لینکهای قابل دسترسی

دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۶ ایران ۲۲:۴۸

عراقی


عراقی بار ديگر توبه بشکست ز جام عشق شد شيدا و سرمست
پريشان سر زلف بتان شد خراب چشم خوبان است پيوست
چه خوش باشد خرابی در خرابات گرفته زلف يار و رفته از دست
ز سودای پريرويان عجب نيست اگر ديوانه‌ای زنجير بگسست
به گرد زلف مهرويان همی گشت چو ماهی ناگهان افتد در شست
به پيران سر، دل و دين داد بر باد ز خود فارغ شد و از جمله وارست
سحرگه از سر سجاده برخاست به بوی جرعه‌ای زنار بربست
ز بند نام و ننگ آنگه شد آزاد که دل را در سر زلف بتان بست
بيفشاند آستين بر هردو عالم قلندوار در ميخانه بنشست
لب ساقی صلای بوسه در داد عراقی توبه‌ سی‌ساله بشکست

XS
SM
MD
LG