لینکهای قابل دسترسی

شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶ ایران ۲۲:۰۵

نسل سوخته: نامه يک جوان ايرانی به نشنال رويو آن لاين The Burnt Generation - 2003-06-12


کورش افشار، ١٢ ژوئن ٢٠٠٣

من يک جوان ايرانی هستم. مثل بيشتر دوستانم، من هم دانشجو هستم. کمی بعد از حملات تروريستی ١١ سپتامبر ٢٠٠١ مقاله ای خواندم که جملاتش از آن زمان از ذهنم نمی رود. نوشته بود:" غير ممکن است در جهان امروز کسی بتواند در گوشه ای از دنيا با راحتی زندگی کند، وقتی که در گوشه ديگر، ديکتاتور های گردنکش و ارتجاعی از غارهايشان در حال طراحی نقشه و توطئه عليه بشريت و مدنيت هستند..."

وقتی من و دوستانم در ديدارهای پنهانی خود جمع می شويم، اغلب صحبت از آن مقاله به ميان می آيد. يادآوری آن به ما کمک می کند عليه طاعونی که ٢٤ سال است مملکت ما را گرفته، اقدام بعدی خود را بهتر بفهميم.

تاثير مقاله ياد شده در من به اين دليل نبود که ناگهان پس از يازده سپتامبر، امنيت خود را از دست داده بودم. نسل ما در ايران نه هرگز رنگ امنيت را ديده، نه از شادی واقعی چيزی می داند. بسياری از همنسلان من در دخمه های شکنجه جمهوری اسلامی يا در زندان های انفرادی آن از بين رفته اند.

هرچند يازدهم سپتامبر برای جهانيان يک واقعه وحشتناک بود، اما به من اميد داد که شايد شروع تغييرات بسيار شود. حس کردم شايد بالاخره جهان به مداوای مرضی بپردازد که نامش بنياد گرايی آخوندی و گردنکشی است.

نسل من، که ٣٢ ميليون نفری است که حول و حوش انقلاب اسلامی ١٩٧٩ به دنيا آمده ، شنيده که در آمريکا به او می گويند " نسل ايکس"؛ اما در ايران به ما می گويند " نسل سوخته". زندگی سياسی ما زود شروع شد. هنوز در کودکستان بوديم که ما را به راهپيمايی بردند و گفتند فرياد بزنيد " مرگ بر آمريکا، مرگ بر اسرائيل". هيچکس به خود زحمت نداد توضيح دهد که چرا بايد يک چنين احساس خبيثی نسبت به " شيطان روز" در خود پرورش دهيم.

و هشت سال کابوس جنگ با عراق... ما صدام حسين را خيلی قبل از اينکه شما بشناسيد، می شناختيم... می توانيد تجسم کنيد وقتی يک بچه شش ساله جسد سوخته پدرش را می بيند، چه حالی دارد؟ من می توانم مجسم کنم، زيرا من همان بچه هستم.

ما نيز می خواهيم در انتخاب لباس آزاد باشيم. آزاد باشيم سخن بگوئيم، دور هم جمع شويم. آزاد باشيم عشق بورزيم و رويا داشته باشيم. و اين حق ماست.

ما احتياجی نداريم که شما در ايران دخالت نظامی بکنيد. به عمليات پنهانکارانه شما نياز نداريم. ما تنها به عزم شما نيازمنديم. ما خودمان می توانيم کار را به انجام برسانيم.

می پرسيد چگونه؟ ساده است، به شرطی که شما با ملايان کنار نيائيد.

XS
SM
MD
LG