لینکهای قابل دسترسی

چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۶ ایران ۰۲:۴۵

بررسی شرایط اجتماعی جلب جوانان به تروریسم در یک کتاب تازه


گزارش: فائزه المصری، خبرنگار صدای آمریکا در واشنگتن

لیلا للامی، نویسنده مراکشی تبار کتاب تازه ای به نام « پسر سری» ، یک داستان تخیلی است که از وقایع حقیقی الهام گرفته است. این نخستین کتاب لیلا للامی، پیچیدگی های اجتماعی، سیاسی، مذهبی و اقتصادی مراکش مدرن را مورد بررسی قرار داده است. این کتاب نشان می دهد که چگونه تفاوت های طبقاتی و عدم وجود عدالت های اجتماعی ، جوانان را به سوی حس بیگانگی، نومیدی شدید و لاعلاجی سوق می دهد.

یوسف مکی ، شخصیت اصلی کتاب « پسر سری»، با مادر خود در یک حلبی آباد در کازابلانکا زندگی می کند. یوسف همیشه احساس می کرده است که مادرش چیزی را از او پنهان می کند.

لیلا للامی نویسنده کتاب می گوید:« مادر یوسف به او گفته است که پدرش یک معلم دبستان و مورد احترام همه بوده است اما یک روز عید، هنگامی که یوسف فقط دو سال داشته است در می گذرد.»

یوسف سپس این حقیقت را درمی یابد که پدرش نه تنها نمرده است بلکه درواقع هرگز معلم دبستان هم نبوده است بلکه او یک تاجر مرفه و سرشناس است.

در جامعه ای که تفاوت های طبقاتی فاحشی میان شهروندان آن وجود دارد، یوسف ناگهان کشف می کند که او پسر نامشروع یک مرد ثروتمند و طبقه بالای اجتماع و زنی از پائین ترین طبقات همان اجتماع است .

لیلا للامی می گوید:« در اینجا یوسف تصمیم می گیرد پدر خود را پیدا کند. اما در پروسه این جستجو وقایع زیادی اتفاق می افتد و به این صورت داستان زندگی یوسف ابعاد تازه ای می یابد و از جمله به مسائل سیاسی پیوند می خورد. »

پدر یوسف ظاهرا مشتاق ایجاد این ارتباط تازه با پسری که از وجود او بی خبر بوده است می باشد و به این صورت یوسف وارد جهان تجملی و تازه این طبقه مرفه می شود. او مدتی نقش پسر یک مرد مرفه و دارای امتیازهای گوناگون را ایفا می کند تا این که ماجراهای بعدی کتاب یک بار دیگر او را به زاغه نشینی و فقر باز می گرداند.

للامی می گوید:« در این کتاب، یوسف فرصتی می یابد تا هر دو نوع زندگی، فقر و رفاه را تجربه کند. این فرصتی است که هر فردی به سادگی به دست نمی آورد. همین تضادهای عمیق هستند که یوسف را به نهایت خشم، نارضایتی و تنفر می رساند. این که آیا این گونه احساسات در رابطه با کشورهای دیگر شمال آفریقا و خاورمیانه نیز وجود دارد باید پاسخ داد: بله! البته.»

لیلا للامی معتقد است: « پس از آن که قدرت های استعمارگر از این کشورها خارج شدند یک طبقه سرآمد یا نخبه از شهروندان محلی به جای گذاشتند که راه و روش های استعمارگرای آن ها را ادامه داده اند. این طبقه مرفه و ممتاز از مردم خود همین ممالک فکر می کنند می توانند مردم پائین دست را به همان صورتی که قدرت های استعمار گر با خود آن ها رفتار می کرده اند تحت نفوذ و قدرت خود درآوردند.»

در کتاب «پسر سری»، یوسف، آگاه از تفاوت های میان فقر و ثروت، ناگهان تبدیل به نشانگاه و هدفی برای یک گروه تندروی اسلامی می شود. گروهی که می خواهد نیروی او را برای اهداف تروریستی و در مورد خاص حمله به یک نویسنده آزادیخواه و روشنفکر به کار بگیرد. در این بخش از داستان کتاب است که لیلا للامی به بررسی چگونگی پیوستن جوانان به این نوع گروه ها می پردازد.

لیلا می گوید: « بسیاری از این جوانان به این نوع گروه ها می پیوندند چرا که در جستجوی نوعی هویت نایافته هستند. برخی دیگر تنها به این کار تن در می دهند چرا که در جمع این گروه های تروریستی تنها مکانی است که هر روز به آن ها سه وعده غذا می دهند! این چیزی است که به دلایل شرایط اقتصادی ناهمگون ، این جوانان از دسترسی به آن از طرق دیگر عاجزند. بسیاری هم به این گروه ها می پیوندند چرا که واقعا افکار و ایدئولوژی های آن ها را باور دارند. یا می خواهند انتقام بکشند. مثلا اگر شخص یا اشخاصی که مورد حمله آن ها قرار دارند به صورتی نمادین یادآور افراد و اشخاصی هستند که موجبات بدبختی آن ها را فراهم آورده اند.»

لیلا للامی می گوید: « با این همه هیچ دو تروریستی به یکدیگر شباهت ندارند. به خصوص در کشورهای در حال توسعه. احساس عدم امیدواری مطلقی که در میان این جوانان برای زندگی و آینده ای بهتر وجود دارد از مهم ترین دلایل وجود حس بیگانگی، تلخی و نومیدی در میان نسل جوان این کشورها به شمار می رود.»

لیلا للامی می گوید:« این یک نوع دیگری از تروریسمی است که ما تا امروز شاهد آن بوده ایم. جوانانی که در کتاب من از آن ها یاد شده نیز از قماش دیگری هستند. برای مثال آن دسته ۱۹ نفری تروریستی که مسئول وقایع یازدهم سپتامبر بوده اند همگی از میان افراد تحصیل کرده و از جوانانی بودند که زندگی در غرب را تجربه کرده بودند.»

لیلا للامی به مدت یک سال در مراکش به پژوهش و تحقیق در رابطه با دو حمله تروریستی که در سال های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۷ در این کشور اتفاق افتاد پرداخته است:

« در مراکش در سال ۲۰۰۳ چهار حمله انتحاری بوقوع پیوست. این نخستین تجربه از این نوع حملات در تاریخ معاصر این کشور به شمار می رود. همه مسئولان این حملات از ناحیه فقیر نشینی به نام « سیدی مومنی» در کازابلانکا برخاسته بودند. سپس در سال ۲۰۰۷ چند حمله عقیم نیز بوقوع پیوست. تمام این نوجوانان نیز از همین مناطق زاغه نشین آمده بودند. اما مسئله جالب اینجاست که در طول فاصله چهار سالی که بین این دو حملات وجود داشت کوچکترین تغییری در شرایط زندگی اهالی این حلبی آباد ها بوجود نیامد و کسی توجهی به آن ها نکرده است.»

للامی معتقد است تا روزی که جوامع مختلف نتوانند با موفقیت به ریشه یابی این حملات تروریستی بپردازند ، تهدیدات علیه بشریت ادامه خواهد یافت:« با وجود آن که دولت مراکش اخیرا دست به ساختن خانه های مسکونی در برخی از این حلبی آباد ها زده است اما این مشکلی است که فقط با یک همکاری در سطح ملی قابل حل است. مسائل دیگری از جمله سوادآموزی، بهداشت عمومی ، اقتصاد و کاریابی، خیلی اهمیت بیشتری از داشتن یک سقف واقعی به جای یک سقف حلبی روی سر افراد دارد.»

لیلا للامی به عنوان یک نویسنده امیدوار است که خوانندگان کتاب او بتوانند خود را در جای شخصیت های داستان بگذارند و ضمن خواندن از محتوی این کتاب لذت ببرند. اما به عنوان یک فرد ایده آلیست، او امیدوار است تا « پسر سری» بتواند یادآور آن بهای گزافی باشد که جوامع مختلف به خاطر نادیده پنداشتن فقر و نبود عدالت های اجتماعی می پردازند.

XS
SM
MD
LG