در مصاحبهای مطبوعاتی که عباس عراقچی روز شنبه سوم مرداد با یک نشریه داخلی انجام داد و در برخی از رسانههای عربی نیز انعکاس یافت، وزیر خارجه جمهوری اسلامی گفته است که «بالا گرفتن تنشها در گذرگاه بابالمندب ارتباطی با جمهوری اسلامی ندارد و موضوع به اختلافات میان حوثیها و عربستان سعودی محدود میشود.»
این اظهار نظر ارشدترین دیپلمات جمهوری اسلامی در حالی انجام میگیرد که خبرگزاری رویترز ۲۵ تیر به نقل از سه منبع خود در داخل و خارج ایران گزارش داد که «[رژیم] ایران از حوثیهای یمن خواسته است در صورت حمله ایالات متحده به زیرساختهای شبکه برق ایران، خود را برای بستن تنگه بابالمندب در دریای سرخ آماده کنند.»
پیشتر علیاکبر ولایتی، که رسانههای جمهوری اسلامی هنوز از او به عنوان «مشاور رهبر معظم انقلاب» یاد میکنند، تهدید به بستن بابالمندب کرد، و در حساب خود در شبکه ایکس نوشت: «وضعیت امنیتی کنونی در بابالمندب نباید موجب محاسبات اشتباه دشمن شود؛ زیرا نیروهای مقاومت از توانایی لازم برای بستن هر دو گذرگاه دریایی برخوردار هستند.»
در دروغی دیگر، عباس عراقچی ادعا کرده است که «یمن در شرایط محاصره قرار دارد و اقدامی که یمنیها انجام میدهند... در راستای شکستن این محاصره است؛ محاصرهای که آنها از آن بهعنوان محاصره اعمالشده از سوی عربستان یاد میکنند.»
چنین سخنانی از سوی عراقچی کاملا با واقعیتها مغایر است. در آتشبسی که در اردیبهشت ۱۴۰۱ میان حوثیها و دولت قانونی یمن با میانجیگری سازمان ملل به دست آمد، و «ائتلاف حمایت از دولت مشروع یمن» به رهبری عربستان سعودی بخشی از آن بود، قرار شد که آسمان صنعا بر روی پروازهایی به سوی اردن و مصر با خطوط هواپیمایی یمن باز باشد.
در این میان، اگر حوثیها بخواهند پروازی به سوی ایران انجام دهند، طبق توافق بهدستآمده، این پرواز باید با خطوط هواپیمایی یمن و زیر نظر دولت قانونی یمن صورت گیرد. هدف از این کار جلوگیری از استفاده نظامی حوثیها و جمهوری اسلامی از پروازهای ایران است.
اما اصرار حوثیها و جمهوری اسلامی از استفاده از پرواز شرکت ماهان (شرکتی که در لیست تحریمهای آمریکا و اروپا قرار دارد و مظنون به انتقال سلاح و نیرو به شبهنظامیان حوثی است)، نقض آشکار آتشبس سال ۱۴۰۱ و تکرار برنامه جمهوری اسلامی برای حمل و نقل اسلحه و نیرو به یمن، و ادامه جنگافروزی سپاه پاسداران در این کشور جنگزده به حساب میآید.
عراقچی از تمام جزئیات توافق آتشبس ۱۴۰۱ یمن آگاه است، اما عامدانه دروغ میگوید. در ادامه این مصاحبه، دروغهای وزیر خارجه جمهوری اسلامی تنها به توافق آتشبس سال ۱۴۰۱ یمن محدود نشده است، بلکه شامل «تاریخ آغاز جنگ اخیر یمن»، «نقش سازنده جمهوری اسلامی در یمن»، و «توصیه جمهوری اسلامی به حل مسأله یمن از طریق گفتوگو» نیز میشود.
از نظر عراقچی، تاریخ آغاز جنگ اخیر یمن از زمانی شروع میشود که ائتلافِ حامی دولت قانونی یمن در تاریخ ۵ فروردین ۱۳۹۴، حملات خود را برای توقف پیشروی حوثیها به سوی شهر عدن و تنگه بابالمندب آغاز کرد؛ و نه زمانی که حوثیها با هدایت قاسم سلیمانی و با کودتا علیه انقلاب مردمی یمن، در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۳۹۳، شهر صنعا پایتخت یمن را تصرف کردند، و با کودتای مسلحانه دولت قانونی و برخاسته از «بهار عربی» کشور یمن را ساقط کردند.
در اثر انقلاب مردم یمن که از بهمن ۱۳۹۰ آغاز و در اسفند سال بعد، با وساطت کشورهای همجوار یمن از جمله عربستان سعودی، به استعفای علی عبدالله صالح و پیروزی انقلاب منجر شد، حوثیها به حقوقی فراتر از رؤیاهای خود دست یافتند.
برای اولین بار تمام حقوق سیاسی، مدنی و اقتصادی حوثیها که طی شش جنگ با حکومت علی عبدالله صالح نتوانسته بودند به آنها برسند به رسمیت شناخته شد، و نظام فدرال بر کشور یمن اطلاق شد تا حوثیها مناطق تحت نفوذ خود را براساس شکل سیاسی مورد دلخواه خود اداره کنند.
از اسفند ۱۳۹۱ تا دی ۱۳۹۲، ۵۶۵ نماینده از طیفها و احزاب سیاسی مختلف یمن، تحت عنوان «گفتگوی ملی»، در صنعا پایتخت این کشور گرد هم آمدند تا شکل قانون اساسی کشور و فرآیند انتخابات ریاستجمهوری در مرحله انتقالی یمن را مشخص کنند. برونداد این گفتوگوها بعد از ده ماه، امضای سند ملی بود که حوثیها بخشی از آن بودند.
وزیر دروغگوی جمهوری اسلامی، در حالی از نقش مثبت حکومت متبوعش در یمن صحبت میکند که درست چند ماه بعد از ترسیم مرحله انتقالی یمن در گفتوگوهای ملی، حوثیها به توصیه علی خامنهای و هدایت قاسم سلیمانی، با علی عبدالله صالح (رئیس جمهوری مخلوع یمن که به مدت ۳۳ سال بر این کشور حکم رانده بود) متحد شدند، و انقلاب مردمی یمن را با کودتای خود و حمله مسلحانه به صنعا بیحاصل کردند.
حوثیها در حمله خود به صنعا بالا رفتن قیمت سوخت در کشور را بهانه کردند، و بر طبل تبلیغات خود میکوبیدند که «دولتی که نمیتواند قیمت سوخت را کنترل کند باید سقوط کند.» بعدها، زمانی که حوثیها قدرت را در صنعا به شکل کامل در دست گرفتند، قیمت سوخت در دوره زمامداری آنها ۸۰ برابر شد، اما صدای کسی درنیامد.
دروغهای عباس عراقچی برای مردم ایران چیز تازهای نیست، و جمهوری اسلامی ۴۷ سال پیش با دروغ به قدرت رسید و با همین رویه به حکومت ادامه داد. اما اینکه رژیم ایران از کشورهای منطقه، که با گوشت و خون خود خط سیر حوادث و فتنهانگیزیهای آن رژیم را در کشورهای خود حس کردهاند، بخواهد «نقش مثبت جمهوری اسلامی»، «حل مسأله از طریق گفتوگو»، و «عدم دخالت در بابالمندب» را باور کنند، وقاحتی بیحد و مرز میطلبد.