به دنبال ادامه بازداشت رکسانا صابری، بهمن قبادی، فیلم ساز و کارگردان با انتشار نامه ای سرگشاده خطاب به تمامی دولتمردان و سیاست مداران ایران خواستار آزادی رکسانا شده و در آن خانم صابری را نامزد، دوست و همراه خود معرفی کرده است.
آقای قبادی در ابتدای نامه اش می نویسد اگر سکوت کرده بودم به خاطر او بود و حالا که حرف می زنم باز هم به خاطر اوست، به خاطر رکسانا صابری.
بهمن قبادی نامه سرگشاده خود را روز سه شنبه اول اردیبهشت (۲۱ آوریل) منتشر ساخته و در بخشی از آن ضمن آن که رکسانا صابری را دختری باهوش، با استعداد و قابل تحسین می خواند می گوید: «۳۱ ژانویه (۱۲ بهمن) بود، روز تولدم صبح تماس گرفت که برای تولدم میآید پیشم تا با هم برویم بیرون. نیامد... زنگ زدم به موبایلش. خاموش بود تا یکی دو روز نمیدانستم چه اتفاقی افتاده. به خانهاش رفتم و چون کلید خانه همدیگر را داشتیم به داخل رفتم ولی نبود... بعد از دو روز زنگ زد و گفت «منو ببخش عزیزم مجبور شدم برم زاهدان» و من هم عصبانی شدم که چرا به من نگفته؟ گفتم باور نمیکنم و دوباره گفت «ببخش عزیزم مجبور شدم» و گوشی تلفن قطع شد و منتظر تماس بعدیاش شدم و نزد.»
آقای قبادی در ادامه می نویسد که چند روز بعد، پس از اینکه تمامی هتل های زاهدان را بی نتیجه جستجو کرده خبر بازداشت رکسانا را از پدر او می شنود.
پیش از این خبرگزاری ها اعلام کرده بودند که رکسانا صابری، خبرنگار مستقل ايرانی-آمريکايی که تنها فرزند پدری ایرانی و مادری ژاپنی است، ۲۰ بهمن ماه در تماس با خانوادهاش اعلام کرد که ماموران امنيتی جمهوری اسلامی ايران او را به اتهام «خريد يک شيشه شراب» بازداشت کردهاند.
رکسانا صابری، که بهمن ماه سال گذشته در ایران بازداشت شده بود، اخیرا به اتهام جاسوسی برای ایالات متحده محاکمه و به تحمل هشت سال زندان محکوم شد.
مقامات ایران پیش از طرح اتهام جاسوسی علیه خانم صابری دلیل بازداشت او را ادامه دادن به کار خبرنگاری با وجود تمدید نشدن مجوز خبرنگاری اش خوانده بودند.
بهمن قبادی فیلم ساز سرشناس در نامه سرگشاده خود می گوید: «رکسانا صابری معصوم تر و بیگناه تر از این حرفهاست. من که سالهاست او را میشناسم این حرف را میزنم. او همیشه مشغول کارهای مطالعاتی و تحقیقاتیاش بود، نه چیز دیگر. آخر چطور میشود کسی که گاهی روزها از خانه بیرون نمیآمد مگر برای دیدنِ من، کسی که به شیوه ژاپنیها صرفهجو بود و گاهی به سختی هزینه زندگی و کارش را مهیا میکرد، کسی که در به در دنبال حامیای میگشت تا ناشری داخلی به او معرفی کند تا بتواند کتابش را اینجا چاپ کند، حالا متهم به جاسوسی شده؟!»
بهمن قبادی می نویسد خانم صابری قصد داشت به آمریکا بازگردد اما او را به ماندن و کار کردن تشویق کرده است. آقای قبادی می نویسد: «رکسانا اوایل آشناییمان میخواست برگردد آمریکا. دوست داشت که با هم برویم. اما من اصرار کردم که بماند تا فیلم جدیدم تمام شود و بعد این ماجراها پیش آمد.»
بهمن قبادی می نویسد خود در این چند سال به خاطر مسائلی چون توقیف فیلمش و سر در آوردن از بازار سیاه و عدم صدور مجوز برای فیلم بعدی اش دچار افسردگی شده است. او می نویسد اگر تا امروز تاب آورده به سبب حضور و کمک های روحی رکسانا صابری بوده است.
محکومیت خانم صابری بازتابی گسترده در رسانه های بین المللی داشت و از جمله رئیس جمهوری ايالات متحده آمريکا خواستار آزادی خانم صابری شده و ايراد اتهام «جاسوسی» به اين خبرنگار آزاد را بیپايه و اساس دانسته است.
رئیس جمهوری اسلامی ایران و رئیس قوه قضائیه نیز در نامه های جداگانه ای از دادستانی و دادگستری تهران خواسته اند که شرایطی عادلانه برای خانم صابری ترتیب دهند و کاری کنند که او بتواند از حقوق قانونی خود بهره مند شود.