لینکهای قابل دسترسی

دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۶ ایران ۰۴:۰۸

تجربه ای برای همگان و در یک زمان - روز هفتاد و پنجم


در آغاز اجازه بده سپاس گویم این همه مهر تو یار همراه که در این خجسته روز نیز مرا بیاد داشتی و حضورت را با پیام های شادباشی که میفرستی بیادم میاوری و در این فضای مجازی نیز در کنارم نه پیشتر و نه پس تر، ایستاده ای.

بعد میرسیم به آنکه اگر قرار است این آئین خجسته نوروز، بعنوان ارمغانی دیگر از میانه ارمغان هائی که ایرانیان به کلیت دانش بشری افزوده اند، به انسان های امروز پیشکش شود، باید ارزش این ارمغان گرانبها بدرستی برای همگان شناسانده شود و این شناسائی باید نخست از من و تو شروع شود تا در شناساندن نوروز، خودمان اول بدانیم از چه میگوئیم و این ارمغانی را که داریم پيشکش ميکنيم فایده اش برای آنکه مثلا در آمریکا یا ژاپن و یا اروپا نشسته و یک کلام هم فارسی نمیداند چیست؟

لازم هم نیست همین الان رساله چند صد صفحه ای بنویسی که در دنیای پر شتاب من و تو بجز معدودی خواص، کسی حوصله خواندنش را نداشته باشد.

آنچه بنظر میرسد، و شاید بیشتر بتوان گوش شنوا در سرزمین های موسوم به غرب برای آن یافت شاید، «خاصیت تجربه همگانی و در یک زمان» آغاز سال نو، یا تحویل سال باشد.

این خاصیت نوروز که بر اساس Vernal Equinox محاسبه میشود و لحظه ایست که وضعیت زمین و خورشید در لحظه ای از تعادل قرار میگیرد که به شب و روز، تاریکی و روشنی، فرصتی برابر میدهد، علمی ترین نوع عید و آغاز سال نو است در هر فرهنگ و دین و کشور و منطقه ای که سراغش را دارید از سال کهن تر از همگان چینی گرفته تا سال مرسوم میلادی.

این توسل به نقطه اعتدال Vernal Equinox برای همه جهانیان در هر نقطه دنیا که باشند همزمان رخ میدهد و بنابراین آنچنان نیست که بشیوه فرض بفرمایید سال میلادی، وضعیت بنده را در واشنگتن پیدا کنید که مانده ام به تو بگویم سال نو آغاز شده یا نه، چرا که بستگی داشته که «تو» در کجای دنیا باشی. در استرالیا، که روزی از سال نو گذشته بود یا در واشنگتن که بیش از نیمروزی به آن باقی بود، و خود همه حکایت را ازین بخوان.

نوروز، بجای این ساعت دوازده شب که در هر گوشه دنیا با هم متفاوت است، یک لحظه Vernal Equinox را برای همگان بعنوان نقطه آغاز تعیین میکند و با این نیت که در این لحظه، همگان از هر قوم و مذهب و نژاد و منطقه و پیشینه و عادت، «یک لحظه» را با هم تجربه کنند. یک لحظه که مثل دکمه re-set کامپیوتر، صفحه ذهن من و تو را خالی از تردد پندارها و اوهام های انباشته شده ساخته و آماده برای آغازی دیگر کند.

خاصیت این تجربه همزمان مثل دیدن فیلمیست در سالن سینما و در حضور آدم های دیگر که تجربه ایست کاملا متفاوت با دیدن فیلمی به تنهائی روی صفحه تلویزیون خانه تو.

این تجربه همزمان میتواند خطوط نامرئی پیوند میان آدمها را قابل دیدن و حس کردن سازد تا جائی که دست آخر این «تصویر بزرگتر» را که مجموعه حیات نام دارد ببینند و دریابند. آنچه را که سعدی دریافت و گفت: «بنی آدم اعضای یک پیکرند».

اما این روایت سعدی از «تصویر بزرگتر» نیز از پس صدها سال معمولا یا طوطی وار و یا بحالتی رمانتیک تکرار شده است. این «تصویر بزرگتر» شاید به همت یک «تجربه همگان و همزمان» نوروز، سرانجام برای همه انسان ها قابل رویت شود که بار جنگ ها و کشتارها و گسستگی های هزاران ساله را برای همین «ندیدن» بر دوش کشیده اند.

XS
SM
MD
LG