لینکهای قابل دسترسی

شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶ ایران ۲۰:۳۷

پديده روزا پارکز


"پديده،" از جهت اينکه گاه سلسله رويدادهای مربوط به فرد، و مجموعه تاريخ زندگی او از خود فرد بالاتر ميرود... بسيار بالاتر... و اندک اندک جمع را در بر ميگيرد و آهسته آهسته در تار و پود تاريخ ، در لابلای جامعه انسانی و در زوايای " بودن" ريشه ميگيرد و بعد " فرد- پديده" به نوبه خود در طاق مشاهير و" پانتئون" خدايان، پهلو به پهلوی نامداران جاودان تاريخ قرار ميگيرد.

آن روز يکشنبه ای نه گرم و نه سرد، ازيکشنبه های مخصوص ماه اکتبر بود. تالار مدور کنگره ، "روتاندا" ، با سقف بلند و پرنقش خود و ديوارهای مزين به چهره تاريخ پردازان و افسانه خدايان طعنه بر صورتگريهای ونيز و ميلان ميزد. تالار مملو از چهره های اميدداران صحنه سياسی و اجتماعی آمريکا بود..؛ پراز سکوت ، جامه ها تيره، رخسارها اندوهگين و چهره ها متفکر!

در ميان تالار تابوت حاوی پيکر نحيف " روزا پارکز" ، سالخورده و پژمرده، با صورتی پراز شيارهای ساليان دراز زندگی ، پيچيده در پرچم قرمز و آبی و پرستاره آمريکا قرار گرفته بود.

ميگويند علت اين همه تجليل از " روزا پارکز" زحمتکش، صبور، فقير و از نسل بردگان آفريقايی نژاد، از ساکنان اصلی سرزمين برده داران جنوبی تنها يک صفت بود: " شجاعت."!

" شجاعت" همواره از مخالفت با وضعيت موجود، و جوّ ِحال، چه سياسی، چه اقتصادی، چه مذهبی و چه اجتماعی بر ميخيزد. "شجاع" کسی است که طعن وسرزنش و شماتت و " دلالت " ديگران را بجان ميخرد؛ و خود را پذيرای تنگ گرفتن ها، تنگناها، سختی ها، خواريها، محدوديتها، و زندانها و گاه نيز بدتر و بالاتر از آن ميسازد.

" روزا پارکز" نيز از مردمی از همين دست بود. ميگويند، در آن روز سرنوشت ساز اول دسامبر سال 1955 "روزا" که سوار اتوبوس بود، از پيروی از عادت مألوف، و رسم پذيرفته شده روز امتناع کرد و از تسليم صندلی خود به يک سفيد پوست، و حرکت به عقب اتوبوی سرباز زد.

پارکز خود در کتاب "نيرومندی متانت "Quiet Strength مينويسد:

" نوع رفتاری که با ما ميشد درست نبود. آنروزها من همواره به مادرم و مادران و پدران آنها و درجه مقاومت و نيرومندی آنها می انديشيدم، و ميدانستم که ممکن است رفتار نامناسبی با من نيز در راه باشد. اما آنچه که مسلم بود اين بود که فرصتی به من داده شده بود تا آنچه را که همواره به ديگران توصيه ميکردم اينک خود جامه عمل بپوشانم."

"روزا پارکز" در جّوی که آنروزها حاکم بر ايالات جنوبی آمريکا بود، به علت "جسارت" خود دستگير و محاکمه شد. اما مسأله به همين جا ختم نمی شد. تحريم اتوبوس سواری به مدت ٣٨١ روز از طرف جامعه سياه پوستان آغاز شد؛ و جر و بحث و مباحثه و جنجال، پيکر تبدار آنروز آمريکا را ابتدا نحيف و سپس پذيرای تحول ساخت. کار به دادگاه کشيد؛ و ديوان عالی کشور آمريکا ، سرانجام در ماه نوامبر سال ١٩٥٦ حکم داد که تبعيض در وسائط نقليه عمومی در تضاد با قانون اساسی آمريکا است.

جنبش حقوق مدنی و استيفای حقوق انسانی اقليتها، جنبش تاريخی عظيمی است که حرکت توفنده و نتيجه بخش آن حرکتی ثبت در سينه تاريخ و جريانی عالمگير است. تصويب لايحه تاريخ ساز "حقوق مدنی" در کنگره آمريکا در زمان رياست جمهوری پرزيدنت " ليندون جانسون" و قيام جامعه سياه پوستان آمريکا تحت رهبری "مارتين لوتر کينگ،" و ترور او مشهورتر و تاريخی تر از آن است که در نبشتاری کوتاه گنجانده شود؛ اما مهمتر از همه درک اهميت تاريخی و وظايف روزمره و مبارزه مستمر روزانه ای است که به قول "روزا پارکز" بايد برای گسترش عدالت به صورت عادت و خوی روزانه در آيد.

" پارکز،" "پس از واقعه اتوبوس" هيچگاه احساس توانمندی تاريخی و فوق انسانی نداشت؛ برعکس، " روزا،" با تواضع هميشگی و جهان بينی خود ، با نبشتار و گفتار ممتد و مستمر خود، در موقعيتهای گوناگون ، سعی داشت از عنوان " مادر جنبش حقوق مدنی" در بيداری و آگاهی هميشگی بودن تلاشهای جهانی و بيداری وجدان همگانی بکوشد.

چهره "روزا پارکز" را ميتوان اکنون در " پانتئون" تاريخ، در کنار چهره تاريخ سازان ديگر، يافت.

XS
SM
MD
LG