لینکهای قابل دسترسی

پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۶ ایران ۱۶:۴۲

فروغی بسطامی


: ٩

که ندانست کسي قيمت اين کالا را بي‌بها جنس وفا ماند هزاران افسوس
1
که نخورده‌ست کس امروز غم فردا را حاليا گر قدح باده تو را هست بنوش
2
کز چه رو سوخته پروانه‌ي بي‌پروا را کسي از شمع در اين جمع نپرسد آخر
3
که به يک غمزه زند راه دو صد دانا را عشق پيرانه سرم شيفته‌ي طفلي کرد
4
که بلايي رسد آن سرو سهي بالا را سيلي از گريه‌ي من خاست ولي مي‌ترسم
5
قطره ديدي که نيارد به نظر دريا را به جز از اشک فروغي که ز چشم تو فتاد
6
که کسي نشکند اين گونه صف اعدا را صف مژگان تو بشکست چنان دل‌ها را
7
کافرم ، کافر، اگر نوش کنم خرما را نيش خاري اگر از نخل تو خواهم خوردن
8
اي بسا نور دهد ديده‌ي نابينا را گر ستاند ز صبا گرد رهت را نرگس

XS
SM
MD
LG