لینکهای قابل دسترسی

سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۶ ایران ۱۳:۴۲

پاريس، مسکو، پاريس: گزارش يک سفر


محمد رضا شاهيد، خبرنگار بخش فارسی صدای آمريکا درپاريس که در سفر اخير نيکلا سرکوزی رئيس جمهوری فرانسه به روسيه با هيات خبرنگاران همراه به مسکو رفته بود، بخشی از مشاهدات خود در اين سفر را که تحت الشعاع وقايع به اصطلاح داغ و سياسی قرار گرفته بود، در اين گزارش، زير عنوان پاريس، مسکو، پاريس منعکس ساخته است:

مذاکرات آقای سرکوزی و ميزبانش، ولاديمير پوتين رئيس جمهوری روسيه، به فاصله ای کوتاه پس از برگزاری مراسم استقبال، که در نووه اوگاریوودرچهل کیلومتری مسکو انجام گرفت، و حضور در مقابل خبرنگاران، فيلم برداران و عکاسان نيز بخشی از آن بود، در جريان ضيافت رسمی شام آغاز شد.

اما تشريفات مانع از ديدن ديدنی هائی نمی شود که بسياری از آنها يادآور تاريخ و وقايعی تاريخی است.

آسمان مسکو ابری و بارانی است ، شهر زیبا وسایه تاریخ همه جا با شماست ، عظمت به عقیده سیاسی شما کاری ندارد، انقلاب نود ساله شده، خواننده چپ فرانسوی لئوفره خوانده بود که سرخ پیر شده است. سال هزارونهصد وبیست ودو بود که کمونیزم حکومت رسمی کشور شد ، اوت سال سی و نه آلمان به روسيه حمله کرد ، استالین سال پنجاه وسه درگذشت ،سه سال دیرتر خروشچف برای هشت سال در راس حکومت بود ، برژنف هفده سال تا سال هزارونهصدوهشتادودو، و گورباچف سال هشتادوپنج آمد، ژوئن سال نودویک آقای بوریس يلتسین زمام امور را بدست گرفت . تاریخ از این پس سرعتی را که میشناسیم گرفت وآقای پوتین در آخرین روز سال نودونه و بدنبال استعفای آقای يلتسین بطور موقت و سپس سه ماه دیرتر بعنوان رئیس جمهور روسیه برگزیده شد . هم اکنون بر اساس آمار سنجش افکار، هفتاد درصد مردم روسیه از برنامه های وی رضایت دارند .

در ساعت ده شب آقای سرکوزی به اقامتگاه خود بازگشت ودر آن ساعت تعدادی از روزنامه نگاران فرصت یافتند تا بمدت هشتاد دقیقه بدون کوچکترین تشریفاتی با او به گفتکو بپردازند . باورچنین بود که در آن شب آقایان سرکوزی وپوتین بدون دغدغه ویا اختلاف با هم سخن گفته اند و حتی آقای سرکوزی گفت از پوتین دعوت کردم بعد از انتخابات ریاست جمهوری ، برای اولین سفرش تحت عنوان رئیس جمهور سابق به پاریس بیاید .زمانی دیرتر و در برابرتعجب روزنامه نگاران مبنی بر طرح مسائلی چون حقوق بشرو نظاير آن ، اقای سرکوزی گفت آقای پوتین تکرار کرد که تو را به مسکو دعوت کردم تا درباره همه چیز صحبت و از نطرات همدیگر با خبر شویم .

در مجال پیش آمده پرسیدیم در باره ایران چه ها گفتید ؟ آیا آقای پوتین پیامی را هم از سوی فرانسه به ایران میبرد ؟

آقای سرکوزی : بله درباره ایران دیدگاهمان را گفتیم ولی فرانسه اگر بخواهد خود با ایران میتواند مستقیما تماس داشته باشد

-آیا این تماس وجود دارد؟

آقای سرکوزی: به اندازه ای که لازم باشد

ـ در باره عراق با یکدیگر سخن گفتید؟

آقای سرکوزی : موضوعات زیاد بود. روسیه صد وچهل ودو میلیون نفر جمعیت دارد

ـ در باره انتخابات ریاست جمهوری آمریکا چه ؟ آیا آقای پوتین سلیقه و رای مشخصی دارد ؟

آقای سرکوزی : مسلما که نه ولی در باره امریکا من نظراتم را گفتم .

در فردای سفر، آقای سرکوزی به سفارت فرانسه درمسکورفت ، پنج هزار فرانسوی در روسیه زندگی میکنند. او به حاضران گفت هرکس که ازکشورش دوراست نگاه وافقش وطن اوست.انتخاب ویا وظیفه شما را به اینجا آورده است ، از حضورتان در این لحظه برای دیدارمان سپاسگزارم.

در مرحله بعدی آقای سرکوزی به دانشگاه بومان رفت ، چکیده سخنانش این بود:

ـ در تاریخ، دو ملت ما ، زمانی با هم جنگیدند ولی دو ملت ما هرگز تنفر از هم را نشناختند.

ـ میگویند جوانان در جهان بیکدیگر شبیه اند ، میگویم که از این پس همدیگر را بهتر وبیشترمیفهمند.

ـ ضد هم کار نکنیم ، با هم باشیم تا جهان خوشبخت را با هم بسازیم. ـ دوست داشتن وطن ، تنفر وطن آن دیگری نیست.

ـ اگر جوان بخواهد جهان در صلح زندگی خواهد کرد.

ـ در را بروی خودتان نبندید ، با دیگران باشید زورمند تر خواهید بود.

ـ شما حقوق زیادی دارید ولی بهمان اندازه وظائفی هم دارید وبالاخره رویاهای بزرگ داشته باشید تا دنیا را عوض کنید.

در مرحله بعدی سفر، آقای سرکوزی بایستی برای دور دوم گفتگو ها به کرملین میرفت . مکانی که حتی بعد از دیدن هم نمیتوان در باره اش گفت و یا نوشت ، اینجا تاریخ هر روز در برابر کرملین مکث میکند . کنفرانس مطبوعاتی درسالن کاترین صورت گرفت، وبراساس پروتکل دوسئوال برای فرانسه و دو سئوال برای روسیه . از فرانسه خبرنگاران لوموند و لیبراسیون پرسش ها را مطرح کردند، و در برابر سئوال لوموند بود که آقای پوتین گفت ما مدرک کافی دال بر مقاصد تسليحات اتمی جمهوری اسلامی ایران نداریم

ساعات پایانی سفر، با گشت شتابزده ای برای همه روزنامه نگاران در مینی بوس ها همراه بود که سریع حرکت میکردند، و در رادیو ترانه های انگلیسی پخس میشد. در سراسر شهر هیچ تابلو و یا اعلانی بجز زبان روسی به چشم نمیخورد، اما نگاه مهربانی ها همه چیز را به شما میگوید . هنوز هم هر شب بر بالای کرملین ستاره ای سرخ با نور نئون روشن است.

XS
SM
MD
LG