لینکهای قابل دسترسی

سه شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۶ ایران ۰۷:۱۵

کتاب تازه سراب، روایتی از زندگی مردم ایران در سی سال پیش از انقلاب


کتاب « سراب» که اخیرا در لس آنجلس به چاپ رسیده اثر تازه ای از هما احسان، نویسنده، روزنامه نگار، نمایشنامه نویس و برنامه ساز رادیو و تلویزیون ساکن این شهر و روایتی است از زندگی این نویسنده در زمینه ای از وقایع اجتماعی و سیاسی ایران که درعین حال جنبه گزارشی تحلیلی از زندگی ملت ایران در دوران سی سال پیش از استقرار رژیم جمهوری اسلامی را نیز دارد.

در کتاب « سراب » ، هما احسان نگرشی چند جانبه به جامعه ای دارد که با شتاب از حالت «بسته» به «باز» تبدیل می شد، اما « در اوج این حرکت، به گونه ای شگفت انگیز دگرگون گشت.»

دلایل وچگونگی وقوع این دگرگونی را نویسنده در ریشه های باورهای مردم در طبقات گوناگون جستجو می کند. او ضمن بازنویسی وقایع زندگی شخصی خود به عنوان دختری نوجوان در خانواده ای که برای رهایی از بندهای تعصب به تغییر دین که ستون اصلی ساختار شخصیت هر فردی محسوب می شود تن در داده است ، شرایط آن دوران با فضایی مملو از تبعیضات مذهبی، طبقاتی و جنسی نهادینه شده ای که افراد جامعه گرفتار آن بودند را توصیف کرده است.

هما احسان در گفتگویی با صدای آمریکا می گوید:« پدرم یک اسلام شناس بود و مدرسی که تا پیش از گرویدن به بهائیت، بیش از ۲۰ سال در مدارس مذهبی اسلامی به تدریس اشتغال داشت. تا پیش از این واقعه در ماه های عزاداری، خانه ما محل توقف دسته های سینه زنی و نذری پزی و پذیرایی از آن ها بود اما بیاد دارم وقتی پدر و مادرم بهائی شدن خود را رسما اعلام کردند آن سال محرم، همان دسته های عزاداری خانه ما را سنگ باران کردند.»

در کتاب «سراب » هما احسان در نقش یک روزنامه نگار و شاهد عینی بسیاری از وقایع دوران خود از جمله شرایط خاص اقتصادی، فقر شدید و فاصله های طبقاتی ، ناآگاهی توده مردم و بی توجهی دولتمردان به این وضعیت ، واکنش های تعداد معدودی از دست اندرکاران، ضعف و نبود رابطه بین ملت و دولت و وضعیت زنان در ایران قبل از انقلاب را ترسیم کرده است و در یک بازنگری بر اوضاع اجتماعی ایران پیش از انقلاب به شرح این وقایع ظاهرا بی اهمیتی پرداخته است که در نهایت به سیلی خروشان و انقلابی تبدیل می شود.

او می گوید:« انگیزه من در نوشتن این کتاب اشتیاق و اعتقاد به گفتگوهای صمیمانه و راست و بی پروا و نیاز آزار دهنده به گزارش دادن از زندگی مردم ایران در سی سال قبل از فاجعه جمهوری اسلامی بود. من در این سی سال گذشته هنوز کتابی ندیده و نخوانده ام که بتواند به راستی دلایل سقوط جامعه ی ایران را بدون تلاش برای پنهان کاری های مصلحت آمیز نوشته باشد. من با بیان زندگی خصوصی خودم بدون ادعای معصومیت، در واقع قطاری ساخته ام تا با نیروی جاذبه ی آن مسافرین در هر ایستگاه و در طول راه، مجال و امکان نگاه کردن در آیینه و مطالعه در عملکردهای خود را داشته باشند. »

هما احسان که از نوجوانی به کارگزارشگری اشتغال داشته است معتقد است:« اگر گزارشگر به ملاحظاتی در انعکاس وقایع سیاهکاری کند، نتیجه اش چیزی جز سیاه روزی مخاطبانش نخواهد بود.»

در بخش دیگری از کتاب « سراب» نویسنده در بیان وضعیت « زن» ایرانی، زندگی شخصی و حریم فردی خود را عریان می سازد و رهنمودی است به راه های هوشمندانه رهایی از بندهای تبعیضات جنسیتی با حفظ هویت عاطفی و زنانه و عبور آگاهانه از این مهلکه از طریق پایداری، دوراندیشی و به کار گرفتن عقل و ذکاوت.

هما احسان که خود آسیب دیده ی تعصبات مذهبی و نگرش تحقیر آمیز مردان است از ۱۴ سالگی به عنوان یک خبرنگار در مطبوعات به فعالیت اشتغال داشته و سپس به عنوان نخستین گوینده زن در نخستین تلویزیون و نخستین گزارشگر خبرگزاری پارس و اولین سردبیرخبر زن در تنها خبرگزاری رسمی در ایران در طول سال ها به کار اشتغال داشته است. همین مسئله موجب شده است که این نویسنده بتواند فرصت شناخت لایه های گوناگون جامعه را به دست آورد.

دیدگاه های سیاسی که در کتاب « سراب» توسط هما احسان ارائه شده نیز دارای جنبه های تازه و مطرح نشده ای در رابطه با وقایع و بازی های سیاسی در سطوح مختلف کشور در آن دوران از امور مالی گرفته تا اشکال ساده تر آن می باشد که در نهایت عوامل سقوط سیاسی ، فرهنگی ، اخلاقی و اقتصادی ایران پس از یک دوره شکوفایی و در نهایت تار و پودی که گلیم انقلاب اسلامی از آن ساخته شده است را به گونه ای به نمایش می گذارد تا هر فرد ایرانی بتواند تصویر خود را در آن بیابد:«انقلاب اسلامی عطف به شرایط و پیش ساخته های اجتناب ناپذیر بود. اما اگر به هردلیلی اتفاق نمی افتاد ایران به عنوان یک ابرقدرت اقتصادی و نظامی در منطقه با قدرت های دیگری چون عراق و عربستان سعودی و سپس مصر و اردن (چنانکه نظر پادشان ایران بود) ، یک اتحادیه خاورمیانه ای با نام اتحادیه کشورهای اسلامی بوجود می آورد که می توانست همانند قدرت های متحد دیگری چون اتحادیه اروپا، اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده آمریکا مستقل و توانا باشد و ثروت بیکران موجود در این منطقه را بیشتر صرف رفاه مردمان همین منطقه کند و حتی به کشورهای فقیر کمک نماید و از هرلحاظ خودکفا شود. در آن صورت اسلام رادیکال و تروریسم به وجود نمی آمد و امنیت جهانی به صورت امروزی تهدید نمی شد.»

در کتاب سراب هما احسان در مورد مذهب می نویسد:« اشکال مذهب در ایران آموزش های غلطی است که به قصد استثمار و استعمار از آن به مردم داده اند. دین و مذهب اگر رابطه اش را با سیاست و حکومت قطع نماید، به صورت یک امر خصوصی می تواند سبب تسهیل رابطه انسان با ذات هستی شود. با جدا شدن دین و مذهب از امور حکومتی، هم حرمت دین محفوظ می ماند و هم امور مردم با مشارکت خودشان بر مبنای نیازهای متغیر زمان ومکان جاری می شود.»

هما احسان می گوید: « درنهایت هیچ چیز اتفاقی نیست. طبیعی است که هر رویداد و هر پدیده ای نتیجه و ساخته و پرداخته میلیون ها عامل تاثیر گذار است.

من نام این قدرت بی انتها و همواره در جنب و جوش و ساخت و پرداخت را « خدا» گذاشته ام و معتقدم که همه حرکات و حتی افکار و باورهای ما دراین قدرت الهی اثرگذارند. ضابطه ی سنجش ارزش رفتارهای انسان، مسئولیت انسانی اوست و همان گونه که در کتاب به زبانی بسیار ساده گفته ام، مسئولیت انسان، کشف اسرار هستی، با هدف توسعه ی حیات، به منظور خلق زیبائی و نیک بختی است. این وظیفه مهم را باید شناخت و آن شناخت هرگز میسر نمی شود مگر به برکت بیان و قلم.»

هما احسان که هم اکنون در حال نگارش زندگی سی ساله بعد از جمهوری اسلامی یا کتاب « سراب دوم » است می گوید: « ایران یک محدوده ی جغرافیایی است که قرن ها محل زندگی اقوام و مردمان مختلف بوده و هست. اگر منظور از هویت، خصوصیات موجود در اکثریت مردمان ساکن این خطه ی جغرافیایی باشد، باید گفت که اکثریت مردم با استعداد و باهوش ولی درعین حال بسیار تاثیر پذیر و زودباور و درعین حال متعصب و گاه وابسته اند. آن ها معمولا به آنچه که آموخته اند ایمان دارند و بنا براین امکان کشف و شهود تازه را بر خود محال می کنند. »

هما احسان در ادامه این سخنان می گوید: « آنچه باید به عنوان انگیزه و امکان پیشرفت به این جامعه وارد کرد و آن را توسعه داد، ابتدا شناخت زندگی بهتر است تا آن را بخواهند و آرزو کنند. آنگاه ارائه راه های رسیدن به مقصود از طریق برخورداری از توان و امکانات خویشتن. مردم ایران، در حالی که امروز در برزخ عصر صنعتی و تحجر مانده اند بالقوه توان ورود به دوران فرامدرنیته که عصر تولید و ارائه ی دانش و تکنولوژی است را دارند. باید دستشان را گرفت و پا به پا برد.»

XS
SM
MD
LG