطقه و فقط در پیشبرد روند دمکراسی به کار می اندازد. کار ما در حال حاضر این است که با ابزار مدرنی که در اختیار داریم به مردم مصر، تونس و کشورهای دیگر کمک کنیم تا بتوانند بنای دمکراسی دلخواه خود را پایه ریزی کنند.»

با این همه براون معتقد است که رسیدن به دمکراسی چالش هایی هم به همراه دارد:«در اغلب مواقع، همان عواملی که در آغاز خیزش ها و انقلاب ها مردم را به هم نزدیک می کنند بعدها تبدیل به یک دشمن مشترک می شوند. مثلا در مصر با برکناری مبارک که تظاهرکنندگان خواهان آن بودند، گروه های دیگری به میدان آمده اند که هرکدام از لحاظ سیاسی و اقتصادی دیدگاه ها و نظرگاه های خاص خود را دارند. مردم مصر راه دراز و پرفراز و نشیبی برای رسیدن به منزلگه دمکراسی دارند و ایجاد ساختارهای تازه و قانون اساسی مناسب هم به زمان نیاز دارد. زمان برای بوجود آوردن احزاب سیاسی واجد شرایط و سپس زمانی برای برگزاری انتخاباتی که بتواند نتایج دلخواه را در رابطه با یک دولت قوی و قادر به ایجاد اصلاحات اساسی بوجود آورد. دولتی با قیمومیت که از پشتیبانی قوانین دمکراتیک به درستی برخوردار باشد.»

انقلاب های ناتمام

مالوک براون در کتاب تازه خود «انقلاب ناتمام جهان» بخشی از تجربیات شخصی خود به عنوان نظاره گر و شرکت کننده در پروسه پیشبرد دمکراسی و «جهانی شدن» را بازگو کرده است. کتاب علاوه برجنبه های سیاسی و تاریخی دارای بخش هایی به صورت «اتوبیوگرافی» یا خود زندگی نامه نویسی است و به ویژه مسئله جهانی شدن را مورد بحث و بررسی قرار داده است:«درجهان امروز شما دیگر نمی توانید در درون مرزهای مملکتی ،مسائل بخش بانکی خود را حل کنید. سیستم های بانکی امروز بیش از هرزمان دیگری به هم نزدیکند و بجزدر شرایطی خاص این بانک ها نمی توانند درمقابل بحران های مالی جهانی به تنهایی ایستادگی کنند. به همین صورت هم بهداشت عمومی و بهزیستی جوامع مختلف نیز یک مسئله جهانی به شمار می رود ونه فقط یک مسئله کشوری. شیوع بی محابای آنفلوآنزا در دوسال گذشته به خوبی این مسئله را ثابت می کند. آنفلوآنزایی که در مکزیک آغاز شد اما از طریق فرودگاه کندی نیویورک و راه های هوایی به مناطق مختلف آمریکا و از آنجا به تمام جهان سرایت کرد.»

بروان می گوید دنیا ناچار است برای حل مشکلات جهان امروز در سطحی جهانی بیاندیشد:«دولت ها باید با با تقسیم قدرت و از طریق مذاکره، سازش و مصالحه به راه حل های مشکلات جهان امروز دست پیدا کنند. راه حل های سیاسی امروز باید بتوانند از جنبه های عمومی و جهانی برخوردار باشند. اما این کار آسانی نیست چون بسیاری از دولت های ملی گرای جهان امروز وابسته به حفظ و حراست اند.»

درعین حال براون براین مسئله تکیه دارد که منظور از جهانی شدن این نیست که جهان به یک دولت و یا قدرت واحد در سطح جهان احتیاج دارد:«آخرین چیزی که مردم جهان امروز به آن احتیاج دارند همین است که بیائیم برای آن ها یک دولت یا قدرت جهانی عظیم و پرقدرت تعیین کنیم که از روی الگوی یک دولت ملی امروزی ساخته شده است.»

مالوک براون می گوید برای تکمیل انقلاب جهانی، جهانیان بایست یک بار دیگر نقش سازمان ملل را بررسی کنند و بکوشند تا بعد وسیع تری از صداهای گوناگون مردم از جوامع مختلف مدنی از سراسرجهان را انعکاس دهند:«من درطول مدت زندگی حرفه ای شاهد مشکلات جهانی بوده ام. در سال های اخیرحل اغلب این مشکلات با موفقیت روبروبوده است. اما دلایل این موفقیت حضور دولت ها نبوده است بلکه این فعالان اجتماعی از جوامع غیردولتی ، ازجمله مدیران بنیادها و رهبران تجاری بوده اند که دست به دست هم داده و با مصلحت اندیشی های خود کارها را پیش برده و این مشکلات را حل کرده اند.»

مالوک براون ازهمه شهروندان درهرکجای دنیا می خواهد که نقش اصلی و اساسی در این انقلاب جهانی ایفا کرده و تبدیل به نیرویی برای ایجاد تغییرات و بهبود شرایط زندگی بهتر برای همه مردم جهان شوند.

XS
SM
MD
LG