لینکهای قابل دسترسی

جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶ ایران ۱۶:۵۱

گزارش اجتماعی: اهداء کلیه؛ بخشش زندگی به یک غریبه


کلیه های انسان نقش حیاتی درزندگی ایفا می کنند. کار آن ها تصفیه مواد زائد و آب از جریان خون است. زهرابی که از این طریق ایجاد شده است سپس از طریق مثانه از بدن خارج می شود.

اما هنگامی که هر دو کلیه از کار بیفتد و قدرت عمل خود را از دست بدهند، فرد دیگر نمی تواند بدون تجزیه یا دیالیز، که ارسال خون به داخل صافی مخصوصی است که زائدات را رفع می کند، و یا عمل پیوند کلیه زندگی کند. برای بسیاری از بیماران کلیوی، انتظار برای دریافت کلیه اهدایی می تواند طولانی مدت و خطرناک باشد. برخی از این بیماران پیش از دریافت کلیه جان خود را از دست می دهند.

تا روزی که آنجلا هکمن و ران بونل وارد اطاق عمل نشده بودند و ران بونل یکی از کلیه های خود را به آنجلا نداده بود، این دو کوچکترین آشنایی با یکدیگر نداشتند و کاملا با هم غریبه بودند.

پس از انجام یک عمل موفقیت آمیز پیوند کلیه، آنجلا هکمن از این اهدا کننده سپا گزاری کرد و ضمن آن که از بهبودی وضع مزاجی خود ابراز رضایت می کرد گفت:«ران بونل به من یک زندگی دوباره داد.»

مادر آنجلا، لوری سالوو، هم گفت: «ران، یک بار دیگر دختر مرا به من بازگرداند؛ آن هم برای یک مدت طولانی.»

مدتی بعد لوری سالوو، در پاسخ به این عمل خیرخواهانه ران ، نیکوکاری او را با اهدای یکی از کلیه های خود به زن دیگری که به آن نیاز داشت تلافی کرد. این دو زن نیز تا روز عمل جراحی با یکدیگر آشنا نبودند.

در سال ۲۰۰۷ حداقل ۱۶ هزار عمل جراحی پیوند کلیه در ایالات متحده انجام شد که بیش از شش هزار کلیه در این جراحی ها از سوی اهدا کنندگان زنده به بیماران نیازمند هدیه شده است. بسیاری از این اهدا کنندگان و دریافت کنندگان کلیه هیچ گونه نسبتی با یکدیگرنداشته اند.

پیدا کردن یک اهدا کننده زنده که با دریافت کننده کلیه از نظر ژنتیکی مشابه باشد بسیار مشکل است. به ویژه هنگامی که بیماران نتوانند در میان اعضای خانواده خود اهدا کننده مناسبی پیدا کنند. در این مرحله است که سازمانی به نام «همبستگی برای پیدا کردن کلیه سازگار» پا به میدان می گذارد.

مت جونز یکی ازاهدا کنندگان نوع دوست این سازمان به شمار می رود:«من فکر کردم با داشتن دو کلیه که درحقیقت تنها به یکی از آن ها احتیاج دارم می توانم آن دیگری را به انسان دیگری بدهم تا او هم بتواند زندگی بهتری داشته باشد و این به نظر من نوعی موفقیت است.»

جونز و بارب بونل از طریق یک برنامه اینترنتی با یکدیگر آشنا شدند و او سپس کلیه خود را به بارب هدیه کرد. شوهر بارب، ران بونل که نتوانسته بود یک اهدا کننده مناسب با شرایط سازگاربرای همسر خود باشد ، چندی بعد برای جبران این عمل یکی از کلیه های خود را به آنجلا هکمن اهدا کرد. نتیجه این همه هم اهدای کلیه توسط مادر آنجلا به زنی دیگر به نام سسیلیا بوده است. این گروه همگی از طریق همان برنامه اینترنتی با یکدیگر آشنا شده اند.

دکتر مایکل ریس، عضومرکزپزشکی دانشگاه تولیدومی گوید:« من امیدوارم که ما بتوانیم به جایی برسیم که روزی سه هزار عمل پیوند کلیه در این مرکز انجام دهیم.»

ران بونل نیز امیدواراست که دایره اهداکنندگان هر روز وسعت بیشتری پیدا کند:«امیدوارم تا یک سال دیگر، بتوانیم با ایجاد یک گردهم آیی دوباره، به حلقه های این زنجیر بیافزاییم و حتی یکی از آن ها را شکسته نیابیم. این می تواند یک زنجیر بی انتها باشد. »

یک حلقه دیگر نیز اخیرا در شهر هوستون تکزاس اضافه شد و آن هنگامی بود که کری بارت کلیه خود را به برندا چاپا اهدا کرد :«من یک زن زیبا، بچه هایی فوق العاده و یک شغل عالی دارم و این امکان را هم دارم که یکی از کلیه های خود را به یک بیمار نیازمند هدیه کنم.»

برندا پیش از دریافت کلیه بارت، ده بار دیگر با ده اهدا کننده دیگر آزمایش شده بود اما هیچ یک از آنها اهدا کننده مناسب و سازگاری تشخیص داده نشده بودند:«او دیگر یک غریبه نیست. او بدون شک بهترین دوست من باقی خواهد ماند.»

خانواده برندا چاپا در نظردارند تا در فرصت های آینده، آن ها هم به سهم خود این هدیه زندگی را به بیمار نیازمند دیگری اهدا کنند.









XS
SM
MD
LG