لینکهای قابل دسترسی

شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶ ایران ۱۹:۵۹

تو گاه بسيار شکاک و گاه زودباوری - روز پنجم


از روز ازل تاکنون، تجربه ما با زندگی، سرگردان در ميانه شک و يقين بوده است، اما امروز با همه امکانات خبررسانی و جهش های تکنولوژی ارتباط های دسته جمعی و خصوصی، باز هم سرگردانی ما در ميانه شک و يقين بجای رسيدن بسامانی شايد تبديل شده باشد به سرگردانی در ميانه شک و زودباوری.

مثلأ " تو" مهدی خان نوشته ای موقع صحبت های تو با ستاره خانم قسمت چپ صورتت را درست نديدم، و اظهار نگرانی کردی که احيانأ (چون تو نديده ای) علائم "شيمی تراپی" بوده است و بعد هم آرزوی بدست آوردن سلامت مجدد!! برای من.

" تو" منکر شده ای که اصلأ اين قلم بدست بهارلو است و گفته ای ما را سر کار گذاشته ايد و چيزی شبيه به اينکه، مثلأ صدای آمريکا يک محليست مثل جزيره گولاک در زمان استالين و آدم را سر به نيست می کنند و بعد يک نفر ديگر را بجايش ميگذارند و از اين قبيل.

ناهيد خانم عزيز از هايدلبرگ آلمان پيش از آنکه کامپيوترش را Refresh کند، دمغ شده که ديروز از قلم بدست خبری نبوده و اينکه شايد حرفهای من در روزهای پيش باعث شده است اين ستون را هم تعطيل کنند، در حاليکه من روی صفحه کامپيوترم ستون قلم بدست روز شکرگزاری را از صبحگاه می بينم.

اصل قضيه اينست که انگار رسانه های گروهی اگر نه به اين نيت، اما در عمل کاری کرده اند که بجای نزديکتر ساختن قوم بشر به سرزمين "يقين" ، او را در کوير " شک و ترديد" و سراب "زودباوری" انداخته اند، آنچنان که خودشان هم امروز رشته کار از دستشان خارج شده و خود نيز در اين دور باطل اما جذاب، جذب شده اند و امروز خودشان هم بجمع زودباوران و شکاکان پيوسته اند.
به هيجان می آيند، باور می کنند و می گويند، اما ديوار "اطمينان" جمع را که شکسته باشی، نه باورت می کنند و نه خود خودت را باور داری.

در اين کوير اما، من ميمانم و تو و همان شک و يقين. اما من و تو تا در همين نقطه، در همين نقطه امروز، نتوانيم تکليفمان را نسبت بهم روشن کنيم، در حاشيه همين نا آبادی شک و زودباوری خيمه خواهيم زد. و بهم خواهيم گفت:
تو گاه بسيار شکاک و گاه زودباوری، تو اما انگار که همچون منی.

XS
SM
MD
LG