لینکهای قابل دسترسی

سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ ایران ۱۰:۳۲

سرنوشت من و تو در سالهايی که خواهد آمد – روز بيست و دوم


تو، محمد می نويسی، می دانم سوالی که می پرسم خيلی سخته، ولی با توجه به تجربه شما و گفتگو کردن با کارشناسان بسيار، آينده ايران و ايرانی را چگونه می بينی؟
اگر من جای تو باشم، اين سوال را در قالب کل جامعه دنيا قرار می دهم و می پرسم، آينده ما، من و تو در سالهای هرگز تجربه نشده آينده چگونه خواهد بود.

اگر اين سوال را دز سالهای پايانی دهد ۱۹۶۰ و سالهای آغازين دهه ۱۹۷۰ از خود می پرسيدی، نگاه ها به سوی آينده آنچنان خوش بينانه بود که می توانستی آن را يکجا با کلام جان لنون و سرآمد همه آنها، Imagine، تصوير کنی و آن را در فاصله يک گام با خود ببينی، که دنيايی را برايت تجسم می بخشيد که رنگ و نژاد و دين و مرزهای بر آنها ترسيم شده برايت آنچنان معنای منفی خود را از دست می داد که هيچ جنگ و نسل کشی وقلع و قمع انسان به دست انسان را در سالهايی که قرار بود بيايند، تصور نمی کردی.

نگاه ها به خود آنچنان خوش بينانه بود که همه مشکلات جهان را حل شده تصور می کردی و در فکر بودی که با جهان ماورای زمين، و با موجودات هوشمندی در کهکشان های دور قرار است چگونه برخورد کنی.
فيلم ها و سريالهای تلويزيونی آن زمان که سالهای پس از فتح کره ماه بود، همه نشانه تلاش انسان برای آگاهی از دنيای برون بود، با تصور آنکه مشکل دنيای درون را حل کرده است.

اما موج ايده آليسم دهه ۶۰ و ۷۰ انگار روی شنهای ساحل واقعيتها، قوت از کف داد و در سالهای ۸۰ و ۹۰ تا امروز به صورت حرکتهای رو به عقب، همه کاخهای خيال مردم آزادمنش را به ويرانه تبديل کرد.

موج تعصبهای مذهبی و قومی، جای موجهای بشردوستانه و صلح طلبانه را گرفت و شيپور گوشخراش جنگ ها، صدای جان لنون ها را اگر نه خاموش، که غير قابل شنيدن ساخت.

اما، اما اين موج نيز در آخرين سال دهه نخست قرن بيست و يکم به لطف آگاه شدن و چشم و گوش باز شدن مردم و همينطور طبيعت خلاف حرکت تکاملی خود، قوت از دست می دهد و در اين کاستن از قوت حرکتهای رو به عقب، من و تو، سهمی عمده ايفا کرده ايم و مسئوليتی عمده در پيش داريم. مسئوليت آگاه شدن و آگاه ساختن. آنچنان که کسی نتواند با حيله های کهنه و هزار بار استفاده شده، به جان هم بياندازدمان که احيانا، جنسيتمان، رنگ پوستمان، يا اعتقاد و دين مان با هم فرق دارد يا مال اين طرف خطيم يا آن طرف خط.

اگر تکليف همين خطوط پوسيده جدايی بخش را حل کنيم، در سالهائی که می آيد، من می مانم و تو و جهان هستی گسترده ای که با جبر به پيش خواهدمان راند.
سرنوشت من و تو در نزاع های حقير خانگی خلاصه نشده است.

*و اما،
اگر گفته ای و سوالی و صحبتی داری که در اين صفحه نگنجد، می توانی سری به blog شخصی من بزنی به اين آدرس:

http://ahmadbaharloo.blogspot.com


XS
SM
MD
LG