لینکهای قابل دسترسی

دوشنبه ۱ آبان ۱۳۹۶ ایران ۰۶:۱۲

سپاسگويی؟... نه! - 2002-07-04


ای «دوست» ايستادن را پايم نمی کند يارا
دستی اگر فراز آری شايد دوباره برخيزم
«سيمين بهبهانی»

آموخته ايم که بايد دوست داشت تا «دوست» داشت، و باز آموخته ايم که سپاسگوئی شايسته شان و منزلت والای «دوست» نيست.

سپاسگذاری از اين جمع پراکنده، از اين همه حاضرِ غايب، از شاه تا گدا، از هزاران هزار دوست و يار و دوستدار، که از چهارگوشه عالم، از جزيره کيش تا استراليا، و از ژاپن تا جنوبی ترين نقطه آفريقا، در اين توانفرساترين لحظات، گل های مهرشان را بر سر ما ريختند و، با باران سيل آسای عشق شان، اين گل ها را آبياری کردند، بی حرمتی است، و ما چنين نمی کنيم.

اقيانوس را با قطره، و کهکشان را با ذرّه، پاسخ نمی توان گفت، و تپيدن دل را نه کلام ، که تنها تپش، شايسته و بايسته است.

پس اين خطوط، نه به سبب سپاسگوئی، که برای تاکيدی دوباره بر دوستی و پيوند يگانه مان، که بی گمان از باد و باران و گذشت روزگاران گزندی نخواهد ديد، بر اين صحيفه نقش بست .

شوربخت آنکه دوست ندارد و «دوست» ندارد .

دوستتان داريم، يکايکتان را
مريم و فريدون فرح اندوز

XS
SM
MD
LG