چند روز مانده به سفر علی الزیدی، نخستوزیر عراق به آمریکا، عوامل جمهوری اسلامی در عراق حملات رسانهای هماهنگی علیه او، سفر احتمالیاش به آمریکا، و برنامههای دولتش درباره خلع سلاح گروههای شبهنظامی و برنامه آن در مبارزه با شبکههای فساد را آغاز کردهاند.
در تازهترین مورد، گروههای مسلح وابسته به جمهوری اسلامی که خود را «مقاومت اسلامی عراق» مینامند، با صدور بیانیهای، تحویل سلاحهای خود به دولت را رد کردند.
کتائب حزبالله، دیگر گروه مسلح وابسته به رژیم ایران، که وزارت خزانهداری آمریکا برای ارائه هرگونه اطلاعات از «ابوحسین حمیداوی» سرکرده آن، جایزه ده میلیون دلاری تعیین کرده است، دولت عراق و سیاستمداران این کشور را تهدید کرد که اگر از برنامههای آمریکا درباره خلع سلاح شبهنظامیان پیروی کنند، با «پاسخ کوبنده ملت» مواجه خواهند شد.
در ادامه این تهدیدها، ابوحسین حمیداوی سرکرده گروه تروریستی کتائب حزبالله، بعد از تشییع جنازه خامنهای در عراق، مرز شرم و حیا را درنوردیده، و آشکارا جار زده که کتائب حزبالله «به دستور خامنهای و با اوامر مستقیم او تشکیل شد، و اعضای آن چون گذشته، اکنون در رکاب نوایای خامنهای گام برمیدارند.»
این در حالی است که دولت عراق پیش از این، اواسط مهرماه آینده که همزمان با پایان حضور نظامی نیروهای ائتلاف بینالمللی در این کشور خواهد بود، را به عنوان تاریخ نهایی تحویل سلاحهای شبهنظامیان، تعیین کرده بود.
در آن سو، نوری مالکی عامل جمهوری اسلامی در صحنه سیاسی عراق، که به ظاهر خود را سیاستمدار میداند، و مانند تروریستهای مسلح، سلاح به دست ندارد و رابطه خود را با سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی مخفی میکند، از سیاست خلع سلاح شبهنظامیان عراقی علی الزیدی انتقاد کرده، و از نخستوزیر جدید عراق خواسته، که سفر خود را به آمریکا به تعویق بیاندازد.
در این میان، تشکل سیاسی نوری مالکی، خلع سلاح شبهنظامیان وابسته به جمهوری اسلامی، که اکنون نه فقط یک «مشکل ملی» به حساب میآید و حاکمیت ملی عراقیها را نقض میکند، بلکه به مانعی برای ثبات سیاسی کشور، استقلال سیاست خارجی عراق و سدی بزرگ در برابر گشایش اقتصادی، سرمایهگذاری خارجی و بهبود معشیت مردم شده است، را به خارج نسبت میدهد، و خواستار توقف آن شده است.
بدون شک چیزی که عوامل جمهوری اسلامی در دو شق سیاسی و شبهنظامی طلب میکنند، همان خواستههای اصلی جمهوری اسلامی در عراق است، که اکنون از زبان عوامل رژیم ایران در این کشور بیان میشوند.
جالب توجه در این موضوع این است، که عوامل جمهوری اسلامی در عراق، تا چند روز پیش از تشییع جنازه خامنهای، به ندرت وارد موضعگیری چالشی با دولت جدید بر سر خلع سلاح شبهنظامیان، برنامه دولت برای مبارزه با شبکههای فساد، و سفر نخستوزیر به آمریکا میشدند.
اما اکنون، بعد از تشییع جنازه خامنهای، توهم بر آنها مستولی شده، جنازه فردی که در کشور خود فاقد هرگونه مشروعیت مردمی است، و میان او و مردم ایران، دریایی از خون جاری است، حالا این جنازه، به آنها پایگاه قدرتمند اجتماعی میدهد و میتوانند براساس آن برنامههای دولت جدید عراق را به چالش بکشند.
برنامهای که دولت امروز عراق در پی آن است، نه فقط اعاده حاکمیت ملی به ۴۸ میلیون عراقی است، بلکه زنده کردن مردم عراق و رهایی آنها از یک ایدئولوژی مرگ است که ۴۷ سال در ایران پیاده شد، و آثار نکبتبار آن در هر گوشه وطن یافت میشود.
پروژه نیابتیهای عراق و حفظ سلاح آنها، همان نسخه برابر با اصل سپاه پاسداران در ایران است، که پدر و مادر هر فساد و جنایت در کشور هستند.
خمینی با هوچیگری شاه را از کشور بیرون کرد. دارودسته خمینی با هوچیگری، ۴۷ سال بر ایران حکم راندند، و اکنون با جنازه خامنهای و هوچیگری آن، میخواهند خود را بر عراق و مردم آن تحمیل کنند. با این تفاوت که عراق میدانی دیگر است، و نخست وزیر جوان عراق، با تمام هوچیگریهای جمهوری اسلامی و عوامل آن، برنامههای خود را با جدیت دنبال خواهد کرد.