لینکهای قابل دسترسی

سه شنبه ۴ مهر ۱۳۹۶ ایران ۱۲:۵۰

دارائی معنوی یا Intellectual Property - یکصد و پانزدهم


در آمریکا، اینجا که من هستم، اگر بخواهی، اختراعت، نوشته ات، ایده ات، اندیشه ات، طرحت، موزیکت و خلاصه آنچه Intellectual Property یا دارائی معنوی توست، سرقت نرود و کس دیگری بدون موافقت تو از آن بهره نبرد، باید این «دارائی معنوی» را در کتابخانه کنگره آمریکا به ثبت برسانی. (امروز با نادر صحبتمان بر سر ترجمه درست این کلمه Intellectual Property بود. تو هم اگر معادل بهتری از «دارائی معنوی» یافتی آگاهم کن) یعنی اگر فلان دستگاه را اختراع کردی یا فلان آهنگ را ساختی، یا فلان دستگاه را اختراع کردی یا فلان شعر را سرودی، کسی جلویت را نمی گیرد که آن را منتشر نکنی، اما بدون داشتن Copy Right یا «حق مولف» هر کس ممکن است آن را بردارد و اسم خودش را روی آن بگذارد و دست تو هم به هیج جا بند نباشد.

این رسم و این قانون نه اینکه پیوسته حقوق مولف را محفوظ نگه داشته باشد، اما بطور نسبی آدم های کوچکتر را در مقابل فلان شیاد یا مثلاً فلان کمپانی گردن کلفت مورد حمایت قرار می دهد.

تو برای این سپر محافظتی باید ۴۵ دلار هزینه انجام کار بپردازی، اما نوشته روزنامه واشنگتن پست دیروز که «آلکس» برایم فرستاده بود نشان می داد که کتابخانه کنگره بعد از صرف ۵۲ میلیون دلار برای تبدیل سیستم قبلی به سیستم الکترونیک، آنچنان کارش گیر کرده که هر هفته از ده هزار متقاضی، سه هزار نفرشان کارشان به تعویق می افتد و در حال حاضر ۵۲۳ هزار نفر متقاضیان کپی رایت، منتظر نوبت ایستاده اند تا حدود ۱۸ماه دیگر. البته آنها که دستشان باز است با پرداخت ۶۸۵ دلار از سیستم ویژه ای استفاده می کنند که کارشان فوراً انجام شود!!!

بطور کلی، قضیه حق مولف، و همینطور به ثبت رساندن دارائی معنوی، در کنار همه جنبه های مثبت آن که دارائی انسان را فراتر از آنچه اموال منقول و غیر منقول اوست می داند و برای آن ارزش قائل است، در عمل و در دست کمپانی های بزرگ می تواند به صورت عاملی بازدارنده برای استفاده مشروع جامعه درآید.

این قضیه به خصوص زمانی بار منفی خود را بر دوش جامعه سنگینی می کند که copy right (حق مولف) از نظر زمانی نا محدود شود یا یک دوره طولانی را شامل شود.
مثلاً مجسم کنید اگر قرار بود که ایده و فکر و اختراع یک نفر تا ابدالدهر شامل قانون کپی رایت باشد، چون گالیله در قرن شانزدهم در ایتالیا محاسبه کرده و گفته بود زمین گرد است ( و مذهبیون هم داشتند سرش را برای آن به باد می دادند) باید تا این زمان هر کس هر اختراعی، ایده ای، فکری، داشت که به نوعی به گردی زمین مربوط می شد باید حق مولفی به خانواده محترم گالیله که خدا می داند حالا کجا باشند می پرداخت. کاری که برخی کمپانی های بزرگ در اجرای قانون کپی رایت برای مدت نامحدود و یا بسیار دراز برای پاره ای اختراعات که انحصار آن را دارند، انجام می دهند، از دید منتقدین کپی رایت دست کمی از مثال ما ندارد.

اما یادمان باشد که در سالهای همین دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، در ایران که قوانین کپی رایت برای هنرمندان به خصوص، معنی نداشت، هنرمندی به محبوبیت ویگن شکوه می کرد که همه ایران ترانه های او را می خوانند و زمزمه می کنند، یک بار فقط موفق شده بود سیصد تومان از یکی از کمپانی های تولید و فروش صفحه بابت فروش آهنگهایش دریافت کند. و این هنرمند همیشه در یاد من، همیشه مقروض بود و از قبل ترانه های ایران فراگیرش، همه به نوائی رسیده بودند به جز خود او که دستش کوتاه بود اما سرش بلند.

XS
SM
MD
LG