لینکهای قابل دسترسی

سه شنبه ۶ تیر ۱۳۹۶ ایران ۱۰:۰۰

Hyppocratic oath سوگند بقراط – روز یکصد و یکم


سوگند بقراط که در قرن چهارم پیش از میلاد توسط حکیم بقراط و یا شاگردی از شاگردان او نوشته شد، هر چند در این گذر هزاره ها، جملاتش تغییر کرده و تابع شرایط و وضعیت روز شده، اما اساس سخن و جوهر اندیشه بقراط، و هشداری که او به هر پزشک می دهد، که چه مسئولیت بزرگی بر عهده اش گذارده شده، همچنان بی تغییر باقی مانده است و حتی در این دوران که در بسیار مکان ها و دانشگاه ها ادای این سوگند اجباری نیست و یا رواج ندارد، اصول آن راهگشا و الهام بخش هر پزشکی است که قدم به گذرگاهی از زندگی گذارده که از آن پس، جان انسان های دیگر در گرو عملکرد درست یا نادرست اوست.

خلاصه حرف سوگند بقراط آن است که پزشک سوگند می خورد (حالا به هر چه که اعتقاد داشته باشد) که، نسخه ای را تجویز خواهد کرد که برای بهبود حال بیمار باشد و نه هرگز برای آسیب رساندن به او.

در سوگند بقراط پزشک می گوید: من سمی کشنده به بیمار نخواهم داد حتی اگر از من خواسته شود. راز بیمارم را حفظ خواهم کرد و به هر منزلی که وارد شوم محرم آن سامان خواهم بود و تنها به خاطر بهبود حال بیمار پا به آن منزل خواهم گذارد و به دور از وسوسه و عاری از خیالات ناپاک در مورد زنی یا مردی از آن خانه. با این حساب هیچ پزشکی آگاهانه قدم به راهی که به انسان و انسانیت لطمه ای وارد سازد نخواهد گذارد. تنها یک هدف برای خود قائل خواهد بود که نجات و بهبود جان انسان باشد.

حرف من این است که سوگند بقراط به این خاطر باب شد که در روزگاران و قرون پیش، تنها حرفه ای که با جان مردم سر و کار داشته، حرفه پزشکی بوده و اندیشمندی از آن دوران اصولی را برای هر آنکه این حرفه را دنبال می کند بر جا گذاشته است، اما امروز و در عصر ما ابعاد مسئولیت ها و تاثیری که هر یک از ما بر کلیتی به نام جامعه انسانی می گذاریم آنچنان گسترش یافته که هر حرفه و رشته ای باید سوگندی چون سوگند بقراط داشته باشد.

من نویسنده این خطوط باید این سوگند را به عنوان ژورنالیست این دوره، راهگشا و مایه الهام کار خود سازم که نسخه ای را تجویز نکنم که به سلامت اندیشه تو آسیب رساند، که سمی کشنده را به عنوان اطلاعات جعلی و نادرست به تو ندهم، حتی اگر از من خواسته شود. که آنگاه که به خانه و سامان تو وارد می شوم (یعنی حضور مجازی من) هدفم تنها بهبود وضعیت فکری و اندیشه تو باشد و به دور از وسوسه و عاری از خیال ناپاک در مورد تو و زن و مرد ساکن سامان تو. و مهمتر از همه برای آنکه اندیشه ات را بهبود بخشم، مسئولانه بر آگاهی خود از دنیائی که از آن برای تو گزارش می کنم بیفزایم.

و دوست گرامی من قدم فراتر گذاریم و به حرفه های دیگر نیز این سوگند بقراط را تعمیم دهیم. مثلاً تو کاسب، تو پلیس، تو بانکدار، تو نماینده مجلس، تو سیاستمدار، تو شاعر، تو روحانی، تو مهندس، تو معمار، تو راننده و بالاخره تو رئیس کل و تو مرئوس، ملزم به ادای سوگندی باشی پیش خود و وجدان خود که گامی در جهت آسیب رساندن به جامعه انسانی بر نداری، که سمی کشنده با کار نادرست خود به جان این جامعه تزریق نکنی، حتی اگر از تو خواسته شود. که در هر حرفه ای که هستی و هر حرفه ای که می خواهی وارد شوی، تقوائی پیشه کنی که آرزو داری دیگران و در حرفه های دیگر این تقوا را پیشه کنند.

برای ادای این سوگند بقراط منتظر دولت و حکومت نباش، از خود آغاز کن، همچنان که من با خود آغاز می کنم.

XS
SM
MD
LG