چهارشنبه ۱ بهمن ۱۴۰۴ ایران ۱۲:۰۴
|
|
| که ندانست کسي قيمت اين کالا را | بيبها جنس وفا ماند هزاران افسوس |
| | که نخوردهست کس امروز غم فردا را | حاليا گر قدح باده تو را هست بنوش |
| | کز چه رو سوخته پروانهي بيپروا را | کسي از شمع در اين جمع نپرسد آخر |
| | که به يک غمزه زند راه دو صد دانا را | عشق پيرانه سرم شيفتهي طفلي کرد |
| | که بلايي رسد آن سرو سهي بالا را | سيلي از گريهي من خاست ولي ميترسم |
| | قطره ديدي که نيارد به نظر دريا را | به جز از اشک فروغي که ز چشم تو فتاد |
| | که کسي نشکند اين گونه صف اعدا را | صف مژگان تو بشکست چنان دلها را |
| | کافرم ، کافر، اگر نوش کنم خرما را | نيش خاري اگر از نخل تو خواهم خوردن |
| | اي بسا نور دهد ديدهي نابينا را | گر ستاند ز صبا گرد رهت را نرگس |
|
|