لینکهای قابل دسترسی

دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶ ایران ۰۹:۴۹

پروفسور هرمز فرهت در پاریس از شکوه موسیقی ایران سخن گفت


در پی دعوت انجمن فرهنگی توسعه و تجدد در پاریس که ماهی یکبار شخصیتی از داخل و یا خارج ایران، در جمع ایرانیان این شهر حاضر می شوند ، این بار آقای هرمز فرهت به پاریس آمده است .

انجمن اصرار دارد که فعالیتش در زمینه فرهنگی از سیاست دور باشد تا بتواند با دستی بازتر، ادب وهنر ایران را برای نسل های گوناگون با میهمانانی که از سراسر دنیا به پاریس می آیند ،ارائه کند .

عصر دوشنبه در این سخنرانی آقایان حمید اشراق وعبدالمجید مجیدی به ترتیب ضمن قدردانی از پروفسور فرهت زندگینامه وی را به اطلاع حاضران رساندند و به این ترتیب بود که دانستیم وی از دهه بیست به دنیای موسیقی به طور جدی پا گذاشت و اگر در نوجوانی در انجمن فرهنگی فرانسه درس ویلن میگ رفت ، دیرتر رئیس مدرسه موسیقی درتهران بود ، لیسانس و دکترای خود را از دانشگاه یو.سی.ال .ای گرفت و وقتی در دهه پنجاه به ایران بازگشت خدمات شایانی چه در زمینه تدریس تاریخ موسیقی و چه در کار رواج وآشنائی آن ، از جمله در راس یک هیئت در سازمان رادیو تلویزیون آن زمان پرداخت .

آقای فرهت از همان زمان به عنوان استاد بازدید کننده در معتبرترین دانشگاههای امریکائی و اروپائی سخنرانی داشته و دارد واز همین رو شهرت و اعتبار نامش بین المللی است . پروفسورفرهت سخنان خود را اینگونه آغاز کرد .

عنوانی را که امشب در باره آن صحبت می کنیم بررسی موسیقی ملی فارغ از تعصب است ، البته این بحث مطالب وسیعی را در بر می گیرد و برای همین کوتاه میگویم . ما در نوع موسیقی کشورمان دو نوع موسیقی داریم ، یکی آنچه که به آن میگوئیم سنتی وشاید بتوان به آن گفت سنتی از نوع شهری و دیگری موسیقی های محلی و روستائی و در واقع ، در آگاهی عمومی مردم ،موسیقی شهری بیشتر رخ نشان داده وبیشتر آن را شنیده ایم . در نوع دوم خواهیم دید که این موسیقی کمتر شناخته شده زیرا ما شنوندگان موسیقی ، اغلب پرورده شهر نشینی هستیم .

سوابق رشته اول یعنی موسیقی شهری بسیار قدیمی است ،همان که می گوئیم هفت دستگاه و پنج آواز و در کتب کهن اثراتی از آنرا در قرون وسطی می بینیم ، یعنی از قرن نهم تا پانزدهم ، مثل آثارفارابی. در این آثار به جا مانده توجه به ساختمان اصوات و فواصل آنها مشخص شده و در نتیجه ،اطلاعات مربوط به آگاهی موسیقی در آن زمان است . اینکه این دانش ، بعد ها چه ربطی با موسیقی پیدا کرد نمیدانیم ، این آثار ، برجسته و شاخص دست اندرکاران و یا نوازندگان نیست و ما خود آثار را نمی شناسیم ، اسامی ردیف های موسیقی را میبینیم ولی ارتعاش صوت واثر صدائی آن را نمی شناسیم .ما در آن زمان خط موسیقی نداشتیم و موسیقی آن دوره ما اصلا نوشته نمی شد و به معنائی ما ، تاریخ آهنگسازی را داریم بی آنکه خود اثر را داشته باشیم . در اینجا باید گفت که قطعا آثار وجود داشته ولی تاریخ آن راثبت نکرده است واگر دقت کنیم اغلب از آن با عنوان بداهه سرائی یاد شده ، زیرا شناخت ما از موسیقی مان ناقص است .

از قرن بیستم به اینسو ، آنچه که در دست داریم ، شکل یافته دوران قاجار است ، و اصلا عنوان دستگاه قبل از قرن نوزدهم در موسیقی ما وجود ندارد و تنها از کلمه مقام استفاده می شد .مثلا در یک دستگاه ، نوارنده و خواننده مفهومی را پیدا میکنند که در واقع نفوذ در آن از بداحه سرائی میآید . آنچه که به نام تصنیف میشناسیم ، دیرتر آمدند تا ریتم داشته باشند ، موسیقی قدیمی ضرب نداشت وبرای همین هم ، ارزش ها در دست هر خواننده ویا نوازنده رنگ دیگری میگیرد و این شاید قدرت موسیقی است که دائما در حال تحول است و شما نمیتوانید آن را مهار کنید . من معتقدم این موسیقی نیاز امروز را شاید نتواند پاسخگو باشد و اگر تمام دوازده دستگاه وآواز را به یک موسیقیدان آگاه بدهید با همه توانش شاید نتواند به دوازده ساعت برسد ، البته مقایسه درستی نیست اما مثلا موتسارت به تنهائی آثارش از هفتاد و هشتاد ساعت میگذرد ، گفتم مقایسه ، زیرا ما دنبال مقدار نیستیم و داریم خصوصیت موسیقی را بررسی می کنیم .

و اما نوع دوم موسیقی که در آغاز به آن اشاره کردم یعنی موسیقی محلی که بسیار ناشناخته است و دلیلش هم وسعت قومی و تعداد آلات موسیقی است . من تنوع زیادی را در موسیقی محلی دیده ام ، شما در سراسر ایران بیش از شصت آلت موسیقی میبینید حال آنکه در موسیقی سنتی ، تعداد بسیار کمتر است من معتقدم آینده موسیقی ملی ما از نظر توسعه مخصوصا بهره گیری و الهام گیری برای آهنگسازان از طریق موسیقی محلی خواهد بود . موسیقی شهری را باید حفط کرد ولی باید پذیرفت که دیگر نمیشود با آن کاری کرد .

ناصرالدین شاه سه باری که به اروپا رفت تحت تاثیر موسیقی آنجا و بیشتر آثار تشریفاتی ونظامی قرار گرفت . او بهنگام بازگشت که شدیدا جذب این موسیقی مجلل شده بود ، لازم دید برای ابهت دربارش موسیقی مشابهی از اروپا به ایران آورده شود ، درنتیجه از فرانسه معلمانی آوردند ولی حالا لازم بود وقتی ساز و معلم آمده آثار موسیقی هم به ایران آورده میشد وبه این ترتیب آثار پولکا و یا وآلس هم به ایران رسید و این همزمان با تاسیس مدرسه موسیقی دارالفنون است که امکان آشنائی را با این موسیقی برای همه فراهم ساخت و در اینجا لازم است از شخصیت بارز و ارزشمند مرحوم علینقی خان وزیری هم گفت که او تا جنگ جهانی دوم شخصیت اول موسیقی ایران بود . او که نزدیک به چهار سال در فرانسه و آلمان تحصیل موسیقی کرده بود و سازهای سه تار و ویلن را با مهارت می نواخت ، یکی از پایه گذاران موسیقی نوین در آن دوره بود. گفتنی در این باره بسیار است و خوشبختانه علاقه وکنجکاوی هم برای دانستن ، هرروز بیشتر و بیشترمی شود.

در پایان حاضران پرسشهای خود را مطرح و پروفسور هرمز فرهت به یکایک آنها با حوصله تمام پاسخ گفت.
























XS
SM
MD
LG