لینکهای قابل دسترسی

دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۶ ایران ۱۱:۰۶

در دنيای عجول و شتاب زده من و تو – روز هفتادم


در يک دنيای کامل و ايده آل، هر کس بايد مسئول عمل خود باشد، آنجا که کاری مثبت و در خور انجام ميدهد و يا فکری نو به جامعه عرضه ميکند، اعتبارش را بگيرد و آنگاه که خطائی ميکند و به بيراهه ميرود تاوانش را بپردازد.

اما در دنيای نه هنوز کامل و نه هنوز ايده آل من و تو، ازين خبرها نيست و در اين دنيای نه هنوز کامل من و تو، از خير اعتبار گرفتن گذشته اما پيوسته در بيم تاوان پس دادن بابت کرده " او" هستيم.

در اين دنيای نه هنوز کامل من و تو کسی حوصله و فرصت جزئيات را ندارد و همه را بيک چوب راندن حتی اگر به زبان رانده نشود در عمل شيوه مرسوم است.

مثلأ مردمان سرزمين فرض بفرما X چه بخواهند و چه نخواهند قضاوت مردمان سرزمين های ديگر در مورد آنها بستگی دارد به آنکه مثلأ رهبرشان يا دولتشان چگونه عمل کرده و چه ميگويد و چگونه.

در اين سرزمين فرضی X اگر مقامی و صاحب منصبی پرت و پلاگوئی کند، در ديدگاه کم حوصله و عجول امروز دنيا، بپای همه مردم نوشته ميشود، حالا اگر پرت و پلاگوئی و بيجاگوئی فی المثل فراتر از يک نفر و دو نفر بلکه از جانب گروه و سازمانی حاکم بر سرزمين X باشد. دامنه اين بيک چوب راندن تا بکجا وسعت پيدا ميکند؟ و تا کی؟

ملتی با فرهنگ نظير آلمان نمونه خوبيست برای اين بيک چوب رانده شدن. وقتی اين ملت در انقياد يک گروه افراطی نازی در ميآيد که خشت اول بنايش با نژادپرستی است، اين مردم، مردم آلمان از ديد عجول و بيحوصله دنيا برچسب نژادپرستی يا يهود آزاری ميخورند و تا اين زمان هم نمی توانند اين تصوير ناعادلانه را از ذهن دنيا پاک کنند و حتی در همين جام جهانی فوتبال گذشته نيز من و تو با همين ذهنيت نادرست در آغاز بيمناک در آن سرزمين پا می نهيم.

ممکن است و بجا هم هست که ازين روش مرسوم "دنيا" انتقاد کنيم، که انتقادپذير هم هست، اما اين دنيا را يکروزه نمی توان تغيير داد و اين بيک چوب رانده شدن را هم بايد بعنوان واقعيتی در دنيای نه هنوز کامل من و تو شناخت.

بنابراين تو چه در درون سرزمين X ساکن باشی و چه برون از آن اما نامت وابسته به آن، گه گاه در اعتبار گرفتن ها و بسيار در ملامت شنيدن ها و تاوان دادن ها سهيمی، حالا هر چقدر هم که گفته شود حساب ملت ها و دولت ها جداست که درستش هم همين است.

هر چقدر هم که بگويند مثلأ اگر ديوانه ای در آلاباما دست به تفنگ ميبرد و گروهی از آدمهای رهگذر و بيگناه را ميکشد و يا جوانکی در آلمان اسلحه بر ميدارد و از کشته ها پشته ميسازد، نه آن نماينده مردم خونگرم آلاباما و نه اين نماينده مردمان متمدن آلمان است، باز هم رسم همه را بيک چوب راندن در ذهنيت دنيای عجول من و تو حکمفرماست. حالا اگر در مورد آلاباما و آلمان چنين باشد تکليف سرزمين دورتر و دوردست X چه خواهد بود؟

حکايت مردمان سرزمين X را در مورد ايرانيان برون از ايران در سی ساله گذشته آشکارتر و عيان تر ميتوان ديد. آنگاه که افراط گوئی و افراط گری در يک سو، اين ايرانيان برون از ايران را مصصم تر برای جلوه دادن نيکی های فرهنگ و سرزمين مادری ميکند و تلاش همگانی اين ايرانيان در خنثی سازی، تصوير نادرستی که در دنيای عجول و شتاب زده امروز از آنان ترسيم ميشود با منش و روشی مثبت در مراوده با، از همسايه گرفته تا شهری که روزی ميهماندارشان و امروز خود شهرشان به حساب ميآيد.

اين تلاش سی ساله را عليرغم همه منفی گوئی های حساب شده عليه اين جامعه پويای ايرانی بايد ارج نهاد که نگذاشته حتی در اين دنيای عجول و شتابزده هم ايرانيان بيک چوب رانده شوند. و اين تلاش مثبت را من همين امروز، هشت روز مانده تا نوروز در ميان اين جامعه هوشمند می بينم که در تدارک جشنواره نوروزی هر سال فزونتر از سال پيش ميکوشند و امسال آشکارتر از پارسال.

XS
SM
MD
LG