لینکهای قابل دسترسی

شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۶ ایران ۱۹:۳۹

آرتور لورنت، کارگردان، نمایشنامه نویس و فیلمنامه نویسی که برخی از برجسته ترین آثار تئاتر موزیکال برادوی از جمله «داستان وست ساید» و «جیپسی» را خلق کرد در سن ٩٣ سالگی در خانه مسکونی خود در منهتن نیویورک درگذشت.

لورنت کار خود را با رادیو آغاز کرد و سال ها در هالیوود به کار نوشتن فیلمنامه اشتغال داشت. اما بیشترین موفقیت او در زمینه تئاتر در برادوی بود و نوشتن متن دو نمایش موزیکالی که نام او را جاودانی ساخت.

«داستان وست ساید» در سال ١٩۵٧ برای نخستین با بر روی صحنه تئاتر برادوی رفت. داستان این نمایش موزیکال معروف از روی نمایشنامه «رومئو و ژولیت» ویلیام شکسپیر برگرفته شده بود. این نمایش برای نخستین بار با آهنگ هایی هیجان انگیز به سبک «جاز» از ساخته های آهنگساز پیشرو و آوانگارد آن زمان، لئونارد برنستین ، توانست راهگشای مسیر تازه ای در روال شناخته شده تئاترهای برادوی آن دوران باشد و منتقدین سر و صدای زیادی در اطراف آن بپا کردند. رقص های نمایش «داستان وست ساید» را هم «جروم رابینز» طراحی کرده بود که آن هم به نوبه خود مدرن و بی سابقه بود.

رابینز، کارگردانی و طراحی رقص های نمایش موفق دیگر «لورنت» به نام «جیپسی» را بر عهده داشت. جیپسی ماجرای زندگی و خاطرات رقاصه ای به نام «جیپسی رز لی» بود که در سال ١٩۵٩ بر روی صحنه برادوی آمد. این نمایش با ترانه هایی از ساخته های «جول استاین» و «استفن سودنهایم» قصه زندگی دخترجوانی را بازگو می کند که به اصرار مادرش وارد دنیای هنرهای نمایشی و برلسک می شود. لورنت زمانی به خبرگزاری آسوشیتد پرس گفته بود که نمایش «جیپسی» درباره نیازی است که انسان ها به عشق و محبت دارند.

پس از اولین اجرای «جیپسی» در دهه پنجاه میلادی تا کنون این نمایش چهار بار با استفاده از بازیگران مختلف بازسازی و اجرا شده است و هر بار ماه ها و گاه سال ها روی صحنه تئاترهای برادوی باقی مانده است. آخرین اجرای «جیپسی» با حضور «لورنت» در سال ٢٠٠٨ بود که نقش اول آن را «پتی لوپون» بازیگر سرشناس تئاترهای برادوی ایفا می کرد. این اجرا برای لوپون و دو بازیگر دیگر نقش های اصلی جایزه معتبر «تونی» را به همراه داشت. لورنت در همین سال نامزد دریافت جایزه تونی بهترین کارگردان سال شد اما نتوانست این جایزه را به دست آورد: «من در این آخرین بازسازی نمایش را به صورتی کارگردانی کردم که هرگز سابقه نداشته است. ما روزهای پیاپی دور میز نشستیم و یک بار دیگر خط به خط نمایشنامه را بررسی کردیم. هر کلمه، هر شعر هر قطعه موسیقی به دقت برای صحنه طراحی شده بود.»

آرتور لورنت در سال ٢٠٠٩ یک بار دیگر نسخه تازه ای از «داستان وست ساید» را بازنویسی کرد و آن را به واقعیت های امروزی نزدیک تر ساخت. از جمله این بار در این نمایش تازه، شخصیت های اهل پورتوریکو به زبان اسپانیایی صحبت می کنند.

لورنت هم چنین اولین نمایشنامه ای که باربارا استرایسند در ١٩ سالگی در برادوی بازی کرد را نوشته است. این نمایش موزیکال که «من می توانم برایت تخفیف بگیرم» نام داشت درسال ١٩۶٢ بر روی صحنه آمد. دراوائل دهه هشتاد میلادی لورنت یک بار دیگر با نمایش موفق دیگری به نام «لا کژ او فول» La Cage Au Folles را نوشت. کمدی درباره یک زوج همجنسگرا در سن تروپه فرانسه که پسر یکی از آن ها می خواهد با دختر رئیس منکرات شهر ازدواج کند. این نمایش که درحال حاضر نسخه تازه ای از آن در تئاتر برادوی روی صحنه است در آن زمان از موفقیت زیادی برخوردار شد و به مدت چهارسال پیاپی هرشب به اجرا درآمد. بعدها فیلمی هم از روی آن با شرکت رابین ویلیامز ساخته شد.

آرتور لورنت مردی بود کوتاه قامت و صریح الهجه که هرچه به فکرش می رسید را عینا بیان می کرد. او فرزند یک وکیل دعاوی و زاده «بروکلین » بود. او بعدها به دانشگاه «کرنل» رفت و بلافاصله پس از فارغ التحصیلی به کار نوشتن داستان ها و نمایشنامه های رادیویی پرداخت. برخی از این داستان ها از جمله «مرد حلبی» و «دکتر کریستیان» به عنوان داستان های هفتگی رادیویی و نمایشنامه های دنباله دار از موفق ترین و پرطرفدارترین برنامه های آن زمان رادیو بودند.

لورنت کار نمایشنامه نویسی برای برادوی را پس از پایان جنگ دوم جهانی و با نمایشینامه ای به نام «خانه دلاوران» درباره وقایع مربوط به جنگ آغاز کرد. او سپس به هالیوود رفت و در آنجا در سال ١٩۴٨ فیلمنامه فیلم معروف «طناب» ساخته آلفرد هیچکاک را نوشت که بازنویسی ماهرانه ای بود از وقایع یک قتل واقعی و مرموز. او چندین فیلمنامه دیگرنیز با استفاده از نام های مستعار نوشت.

در بازگشت به نیویورک در اوائل دهه پنجاه میلادی، لورنت نمایشنامه درامی به نام «قفس پرنده» را نوشت که با بازی «ملوین داگلاس» و «مورین استپلتون» بازیگران به نام آن زمان موفقیت چندانی به دست نیاورد. او بعدها کمدی«زمانی برای دیوانگی» درباره زن تنهایی که در شهر ونیس عشق زندگی خود را پیدا می کند را نوشت که «شرلی بوت» نقش اول آن را بر عهده داشت و چندی بعد «تابستان» را نوشت که در آن کاترین هیپورن ایفای نقش می کرد که مورد توجه منتقدین تئاتری آن زمان قرار گرفت.

در دهه هفتاد میلادی، لورنت یک بار دیگر دست به نوشتن یک فیلمنامه زد. این فیلم به نام «آنچنان که بودیم» The Way We Were با شرکت باربارا استرایسند و رابرت ردفورد در نقش زوج عاشقی که به خاطر اختلافات ایدئولوژیکی و سیاسی ناچار به ترک یکدیگر می شوند درباره دوران حقیقت یابی های «مک کارتی» در دهه چهل و پنجاه آمریکا نوشته شده بود که از موفقیت چشمگیری برخوردار شد. فیلم های معروف دیگر آرتور لورنت «سلام بر غم» محصول ١٩۵٨ (اقتباسی از روی نوولی به همین نام اثرفرانسوا ساگان نویسنده فرانسوی)، آناستازیا(١٩۵٨) درباره شاهزاده خانم گمشده دربار تزار روسیه، و دراواخر دهه هفتاد فیلم «نقطه عطف» Turning Point را با شرکت آن بنکرافت، شرلی مک لین و میکائیل بریشنیکف درباره رقاصان باله هستند.

XS
SM
MD
LG