لینکهای قابل دسترسی

سه شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۶ ایران ۱۳:۲۳

گزارش هنری: پاسخ یک کتاب فروش اهل کابل به یک زن روزنامه نگار نروژی


کتابفروشی شاه محمد رییس در شهر کابل شاید تنها کتابفروشی در دنیاست که هرگز نسخه ای از کتاب پرفروش آسنه سیراستاد بنام « کتاب فروش کابل» را در آن نخواهید یافت

کتاب آسنه سیر استاد، یک زن جوان روزنامه نگار اهل نروژ که ۵ سال پیش به چاپ رسید ، در مدت کوتاهی تبدیل به یکی از پرفروش ترین کتاب هایی شد که پس از فروپاشی طالبان در افغانستان نوشته شده است. اما شاه محمد رییس، قهرمان اصلی این کتاب، از تصویری که نویسنده در این کتاب از او به خواننده داده است انزجار دارد. همین موضوع سرآغاز یک جنگ پنج ساله میان نویسنده نروژی و این کتاب فروش ظاهرا روشنفکر و لیبرال اهل کابل بوده است. کتاب فروشی که در بیرون از خانه نقش روشنفکری دانا را ایفا می کند اما در داخل خانه فرمانروایی مستبد و سخت گیر است.

آسنه سیراستاد، روزنامه نگار نروژی، درسال ۲۰۰۱ به افغانستان سفر کرد تا در مورد وقایع مربوط به فروپاشی و نزول حکومت طالبان در این کشور گزارش هایی تهیه کند.

سیر استاد در همان نخستین روزهای ورود به کابل با شاه محمد رییس، صاحب روشنفکر بهترین کتابخانه شهر که طالبان آن را در هم شکسته اند رویارو می شود که زبان انگلیسی را نیز به خوبی صحبت می کند. کتابخانه ای که شعبه کوچکی نیز در داخل هتل نیمه خرابه محل اقامت روزنامه نگاران خارجی دارد.

سیر استاد از شاه محمد رییس درخواست می کند که اجازه دهد تا او برای پژوهش در زندگی مردم افغانستان که به مدت پنج سال تحت حکومت طالبان بوده اند مدتی در خانه او در میان خانواده او زندگی کند. شاه محمد رییس از این درخواست استقبال می کند.

در پایان این کتاب روایتی است تاثیر گذار از زندگی مردی به نام شاه سلطان، که در طول سال ها برای آزادی بیان در افغانستان جنگیده است اما در خانه خود زنان عضو خانواده خود را مورد ظلم و ستم قرارداده و به صورت فرمانروایی بی رحم و شفقت بر آن ها حکومت می کند.

در مدت کوتاهی پس از چاپ کتاب « کتاب فروش کابل» این کتاب در فهرست پرفروش ترین ها قرار گرفت و کمی بعد به ۳۰ زبان زنده دنیا ترجمه شد

سیراستاد می گوید که او وقایع را همانطور که دیده است به رشته تحریر درآورده است و حاضراست تا با تمام قوا در مقابل این ادعای رییس ایستادگی کند: « من نمی توانستم ظلم و ستم هایی را که به چشم خود در حریم زندگی خصوصی رییس شاهد بوده ام را نادیده بگیرم

داستان « کتاب فروش کابل» از ماجراهای سوزناک و رنج های همسر کتاب فروش کابل آغاز می شود که پس از ۱۶ سال زندگی زناشویی، همسر روشنفکر او یک زن دوم

– یک عروس کم سن و سال را به خانه می آورد. شریفا، زن اول به مدت ۲۰ روز گریه و زاری می کند و از او می پرسد: « من چه کرده ام؟ چرا از من راضی نبودی؟» اما پاسخ سلطان (قهرمان کتاب) به او این بود که « جلوی دهانت را بگیر».

در مدتی که این کتاب پرفروش در سطح جهانی به شهرت رسید، رییس، کتاب فروش کابل که علیرغم تغییر اسامی ، به خاطر این کتاب در مرکز توجه خاص و عام قرار گرفته بود به شدت عصبانی می شود. او پس از جستجو برای یافتن نسخه هایی از این کتاب در کتابفروشی های مختلف شهر، آن ها را خریده و نابود می کند.

شاه محمد رییس سپس دست به تعقیب و تهدید قانونی نویسنده کتاب آنسه سیراستاد می زند و از او می خواهد که رسما عذرخواهی کند.

به تازگی شاه محمد رییس، برای انتقامجویی از سیراستاد دست به نوشتن کتابی به زبان انگلیسی زده است که داستان کتاب « کتاب فروش کابل » را از دیدگاه خود او یا شخصیت اصلی داستان بازگو کرده است. نسخه هایی از این کتاب که نام آن « روزی روزگاری یک کتابفروش در کابل وجود داشت» می باشد ویترین کتاب فروشی او در مرکز شهر را که پیش از این به اشعار رومی و کتاب هایی درباره معماری مغول ها مزین بوده است می پوشاند

رییس می گوید: « این تنها شکلی است که من می توانم به تمام آن چیزهایی که او (سیراستاد) درباره من گفته است پاسخ بدهم

کتاب شاه محمد رییس در سال ۲۰۰۷ در کابل توسط شرکت انتشاراتی به نام خود او به چاپ رسید اما تا این تاریخ نتوانسته است توجه کتاب خوان ها را به خود جلب کند.

در این کتاب رییس درمورد عدم درک فرهنگی سیراستاد از جامعه سنتی افغان سخن گفته است و این که این زن روزنامه نگار از مهمان نوازی او و خانواده اش سوء استفاده کرده است و نتوانسته است کارکرد خانواده در جامعه افغانی و عواملی که اعضای آن را خوشحال نگاه می دارد را به خوبی تجزیه و تحلیل کند.

سیراستاد که هم اکنون سی سال دارد پس از نوشتن « کتاب فروش کابل» به عراق رفت تا کتاب تازه ای این بار در رابطه با وقایع جنگ در این کشور بنویسد

کتاب « صد و یک روز» نتوانست به اندازه کتاب فروش کابل مورد توجه محافل ادبی قرار گیرد

رییس نیز امروز در شرایط دگرگونه ای از زمان نوشتن کتاب سیراستاد زندگی می کند. زن اول و سه فرزند او به کانادا مهاجرت کرده اند. همسردوم او با دو فرزند دیگرش در اسلو زندگی می کنند و دو پسربزرگ تر او ، به رییس در کار کتاب فروشی کمک می کنند .

کتاب فروش کابل که هنوز تلخی تجربه قهرمان کتاب سیر استاد بودن را فراموش نکرده است معتقد است که غربی ها به افغانستان می آیند و فکر می کنند این کشور را می فهمند اما در واقع هیچ چیز از آن نمی دانند. با این حال رییس با وجود بازار در حال توسعه کتاب در افغانستان، زندگی امروز خود را « زندگی نه چندان خوش» توصیف کرده است.
XS
SM
MD
LG